بیرجند، شهری که گویی در میان سکوت کوهها، رازهای قرون را در دل خشتهایش حبس کرده است، اکنون با زمزمههایی از احیا روبروست. ارگ بهارستان یا همان باغ زرشکی، بنایی که سالها در مرز میان هستی و نیستی تاب آورده و غبار فراموشی را به جای تزیین، بر پیشانی دارد، اکنون هرچند در سیمایش نشانه های مرگ پیداست اما با خبر تخصیص اعتباری ۱۵ میلیارد تومانی، دوباره به کانون توجهات وارد شد. اما آیا این عدد، برای بازگشت شکوه بهارستان در قلب شرق ایران کافی است یا تنها وصلهای است بر جامه پارهای که سالها رها شده؟
تضاد افشاریه و زندیه
برای درک عمق فاجعهای که ارگ بهارستان را به ویرانهای تبدیل کرد، باید ابتدا بدانیم این ارگ چه بود. بهارستان تنها یک سازه نظامی یا یک اقامتگاه اشرافی نیست؛ بلکه متنی است که تاریخ سیاسی ایران در دوران افشاریه و زندیه را در خود نوشته است. معماری هشت ضلعی کوشک مرکزی آن، که بازتابی از هنر معماری دوره کریم خان زند است، نشان میدهد که چگونه ایدههای زیباییشناختی از شیراز به بیرجند سفر کردهاند.
روایتهای شفاهی و متون تاریخی، این ارگ را آخرین پناهگاههای لطفعلی خان زند میدانند؛ مردی که در آخرین روزهای پر تلاطم زندگیاش، در میان خشتهای این شهر پناه گرفت. بهارستان، گواه لحظات شکست، پیروزی، هجرت و استقرار است. این ارگ، زمانی هسته سخت شهر بیرجند بود و تمام معادلات قدرت در منطقه از میان دیوارهای بلند آن صادر میشد. اما امروز، آنچه از آن شکوه باقی مانده، دیوارهایی است که با هر وزش باد، تکهای از حافظه جمعی شهر را با خود میبرد.
تراژدی تغییر کاربری
بزرگترین ضربه به ارگ بهارستان، نه از سوی عوامل طبیعی، بلکه از سوی مداخلات انسانی وارد شد. در دهههای گذشته، این بنای باشکوه در چرخه تغییر کاربریهای نادرست گرفتار شد. تبدیل شدن ارگ به مدرسهای برای دختران یا استفاده از فضای آن برای کارگاههای فرش بافی، در ظاهر شاید بهرهبرداری از فضای خالی بود، اما در باطن، تخریب لایهبهلایه اصالت بنا بود.
دیوارهایی که باید با متریالهای سنتی ترمیم میشدند، با سیمان و مصالح مدرن و بیکیفیت پوشانده شدند. این ترمیمهای کورکورانه، باعث شد ارگ به جای اینکه یک اثر تاریخی باشد، به یک انبار خاطرات شکسته تبدیل شود. بنابراین، هرگونه تلاش برای احیا در امروز، ابتدا باید با جراحی و حذف این لایههای غلط آغاز شود تا سپس امکان بازسازی فراهم گردد.
اعتبار یا تعهد روی کاغذ
در این میان، خبر تخصیص اعتبار ۱۵ میلیارد تومانی با پیگیری دکتر سید حسن هاشمی، نماینده مردم بیرجند و همکاری نهادهایی نظیر شرکت آب منطقهای، مانند نوری است که در تاریکی ویرانههای ارگ تابیده است. اما باید صادق بود: در دنیای مرمت آثار ملی، این مبلغ برای یک احیای جامع و بنیادین، شاید تنها یک پیش پرداخت یا یک تنفس مصنوعی باشد.
واقعیت این است که این بودجه هنوز به مرحله اجرا نرسیده و در جایگاه یک تعهد مالی قرار دارد. فاصله میان تأمین اعتبار روی کاغذ و دیدن خشتهای نو شده در واقعیت، مسیری است پر از چالشهای اداری، مناقصههای زمانبر و نظارتهای سختگیرانه سازمان میراث فرهنگی. اما اهمیت این مبلغ در اندازه آن نیست، بلکه در جهتگیری آن است. تخصیص این بودجه نشان میدهد که ارگ بهارستان از لیست بناهای رها شده خارج شده و دوباره به اولویتهای سیاسی و اجتماعی منطقه تبدیل شده است.
استراتژی اقتصاد میراث
اگر این اعتبار به درستی هزینه شود، ارگ بهارستان میتواند از یک هزینهبر به یک سرمایهساز تبدیل شود. مفهوم اقتصاد میراث به ما میآموزد که یک بنای تاریخی، زمانی زنده میشود که بتواند با نیازهای امروز شهروندان گره بخورد.
احیای بهارستان نباید به معنای تبدیل آن به یک موزه خشک و بیروح باشد که تنها در ساعات اداری باز است. بلکه باید به گونهای طراحی شود که تبدیل به مرکز جذب گردشگر و قطبی برای معرفی تاریخ افشاریه و زندیه در شرق کشور شود. همچنین باززندهسازی بافت اطراف ارگ و تبدیل آن به پیادهراههای فرهنگی و بازارچههای صنایع دستی، خیر اقتصادی آن را به جیب مردم محلههای قدیمی بیرجند میرساند. ایجاد کافه موزه و فضاهای تعاملی نیز میتواند نسل جوان را به محیطی تاریخی برای گفتگو و هنر جذب کند.
در انتظار بهار واقعی
ارگ بهارستان، استعارهای از خود شهر بیرجند است؛ شهری با اصالتی عمیق که گاهی در سایه مدرنیتههای بدشکل، گم شده است. تخصیص بودجه، اولین قدم در یک مسیر طولانی است. اکنون چشمها به این است که این وعدهها چگونه به عمل تبدیل شوند.
ما نیازمند معماری هستیم که به جای ساختن، شنیدن صدای خشتها را بلد باشد. اگر ارگ بهارستان دوباره زنده شود، نه تنها یک بنای تاریخی نجات یافته است، بلکه بخشی از روح بیرجند که در میان ویرانهها گم شده بود، بازخواهد گشت. بهارستان نباید تنها در نامش بهار داشته باشد؛ باید در واقعیت، بهاری را آغاز کند که پایانش، بازگشت شکوه گمشدهی شرق ایران باشد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی