یادداشت / دریا دلی مان هم خشک شد…!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
ماچگونه رنگ باختیم؟ ما چگونه برهم تاختیم ، ماچگونه برفرش ماندیم؟ ما چگونه بیزار شدیم؟ ما چگونه بیدارشدیم؟ ما چگونه روح مان ازخستگی درهم ریخت، ما چگونه دنیایمان را از دست دادیم؟ ماچگونه و چرا بر هم زخم زدیم؟ ماچگونه از هم پاشیدیم؟ ما چگونه خام شدیم تا رام شویم؟ انگار در کشورمان هیچ اتفاقی نیفتاده و همه چیز سرجای خودش است ! انگاری این بروکراسی ما را تکه تکه کرده! انگاری این کشور فقط برای ده تا بیست درصد مردم اش سرمایه و رفاه و گشودگی و عافیت دارد و بقیه قرار است ریزه خوار ته مانده سفره دارانی شوند که از شدت فربهی هرلحظه ممکن است بترکند. قرار روزهای اول انقلاب را که یادمان نرفته، قرار بود کوخ نشینان یک موی گندیده شان به صد کاخ نشین بی ارزد اما هیچگاه اینگونه نشد، آنان همچنان گرسنه و ژنده پوش و وصله وپینه شده تعدادشان به حداقل سی میلیون نفر رسیده است ، گفتند اینان پابرهنه های انقلابند، بعد ترها گفتند قشر آسیب پذیر اما این کوخ نشینان دچار انفجار جمعیت شدند و اینک نه می دانند عدالت اجتماعی کیلویی چنداست و نه مفهوم یک روز آرامش و آسایش را درک میکنند. ما با مردم چه کردیم که اینگونه ملعبه دست کسانی شدند که نه فقر را میفهمند و نه بیکاری و نه تورم را ، بر آنان منت میگذاریم که قرار است در این ماه  یا آن ماه مقدار ارزش پولی کالاهای الکترونیک یا همان کوپن های دهه ۶۰ چند درصدی آن هم نه برای همه که چند دهک مشخص افزوده شود ، براستی چه کسانی چنین وضع فلاکت بار و غیرقابل باوری را بر مردم دیکته کردند، چه موریانه ای چنین نظم اجتماعی را از درون تخلیه کرد، چرا توان مبارزه با فساد رانداریم مبارزه با رانت را از معنا خالی کرده اند. فروپاشی جامعه تعاریف و شاخصه هایی دارد که قدم به قدم به آن نزدیک میشویم ، با باورهای دینی ومذهبی مردم آنقدر بازی کردیم که پرچم افتراق را برافراشتیم ، از این همه پولپاشی ها چقدر نصیب مردم شد ؟ چقدر به یک رقمی شدن تورم نزدیک شدیم ؟ چقدر برای مردم رفاه به ارمغان آوردیم ؟ چقدر توانستیم کرامت آنان را حفظ کنیم و غرورشان را زیر پا چون ته سیگاری له نکنیم ؟! این کمترین حقی است که مردم باید بدانند که درکشورشان چه خبر است. دانستن حق همگان است ، تکذیب و بیخبری و سرپوش گذاشتن بر واقعیات وپاسخگو نبودن آخرین ضربه را به فروپاشی اجتماعی خواهد نواخت…!!!