خراسان جنوبی امروز در نقطه حساسی از تقابل با طبیعت ایستاده است؛ جایی که پیشروی بیامان بیابانها و کانونهای فرسایش بادی، نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه یک تهدید جدی برای امنیت سکونتگاههای انسانی در شرق کشور است. در حالی که وسعت عرصههای بیابانی این استان را پس از کرمان در رتبهای پیشتاز قرار میدهد، اما ابزارهای مقابله با این پیشروی، همچنان در انتظار تخصیص اعتبارات ویژه میتپند.
خراسان جنوبی امروز در نقطه حساسی از تقابل با طبیعت ایستاده است؛ جایی که پیشروی بیامان بیابانها و کانونهای فرسایش بادی، نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه یک تهدید جدی برای امنیت سکونتگاههای انسانی در شرق کشور است. در حالی که وسعت عرصههای بیابانی این استان را پس از کرمان در رتبهای پیشتاز قرار میدهد، اما ابزارهای مقابله با این پیشروی، همچنان در انتظار تخصیص اعتبارات ویژه هستند. این وضعیت، حقیقتی تلخ از شکاف میان نیازهای عملیاتی و حمایتهای مالی را به نمایش میگذارد.
سرپرست اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان جنوبی، با نگاهی واقعبینانه به وضعیت اقلیمی منطقه، زنگ خطر را به صدا درآورده است. مهدی کرباسچی، معتقد است که پیشرفت هرگونه فعالیت در حوزه بیابانزدایی، وابستگی مستقیمی به تزریق منابع مالی دارد. در واقع، شکاف میان نیازهای عملیاتی و اعتبارات تخصیصی، همان حفرهای است که بیابانها از آن طریق نفوذ میکنند و خاکهای حاصل را میبلعند. تحلیل وضعیت اقلیمی استان نشان میدهد که ترکیب بادهای موسمی و اثرات مخرب بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران ملی در قالب هجوم ریزگردها را دارد. اگر اقدامات پیشگیرانه در کانونهای بحرانی بهموقع اجرا نشوند، شهرها و مناطق مسکونی با تهدیدی جدی روبرو خواهند شد که هزینه جبران آن در آینده، چندین برابر هزینههای جاری برای پیشگیری خواهد بود. این یک بازی با زمان است؛ زمانی که در آن هر روز تأخیر در تخصیص بودجه، به معنای پیشروی چند کیلومتری بیابان در خاکهای حاصلخیز و نابودی تدریجی پوششهای گیاهی است.
نگاهی به جغرافیای بحران در استان نشان میدهد که هیچ شهرستانی از این زنجیره رهایی ندارد. اگرچه بیرجند در کمترین میزان عرصههای بیابانی قرار دارد، اما در مناطق استراتژیک و حساس مانند طبس و عشقآباد، شدت بحران به حدی رسیده است که اجرای طرحهای بیابانزدایی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی است. در این نقاط، زمین در حال تبدیل شدن به منبع تولید گرد و غبار است و تنها راه مهار این کانونها، اجرای پروژههای ملی و تخصیص اعتبارات ویژه است. هرگونه سهلانگاری در این مناطق، میتواند منجر به تغییرات اقلیم غیرقابل بازگشت در کل منطقه شرق شود.
اما این نبرد با بیابان، تنها با بودجه پیش نمیرود. یکی از چالشهای پنهان و عمیق در این مسیر، تضاد میان نیازهای معیشتی مردم و حفاظت از محیط زیست است. برداشت بوتههای بیابانی برای تأمین سوخت توسط روستاییان، زخمی است که بر پیکره عرصههای طبیعی وارد میشود و روند تخریب پوشش گیاهی را تسریع میکند. اینجاست که فرهنگسازی و تبدیل مردم به همیاران منابع طبیعی، به عنوان رکن دومی در کنار اعتبارات مالی، ظاهر میشود. بدون همراهی دامداران و کشاورزان، هر طرح مهندسیشدهای در برابر نیازهای ابتدایی معیشتی شکست خواهد خورد. در واقع، بیابانزایی در خراسان جنوبی یک زنجیره پیچیده است؛ از نبود بودجه در سطح کلان تا تخریب پوشش گیاهی در سطح خرد. برای گسستن این زنجیره، باید رویکردی جامع اتخاذ کرد. این رویکرد باید شامل تامین اعتبارات ویژه، ایجاد جایگزینهای سوخت برای روستاییان و اجرای عملیاتهای سریع در کانونهای بحرانی باشد.
اکنون توپ در زمین متولیان است. با نزدیک شدن به فرآیند تخصیص اعتبارات شهرستانی، انتظار میرود فرمانداران در کمیتههای برنامهریزی، مقابله با بیابانزایی را نه به عنوان یک پروژه جانبی یا اداری، بلکه به عنوان اولویت اول توسعه پایدار و امنیت ملی در نظر بگیرند. هرگونه کوتاهی در این مقطع، به معنای تسلیم شدن در برابر پیشروی شنهاست.
مقابله با بیابانزایی در خراسان جنوبی، یک جنگ تمامعیار برای حفظ خاک و تداوم زندگی در شرق است. اگر امروز اعتبارات ویژه به عنوان یک سپر دفاعی در برابر فرسایش بادی به کار گرفته نشود، فردا باید با حقیقتی تلخ روبرو شد: تبدیل شدن مناطق مسکونی به بخشی از بیابانهای بیانتهای شرق. نجات این استان از چنگال ریزگردها، نیازمند ارادهای سیاسی و جسارت در تخصیص منابع است، چرا که در برابر پیشروی بیابان، هیچ چیز جز تخصص و بودجه کافی، سد محکمی نیست.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی