سرمقاله – در جام جهانی ما به خودمان باختیم…!!!

امرروز خراسان جنوبی – راعی فرد
واقعیت فوتبال ما تمام و کمال آنی بود که دیدیم ، به مانند بسیاری از سیستم های اداری، بازهم تکرار میکنیم که ده ها بار درباره واقعیتهای جامعه گفتیم و نوشتیم که فوتبال نیز قسمتی ازاین پازل است. باکدامین منطق خیال میکردیم که قرار است به دور بعدی صعود کنیم، بازی فوتبال نه احساس می پذیرد و نه غیرت ، آمیزه ای است ازقدرت و برنامه ریزی و مدیریت! ما عادت کرده ایم و به باورمان نشسته که با سیستم بدون برنامه می توان کشور را از این وضعیت نجات داد ، شما وقتی فدراسیونی داری که کلی پرونده های فساد و رابطه مداری برآن حاکم است، وقتی تیم های بزرگ اش زمین فوتبال برای تمرین ندارند و بزرگترین ورزشگاه اش که بیش از ۶دهه از ساخت آن میگذرد نزدیک به سه سال است که در دست بازسازی است و دائم گفته میشود بزودی آماده مسابقات میشود ولی همچنان مخروبه است و چندبرابر پول ساخت آن تاکنون خرج بازسازی اش شده است، بازی های تدارکاتی که باچندتیم درجه ۴ یا ۵ جهان برای آمادگی انجام گردید. با کمترین خروجی یک تیم ملی که پیرترین تیم ملی در این دوره مسابقات معرفی گردید و جوان هایش را با بهانه و دلایل کودکانه در دقیقه ۹۰ از لیست خارج کردند، تیم ملی که برای مسابقه باید دریکی از خطرناکترین مناطق مکزیک در هتلی بیتوته کند و فقط چندساعت حق ورود به آمریکار را داشت و آن جو سنگین ورزشگاه برعلیه روحیه بچه های تیم ملی و شعارهای بسیار تند و رکیک برعلیه آنان واینکه ازباخت وحذف تیم ملی عده ای در داخل کِل کشیدند و خوشحالی شان را پنهان نکردند، مجموعه ای فشرده بود که از مهمترین دلایل حذف تیم ملی کشورمان به حساب می آید. در برخی دستگاه های دولتی و خصولتی و ارگانهای دیگر وضعیت همانی است که برای تیم ملی فوتبال کشورمان نام بردیم . واقعیت مردم ما آمیزه است از شور و احساس و رویا پروری و توهمات فراوانی که با واقعیات اجتماعی مان هیچگونه سنخیتی ندارد لذا هیچ مسئول بالادستی هم خود را مقید به پاسخگویی نمی داند و از شفاف سازی گریزان، لذا بازهم چون صدها باری که گوشزد کردیم  و گفتیم و نوشتیم تا تغییرات ریشه ای وتغییر ساختارهای موجود عملیاتی نشود ما همچنان دورخود خواهیم چرخید تا از پا بیفتیم، فوتبال ما آینه تمام نمای واقعیتهای جامعه ای است که درآن زیست میکنیم…!!!