سکوت کجی صدای بال پرندگان را می بلعد /مرگواره ای برای بهشت نمکی

تصور کنید در قلب دشت‌های نهبندان ایستاده اید جایی که افق خطی خاکستری بین زمین و آسمان است اینجا کجی است تالابی که روزگاری بهشت کوچک پرندگان مهاجر بود اما امروز شبیه به یک گورستان نمکی است لایه‌های سفید نمک مانند کفنی بر تن زمین کشیده شده و هر چه می‌چرخید تنها سکوتی مطلق را می‌شنوید سکوتی که جایگزین هیاهوی هزاران بال شده است. این سکوت یک آرامش ساده نیست بلکه فریاد خاموش طبیعتی است که در حال نابودی است. در این پهنه وسیع از خشکی هر قدمی که برمی دارید صدای خرد شدن نمک زیر پاهایتان یادآور این است که اینجا زمانی رودخانه‌ای از حیات جاری بود و اکنون تنها ردپای فراموشی باقی مانده است.

گورستان سفید
کجی تنها یک تالاب نیست کجی تپنده قلب زیست بوم نهبندان است اما این قلب حالا از تپش افتاده و چشم انتظار قطره ای باران است تا دوباره به جریان بیفتد در اینجا طبیعت دیگر نمی‌جنگد فقط منتظر است و این انتظار در نهایت به یک تراژدی زیست محیطی تبدیل شده است که تمام منطقه را در بر گرفته است.

پارادوکس آب و نمک
کجی با یک پارادوکس عجیب زندگی می‌کند او نه رودخانه‌ای دائمی دارد که او را تغذیه کند و نه تضمینی برای بقا تمام حیات این پهنه به سخاوت آسمان گره خورده است وقتی می‌بارد کجی به سرعت لباس سبز و آبی می‌پوشد و میزبان پرندگانی می‌شود که هزاران کیلومتر را برای یک جرعه آب طی کرده اند اما وقتی خورشید برمی گزیند و باران‌ها دریغ می‌کنند کجی به سرعت به یک پدیده شیمیایی تبدیل می‌شود نمک. نمکی که حالا بستر تالاب را تسخیر کرده و هر گونه احتمال حیات را می‌بلعد این تبدیل شدن آب به نمک تنها یک تغییر فیزیکی نیست یک هشدار زیست محیطی است که نشان می‌دهد توازن طبیعت در این منطقه به شدت به هم ریخته است. نمک در اینجا دیگر یک ماده معدنی ساده نیست بلکه ابزاری است برای پاک کردن تمام آثار زندگی از روی زمین.

در جستجوی نجات
در میان این بحران تلاش‌هایی برای بازگشت زندگی جریان دارد امیر کوهستانی رئیس اداره حفاظت محیط زیست نهبندان در کالبدشکافی این وضعیت از یک نبرد سخت برای حفظ کجی می‌گوید او تأکید می‌کند که کجی طبیعتاً در خرداد خشک می‌شود و در پاییز آب می‌گیرد اما نگرانی اصلی تداوم خشکی است. او می‌گوید که تالاب در حال تبدیل شدن به یک پهنه بی آب است که اگر راهکاری اندیشیده نشود برای همیشه از چرخه حیات خارج خواهد شد.
کوهستانی از میلیاردها تومان بودجه برای لایروبی اصلاح مسیرهای رودخانه‌ای و تثبیت مرزهای تالاب سخن می‌گوید او تلاش می‌کند تا با قرق باندی و آموزش سدی در برابر تخریب محیط زیست بسازد اما واقعیت تلخ این است که در برابر خشکسالی مطلق بودجه‌های میلیاردی تنها می‌توانند زمان مرگ را به تأخیر بیندازند مگر آنکه یک طرح اصولی و بلندمدت جایگزین اقدامات تک بعدی شود. او معتقد است که لایروبی به تنهایی کافی نیست و باید نگاهی کل‌نگر به حوضه آبریز تالاب داشت.
از ریزگرد تا حوله بافی
بزرگترین کابوس مدیریت محیط زیست در نهبندان تبدیل شدن بستر خشک کجی به کارخانه تولید ریزگرد است وقتی تالاب می‌میرد بادهای تند نمک و خاک را به شهرها می‌برد و ریه‌های منطقه را می‌بندد. این یعنی مرگ تالاب فقط به معنای نبود پرندگان نیست بلکه به معنای آغاز یک بحران بهداشتی و اقلیمی برای تمام ساکنان نهبندان است.
اما در لایه دیگری از این بحران انسانیت تلاش می‌کند تا راهی برای بقا بیابد امیر کوهستانی از یک استراتژی جسورانه می‌گوید تغییر الگوی معیشت وقتی زمین دیگر آب نمی‌دهد باید راهی پیدا کرد که مردم از چرای بی‌رویه دام و کشاورزی تخریبی دست بکشند. او می‌داند که گرسنگی انسان‌ها هرگز اجازه نمی‌دهد که محیط زیست در اولویت قرار بگیرد بنابراین راهکار او ایجاد شغل است.
طرح‌های جایگزینی مثل حوله بافی برای زنان منطقه تلاشی است تا فشار بر روی تالاب کاهش یابد دادن دستگاه‌های رایگان و آموزش مشاغل جدید در واقع تلاشی برای نجات کجی از طریق نجات انسان‌های اطرافش است زیرا تا زمانی که شکم مردم با محیط زیست در تضاد باشد هیچ تالابی زنده نمی‌ماند. این یک جنگ برای بقای متقابل است بین انسان و طبیعتی که هر دو در حال تحلیل رفتن هستند.

تالابی که فریاد می‌زند
ما با یک زنجیره تخریب روبرو هستیم کاهش بارندگی منجر به خشک شدن تالاب می‌شود و این امر باعث تخریب پوشش گیاهی توسط دام شده و در نهایت منجر به خیزش ریزگرد و نابودی زیست بوم می‌گردد. این یک چرخه معیوب است که هر بار با شدت بیشتری تکرار می‌شود. کجی اکنون در نقطه حساس قرار دارد اگر همکاری دستگاه‌های مختلف در زمینه بازاریابی محصولات محلی و پرداخت تسهیلات خوداشتغالی محقق نشود آموزش‌های محیط زیستی تنها شعارهایی روی کاغذ خواهند بود کجی نمی‌خواهد فقط حفاظت شود کجی می‌خواهد زنده باشد. ما نباید فراموش کنیم که تالاب‌ها ریه‌های زمین هستند و وقتی ریه‌ها خشک شوند تنفس برای تمام منطقه غیرممکن خواهد شد.
این یک هشدار است. تالاب کجی نماد تمام تالاب‌های ایران است که زیر فشار خشکسالی و مدیریت نادرست در حال مرگ هستند. اگر امروز برای کجی اقدام نکنیم فردا هیچ تالابی نخواهیم داشت که به ما یادآوری کند روزی آبی در این دشت‌ها جاری بود.

شوک آخر
تصویر نهایی کجی تکان دهنده است نمک تنها یک ماده معدنی نیست در اینجا نمک نماد پاک کن طبیعت است که هر چه را در مسیرش ببیند پاک می‌کند پرندگان را گیاهان را و در نهایت امیدهای ما را.
اگر امروز به سکوت بال‌ها در پهنه نمک توجه نکنیم فردا شاید دیگر چیزی برای نجات وجود نداشته باشد ساعت شنی کجی در حال خالی شدن است و آخرین قطره‌های امید در حال تبخیر شدن زیر آفتاب بی‌رحم نهبندان است.
سوال اینجاست آیا ما شاهد آخرین بازگشت پرندگان به کجی هستیم یا این سکوت پیش در آمدی بر یک مرگ ابدی است؟