نایبندان فقط یک نقطه جغرافیایی در خراسان جنوبی نیست؛ اینجا آخرین سنگر نبرد با انقراض پادشاهی است که نظیر ندارد. یوزپلنگ آسیایی، سریعترین موجود روی زمین، حالا در برابر مرگ تدریجی قرار گرفته است. صحبت از ۸ میلیارد تومان اعتبار برای طرح یوزبان است، شاید برخی مسئولان درک کرده اند که نباید به دنبال محاسبه سود و زیان مالی بود. اینجا بحث روی یک عدد نیست؛ بحث روی ضربان قلب آخرین بازماندگان یک امپراتوری است.
جراحی زیستگاه
طرح یوزبان یعنی پایان دادن به تکه تکه شدن طبیعت. برای یک یوزپلنگ، جادهها خطوطی از مرگ هستند. هر آسفالت جدیدی که از دل دشت میگذرد، زیستگاه او را به زندانهایی کوچک تبدیل میکند. یوزپلنگها برای بقا نیاز به فضای وسیع دارند؛ نه برای دویدن، بلکه برای شکار و جفتگیری. وقتی قلمرو آنها خرد میشود، نرخ مرگ و میر بالا میرود و تنوع ژنتیکی سقوط میکند. یوزبان در واقع جراحی برای اتصال دوباره این رگهای بریده است. خرید دوربینهای تلهای و خودروهای عملیاتی، ایجاد یک شبکه عصبی هوشمند در دل بیابان است. ما دیگر منتظر گزارش نمیمانیم؛ ما حالا میبینیم یوزپلنگ کجا میرود، چه میخورد و چه خطری او را تهدید میکند. این یعنی گذشتن از حفاظت سنتی و رسیدن به حفاظت دادهمحور.
مدل جهانی نجات
اگر به تجربه پروژه بازگرداندن یوزپلنگها در هند نگاه کنیم، میبینیم که جهان برای احیای یک گونه، دست به جسورانهترین اقدامات زیستشناختی زده است. هند یوزپلنگها را از آفریقا آورد تا اکوسیستم خود را نجات دهد. چرا؟ چون میدانند یوزپلنگ فقط یک حیوان نیست، بلکه یک مهره کلیدی در زنجیره حیات است. در نامیبیا نیز مدل حفاظتی بر اساس حفاظت جامعهمحوراجرا شد. آنها فهمیدند اگر دامدار محلی را در سودهای حاصل از حفاظت شریک کنند، او تبدیل به پاسدار یوزپلنگ میشود، نه شکارچیاش. طرح یوزبان در خراسان جنوبی هم باید از این پوستاندازی عبور کند. ۸ میلیارد تومان اگر فقط صرف سختافزار شود، کم است؛ اما اگر زیرساختی برای تبدیل کردن مردم نایبندان به نگهبانان این گونه باشد، این مبلغ یک سرمایهگذاری ابدی است.
اقتصاد سبز و بقا
بسیاری میپرسند چرا برای یک حیوان هزینه کنیم در حالی که نیازهای انسانی در اولویت است؟ پاسخ در مفهوم خدمات اکوسیستمی است. یوزپلنگ در رأس هرم غذایی است. حضور او یعنی کنترل جمعیت گونههای پایینتر و جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی توسط گیاهخواران. یعنی حفظ تعادل آبی و خاک. وقتی یوزپلنگ میرود، کل سیستم فرو میپاشد و در نهایت انسان است که هزینهاش را با خشکسالی و ریزش خاک میپردازد. بنابراین این بودجه، در واقع هزینه بیمه عمر محیط زیست خراسان جنوبی است. تبدیل کردن نایبندان به یک برند جهانی حفاظت از گونهها، میتواند در آینده درآمدهای ارزی عظیمی از طریق توریسم علمی و اکوتوریسم ایجاد کند؛ چیزی که بسیار فراتر از ۸ میلیارد تومان است.
تکنولوژی در برابر انقراض
استفاده از دوربینهای تلهای و پایش ماهوارهای، حفاظت را از حالت گشتزنیهای سنتی خارج کرده و به یک عملیات جاسوسی برای نجات تبدیل میکند. ما با حیواناتی طرف هستیم که استراتژی بقایشان بر پایه پنهانکاری است. برای نجات دادن آنها، باید از آنها هوشمندتر بود. تجهیز تیمهای حفاظتی به ابزارهای روز، یعنی کاهش تداخلات انسانی. هر ثانیهای که یک یوزپلنگ بدون ترس از انسان در دشت بدود، پیروزی ماست. اما باید مراقب بود که تکنولوژی جایگزین حضور انسانی نشود. ما به رندرهایی نیاز داریم که بوی بیابان را بشناسند و با صدای باد در نایبندان همزبان باشند.
نبرد با ساعت
زمان برای یوزپلنگ آسیایی به سرعت میگذرد. هر تولد جدید در نایبندان، یک معجزه است و هر مرگ، یک فاجعه ملی. طرح یوزبان نقطه عطفی است اما نباید به آن اکتفا کرد. ما با بحران آب و تغییرات اقلیمی روبرو هستیم که زیستگاهها را خشک میکند. مدیریت منابع آبی که در این طرح گنجانده شده، حیاتیترین بخش است. یوزپلنگی که آب نباشد، هر چقدر هم سریع بدود، به جایی نمیرسد. این بودجه باید تبدیل به چشمههای امید شود تا پادشاه سرعت، خانهای برای زندگی داشته باشد.نایبندان حالا در برابر یک انتخاب بزرگ است: یا شاهد آخرین دوی یوزپلنگها باشیم و یا شاهد تولد دوباره یک افسانه در دشتهای جنوب شرق. آیا این اعتبار و این طرح جسورانه، میتواند برتر از غریزه انقراض باشد یا ما فقط در حال ثبت مستندات مرگ باشیم؟
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی