ضیافت نافرجام ابرها در تالار آینه های نظامی/ سراب باران دستوری

خراسان جنوبی سال هاست با تازیانه های خشکسالی و زخم های عمیق فرونشست، مرثیه خوان آب است، هر واژه ای که بوی دستکاری آسمان بدهد، همچون جرقه در انبار باروت افکار عمومی عمل می کند. این روزها در راهروهای پرپیچ و خم فضای مجازی، حکایتی غریب دهان به دهان می چرخد؛ حکایت رادارهایی که گویی عصای موسای قرن بیست و یکم شده اند و با شلیک امواج، ابرها را به کرنش و بارش وا می دارند. اما آیا حقیقت در پس این غبار الکترومغناطیس نهفته است یا ما تنها در حال تماشای رقص سایه ها بر دیوار غار جهل خویشیم؟

از هارپ تا سپرهای دفاعی
ریشه این شایعات را نباید تنها در سرمای زمستان های کم بارش جست؛ بلکه باید آن را در تاریخچه پروژه های جنجالی نظیر هارپ در آلاسکا یافت که سال هاست به عنوان هیولای پنهان دستکاری های اقلیمی در ذهن ها رسوب کرده است. در روایت های عامیانه، رادارهای جنگی نه ابزاری برای پایش افق، جادوگرانی تصویر می شوند که با تغییر قطبیت جو و یونیزاسیون اتمسفر، ابرها را به زنجیر می کشند. این ایده، اگرچه در ساحت خیال جذاب و در سینمای علمی تخیلی چشم نواز است، اما در ترازوی فیزیک کلاسیک و سینتیک اتمسفر، وزنی هم سنگ حباب دارد.

تقابل منطق علم با جادوی شایعه
سازمان هواشناسی، به عنوان دیده بان رسمی آسمان، بارها بر این حقیقت تاکید ورزیده که میانگین بارش ها در تراز بلندمدت، تفاوت معناداری با الگوهای اقلیمی منطقه ندارد. جستجویی ساده در همین دسترسی ضعیف و تبعیض آمیز به اینترنت، شما را آگاه می کند که رادارهای نظامی، ماهیتی آشکارساز دارند؛ آن ها موج می فرستند تا بازتابش را برای شناسایی اشیاء پرنده واکاوی کنند. فرکانس های مورد استفاده در این تجهیزات، چنان ظریف و ناچیزند که در برابر انرژی بی کران و پویایی عظیم یک سامانه بارشی که هزاران کیلومتر مربع را پوشش می دهد، همچون نسیمی در برابر طوفان می مانند. ادعای تاثیر این امواج بر افزایش یا کاهش بارندگی، از منظر ترمودینامیک جوی، شبیه به آن است که بخواهیم با حرارت یک شمع، آب اقیانوسی را به جوش آوریم.
تفاوت بنیادی در عملکرد این دو سامانه نهفته است. رادار هواشناسی به دنبال اهداف نرم مانند ذرات آب و برف است و با طول موج بلند به قلب ابرها نفوذ می کند تا حجم بارش را بسنجد. اما رادار نظامی، تشنه ردیابی اهداف سخت و فلزی نظیر هواپیما و موشک است و باران را صرفا پارازیت مزاحمی می داند که باید حذف شود. در حالی که رادار هواشناسی با چرخش صبورانه لایه های آسمان را اسکن می کند، رادار نظامی با سرعت نور بر شکار متحرک متمرکز است. قدرت ارسال امواج نظامی برای نفوذ در بدنه های رادارگریز طراحی شده، نه تعامل با لطافت قطرات باران.

چرا بازار شایعه داغ است؟
پذیرش دستکاری برای ذهن بشری که در برابر قهر طبیعت احساس درماندگی می کند، نوعی سازوکار دفاعی است. اگر باران نمی بارد، باید دشمنی ابرها را دزدیده باشد؛ و اگر ناگهان سیلی جاری می شود، باید راداری آن ها را فراخوانده باشد. البته ممکن است شما هم به خاطر داشته باشید که بخش اول این شایعه با اظهارنظری در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، سعی داشت رسمت پیدا کند اما مگر دانشمندان می گذارند که چنین شود؟ این انسان انگاری پدیده های جوی و پیوند زدن آن ها به اراده های مخفی نظامی، به مردم حس کاذب شناخت میدهد. در حالی که ریشه اصلی تغییرات اقلیمی در گرمایش جهانی، تخریب اکوسیستم ها و سوءمدیریت منابع آبی نهفته است، شایعه رادارهای جنگی، آدرسی غلط است که ذهن را از مسئولیت پذیری زیست محیطی دور می کند.

پارادوکس تکنولوژی
تکنولوژی باروری ابرها که دهه هاست در جهان و ایران مورد بحث است، از ذرات یدید نقره برای ایجاد هسته های تراکم استفاده می کند؛ روشی که خود با چالش های اخلاقی و زیست محیطی بسیاری روبروست. میان باروری فیزیکی و تاثیر راداری، فرسنگ ها فاصله است. رادارهای ما، تنها شاهدانی صادق بر عبور ابرهای سترون یا زاینده هستند. نسبت دادن قدرت این چنین به فرستنده های رادیویی، نتیجه مستقیم آمیزش فقر علمی با هیجان سیاسی است.

آسمان را به سیاست نیالاییم
باید پذیرفت که ابرها، تابع قوانین لایتغیر فیزیک و جریانات جتی تراز فوقانی جو هستند، نه فرامین الکترونیکی اتاق های جنگ. جریانات جتی رودخانه‌هایی از باد در ارتفاعات بسیار بالای جو هستند. در واقع این غول‌های باد در لایه‌های بالای جو تصمیم می‌گیرند باران کجا ببارد، نه امواج ریز یک رادار روی زمین. قدرت یک جریان جتی میلیاردها برابر بیشتر از هر تجهیزات نظامی ساخته دست بشر است. افزایش بارندگی ها در برخی فصول، بیش از آنکه مدیون سیگنال های زمینی باشد، ناشی از چرخه های طبیعی اقیانوسی و تغییر مسیر رطوبت مدیترانه ای است. وقت آن است که از ساحت وهم خارج شده و به دامان واقعیت بازگردیم. آسمان، وسیع تر از آن است که در قفس شایعات مجازی محبوس شود. گزارش های علمی، علی رغم تلخی ناشی از خشکسالی، بسیار معتبرتر از افسانه هایی هستند که می خواهند خشکی زمین را با جادوی رادار جبران کنند.ما نیازمند سواد رسانه ای برای تشخیص مرز میان علم و شبه علم هستیم؛ چرا که در تالار آینه های نظامی، گاهی آنچه می‌بینیم، تنها بازتاب آرزوها و ترس های خودمان است، نه حقیقتی که در رگ های ابر جاریست.