برخی هنرها با تار و پود، اما برخی دیگر با «خاطره» بافته میشوند. داستان احیای «برکبافی» در شهر مود، روایتِ تبدیل یک یادگار فراموششده به فرصتی برای اشتغال و عزت است؛ روایتی که نقطه شروع آن، یک روز برفی در کودکیِ «مریم همتپور» بود.
پناهی از جنس برک
همه چیز با یک خاطره قدیمی آغاز شد. همتپور از روزهایی میگوید که مسیر مدرسه، با برف و سرما گره خورده بود. در میان آن سرمای استخوانسوز، پارچهای از «برک» که سالها پیش از چشمها پنهان شده بود، او را در آغوش گرفت. گرمای عجیبی که در آن پارچه بود و حسی از امنیت که به او بخشید، بذری را در ذهن کودکانه او کاشت: «این چه پارچهای است که چنین خاصیتی دارد؟»
همان پارچه که روزی منبع درآمد زنان منطقه بود، با هجوم صنعتیشدن و پارچههای ارزانقیمت، به حاشیه رانده شده بود. اما برای همتپور، آن تکه پارچه، عهدی بود برای جبران زحمات مادر و تمام زنانی که با این هنر زندگی کرده بودند.
نبرد با «نه»ها
مسیر احیای برکبافی، مسیری هموار نبود. همتپور سالها با قلم و کلام جنگید؛ از نوشتن مقالاتی با عنوان «درد دل پارچه برک» تا تلاش برای متقاعد کردن مسئولانی که ابتدا او را دلسرد میکردند. اما پافشاری او به نتیجه داد و در سال ۱۳۷۴، تعاونی زنان روستایی را به ثبت رساند تا زیر یک چتر مشترک، هنر فراموششده را نجات دهد.
مهر اصالت ملی
احیای برکبافی تنها یک بازگشت ساده نبود، بلکه یک تحول استراتژیک بود. همتپور میدانست که هنر بدون بازار، محکوم به مرگ است. او با ایدهای جسورانه، «هدبند» را معرفی کرد؛ محصولی کوچک، ارزان و در دسترس که توانست برک را دوباره به ویترینهای ملی برساند. همین هدبندهای کوچک، نه تنها خاصیت گرمابخشی و درمانی داشتند، بلکه کلید ورود دوباره این هنر به خانه مردم شدند. اوج این مسیر در سال ۱۴۰۳ رقم خورد؛ زمانی که همتپور با تلفیقی از هنر خیاطی و دانش بومی، «جلیقه برک» را طراحی کرد. جلیقهای که با رنگریزی گیاهی از گیاه «کوشترگ» تولید شد و توانست «مهر اصالت ملی» را دریافت کند. این موفقیت، تنها یک گواهینامه نبود، بلکه رسیدن به آرزوی دیرینهای بود که سالها در ذهن او میجوشید.
زنجیرهای از رنج
برکبافی، سفری سخت از موی خام تا لطافت پارچه است. از جداسازی کرک و موکشی تا ریسندگی و بافت؛ هر رج از این پارچه، حاصل ساعتها صبر و تخصص است. همتپور با حمایتهای بینبخشی (از صنایعدستی تا جهاد کشاورزی) توانست زنجیره تولید را حفظ کند و در سال ۱۴۰۰، این هنر را با نام بومی و اصیلش، یعنی «کورگی»، به ثبت ملی برساند تا هویت محلی این هنر برای همیشه تثبیت شود.
کارنامهای از اراده
موفقیتهای همتپور تنها به بافت برک محدود نشد. او زنی بود که همزمان در جبهههای مختلف اجتماعی حضور داشت؛ از فرماندهی پایگاه بسیج و تأسیس کانون فرهنگی بانوان تا کسب عنوان «کارآفرین برتر ملی» و «طلایهدار ایثار». تعاونی او پنج بار به عنوان «نمونه ملی» شناخته شد، اما بزرگترین افتخار او، بازگرداندن اعتماد به نفس به زنان روستایی بود.
برک، نمادی از مقاومت و هویت
امروز برکبافی در مود، دیگر یک هنر خاموش نیست. ورود نسل جوان و تحصیلکرده به این عرصه نشان میدهد که اصالت، وقتی با نوآوری گره بخورد، شکستناپذیر است. مریم همتپور ثابت کرد که اگر زنجیره آموزش، تولید و بازار درست شکل بگیرد، میتوان حتی از خاکسترهای فراموشی، گنجی ملی آفرید. بَرَک اکنون دیگر تنها یک پارچه نیست؛ نمادی از اراده زنی است که اجازه نداد هنر شهرش بمیرد و اجازه نداد زنانش در سایه محرومیت بمانند. این است روایت «رج به رج از رنج تا گنج».
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی