ساعت شنی خشکسالی در خراسان جنوبی دیگر هشدار نمیدهد، بلکه فریاد میزند. در اقلیمی که خورشید بر خاکش فرمانروایی میکند، آب دیگر تنها یک منبع زیستی نیست؛ بلکه به «سرمایهای استراتژیک» و نمادی از بقا تبدیل شده است. وقتی صحبت از تنش آبی در ۹ شهر و ۲۷ مجتمع روستایی میشود، ما با یک گزارش آماری روبهرو نیستیم، بلکه با بحران هویت یک منطقه مواجهیم که باید میان توسعه و تشنه ماندن یکی را انتخاب کند. این گزارش، کالبدشکافی وضعیت جاری در استانی است که در آن هر قطره آب، داستانی از تلاش برای نجات است.
نقشه قرمز
در جغرافیای تشنه استان، ۹ نقطه کلیدی در وضعیت هشدار قرار دارند. بیرجند، قاین، نهبندان، طبس، خوسف، شوسف، اسدیه، سرایان و سربیشه؛ نامهایی که اکنون در فهرست تنش آبی ثبت شدهاند. اما در میان این لیست، چهار نقطه یعنی بیرجند، نهبندان، خوسف و اسدیه به دلیل شاخصهای بحرانی، در وضعیت حاد قرار گرفتهاند. این یعنی در این چهار نقطه، توازن میان عرضه و تقاضا به شدت متلاطم شده و سیستمهای آبرسانی در لبه پرتگاه قرار دارند. این وضعیت، تلاطمی است که اگر با مدیریت هوشمند کنترل نشود، میتواند منجر به شوکهای اجتماعی در تامین نیازهای اولیه شهروندی گردد.
خونریزی زیرزمینی
یکی از تکاندهندهترین واقعیتهای این بحران، نرخ هدررفت آب است. ۳۸ درصد! این عدد، تنها یک درصد نیست؛ بلکه «خونریزی سیستماتیک» زیرساختهای استان است. تقریباً دوپنجم آب تولید شده، پیش از آنکه به شیرهای مصرفکننده برسد، در میان لولههای فرسوده و در اعماق زمین گم میشود. این یعنی بخشی از تلاش های ملی و محلی برای تامین آب، در مسیر انتقال به زمین میریزد.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب خراسان جنوبی، با صراحت از یک خلأ اعتباری صحبت میکند. حسین توکلی، معتقد است برای توقف این هدررفت و نوسازی بیش از یک هزار کیلومتر از شبکههای اولویتدار، تزریق ۲ هزار میلیارد تومان اعتبار ضروری است. تا زمانی که این شریانهای فرسوده جایگزین نشوند، هر تلاش برای صرفهجویی، مانند ریختن آب در ظرفی سوراخ است. این یعنی ما با یک بحران اعتباری-زیرساختی روبهرو هستیم که مستقیماً بر کیفیت زندگی ۸۰۰ هزار نفر اثر میگذارد.
جبهههای نجات
اما در میان این تاریکی، نقاط روشنی هم وجود دارد. طبس که سال گذشته نماد بحران آبی بود، اکنون با اقداماتی استراتژیک از وضعیت بحرانی خارج شده است. هرچند تنش آبی همچنان پابرجاست، اما مدیریت بحران در این منطقه با موفقیت جایگزین هرجومرج شده است. این یک درس مدیریتی است: بحران با اقدام ضربتی قابل کنترل است.
در مجتمع آبرسانی «فخرود» نیز عملیاتی جسورانه آغاز شده است. حفر چاههای جدید و تعویض سریع سه کیلومتر از خطوط انتقال، تلاشی است برای اینکه صدای خشک شدن چاهها، جای خود را به صدای جریان آب بدهد. این اقدامات نشان میدهد که مدیریت آب استان از حالت «انتظار» خارج شده و به حالت حمله برای نجات مشترکین تغییر وضعیت داده است.
معامله با عطش
رویکرد جدید مدیریت آب در استان، از اجبار به سمت ترغیب حرکت کرده است. پویش «۲۰ درصدی کاهش مصرف» یک دستور اداری نیست، بلکه یک قرارداد اجتماعی است. در این طرح، شرکت آب و فاضلاب پیشنهادی وسوسهانگیز روی میز گذاشته است: تبدیل صرفهجویی به سود مالی.
این یک پارادایم مدرن در مدیریت منابع است. علاوه بر این، تصمیم جسورانه شرکت برای عدم افزایش حق انشعاب در سال ۱۴۰۵، پیامی روشن دارد: «ما در کنار مردم هستیم تا این بحران را عبور کنیم.» این یعنی شرکت آب و فاضلاب، هزینههای زیرساختی را به جای منتقل کردن به جیب مردم، در ساختار خود جذب کرده است.
مدیریت در خانه
در این نبرد، «خانه» مهمترین جبهه جنگ است. در اینجا نقش کلیدی بانوان خانواده به عنوان مدیران منابع خانگی برجسته میشود. راهکارهای ساده اما حیاتی که اگر به فرهنگ تبدیل شوند، معجزه میکنند: کاهش زمان استحمام به کمتر از ۵ دقیقه، استفاده از سایبان برای کولرهای آبی جهت کاهش تبخیر، بهرهگیری حداکثری از ظرفیت ماشین ظرفشویی و توقف کامل شستوشوی حیاطها با آب شرب. همچنین، تبدیل هر شهروند به یک «ناظر» از طریق گزارش سریع نشتیها به سامانه ۱۲۲، زنجیره نجات آب را کامل میکند.
تپش قلبهای تشنه
امروز ۸۰۰ هزار نفر در ۳۱ شهر و بیش از هزار روستای خراسان جنوبی، چشم به تپش قلبهای تپنده شرکت آب و فاضلاب دارند. پوشش ۹۸ درصدی در شهرها و ۸۶ درصدی در روستاها دستاوردی است که اگر با «مدیریت هوشمند» و «مشارکت فعال مردم» همراه نشود، در برابر خشکسالیهای سخت آینده، آسیبپذیر خواهد بود. پایداری خدمات آبرسانی در این اقلیم سخت، دیگر تنها بر عهده مهندسان و پیمانکاران نیست؛ بلکه در دستان هر شهروندی است که شیر آب را کمی زودتر میبندد. بقای این منطقه در گروی گذار از مصرف سنتی به مدیریت هوشمند است. زمان برای تامل به پایان رسیده و اکنون تنها راه نجات، اتحاد میان مدیریت و مردم در یک جبهه مشترک برای حفاظت از آخرین قطرات این خاک است.
بقا یا فنا؟
از سویی وقتی با واقعیتهای عریان ۳۸ درصد هدررفت و نیاز به ۲ تریلیون تومان اعتبار روبهرو میشویم، باید از خود بپرسیم: آیا تنها با تخفیف در قبضها و دوشهای ۵ دقیقهای میتوان بر تندباد خشکسالی غلبه کرد؟ آیا تا زمانی که شریانهای زیرزمینی استان در حال خونریزی باشند، هرگونه فرهنگسازی، تنها تسکینی موقت بر جرحی عمیق نیست؟
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی