تاخت و تاز برای بقا در دژ نایبندان آخرین بازماندگان یک امپراطوری

تصور کنید در پهنه‌ بی‌پایان دشت‌های استپی، جایی که تنها صدای باد، سکوت را می شکند، سریع‌ترین موجود روی زمین در حال شرکت در آخرین مسابقه زندگی‌اش است؛ نه برای شکار، بلکه برای بقا. در این جغرافیای سخت، یوزپلنگ آسیایی دیگرفقط یک گونه‌ زیستی نیست، او آخرین بازمانده ‌یک امپراطوری گمشده است. در حالی که جهان شاهد انقراض تدریجی این گربه‌سان‌هاست، خراسان جنوبی و به‌ویژه «پناهگاه حیات‌وحش نایبندان»، امروز به تنها دژی تبدیل شده که یوزپلنگ‌ها در پهنه آن مقابل فراموشی می‌جنگند.
نایبندان، با وسعتی خیره‌کننده در دل طبس، چیزی فراتر از یک منطقه حفاظت‌شده است؛ اینجا آخرین پناهگاه امن و کریدور حیاتی بقای یوزپلنگ در سراسر قاره آسیاست. از سال ۷۴ که این منطقه به عنوان شکار ممنوع شناخته شد تا امروز که به عنوان بزرگ‌ترین پناهگاه حیات‌وحش کشور می‌درخشد، نایبندان شاهد روایت‌های متناقضی بوده است؛ از ثبت تصویر «جنگال» که کهنسال‌ترین یوزپلنگ طبیعت ایران بود، تا رؤیت‌های اخیر دو قلاده یوز که اگرچه موجی از امید آفرید، اما در واقع زنگ هشداری برای بازنگری در تاب‌آوری این زیستگاه‌های شکننده است.

آغاز «یوزبان» با ۸ میلیارد
در این نبرد برای بقا، حکمرانی محیط‌زیستی در خراسان جنوبی تصمیم گرفته است قواعد بازی را تغییر دهد. علی خانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی، این استان را امن‌ترین و حساس‌ترین قلمرو زیستی یوزپلنگ می‌داند. او معتقد است حفاظت از این گونه، در واقع پاسداری از کل زنجیره غذایی و سلامت اکوسیستم‌های کویری است.
این تغییر رویکرد در طرحی به نام «یوزبان» تجسم یافته است. تخصیص اعتبار ۸ میلیارد تومانی به این پروژه، نشان‌دهنده گذار از گشت‌زنی‌های سنتی به «پایش هوشمند» است. در طرح یوزبان، محیط‌بان فقط یک نگهبان نیست؛ دوربین‌های تله‌ای پیشرفته، مدیریت استراتژیک منابع آبی در ایام خشکسالی و تجهیزات مدرن، ابزارهایی هستند که تداخلات انسانی را به حداقل می‌رسانند تا یوزپلنگ بتواند در آرامش، قلمرو خود را بازپس بگیرد.

دامدار هم نگهبان می‌شود
اما بزرگ‌ترین پیروزی در نایبندان، نه در تجهیزات، بلکه در تغییر نگاه انسان‌هاست. در مدل نوین حفاظتی، دامداران و عشایر که زمانی رقیبی برای یوزپلنگ بودند، حالا به حامیان اصلی او تبدیل شده‌اند. علی خانی با نگاهی انسانی تأکید می‌کند که یوزپلنگ نباید به عنوان یک تهدید برای معیشت مردم نگریسته شود، بلکه او بخشی از «هویت زیستی» و «سرمایه ملی» منطقه است. در این رویکرد، موفقیت در گرو این است که مردم باور کنند حضور یوزپلنگ در طبیعت، نشانه سلامتی زمین و سرمایه‌ای برای آینده است.

فراتر از مرزهای استانی
با این حال، واقعیت‌های تلخ همچنان در کمین هستند. شکنندگی جمعیت باقی‌مانده یوز چنان زیاد است که تلاش‌های استانی به تنهایی کافی نیست. بقای این گونه، نیازمند یک هم‌افزایی ملی است. علی خانی با صراحت بیان می‌کند که تضمین پایداری این جمعیت، در گرو تخصیص اعتبارات ملی، به‌کارگیری تجهیزات مدرن پایش و حمایت همه‌جانبه‌ی نهادهای اجرایی و فرهنگی است تا این میراث گرانبها برای نسل‌های آینده حفظ شود.
اکنون نایبندان، فرصتی بی‌بدیل برای تثبیت آخرین ذخیره ژنتیکی یوز آسیایی در شرق کشور است. اما استمرار این حیات، مستلزم ایمن‌سازی محورهای مواصلاتی و استقرار دائمی مدل حفاظت مشارکتی با بومیان است تا این زیستگاه تاریخی، همچنان دژ استوار بقای یوز در آسیا باقی بماند. خراسان جنوبی امروز، در مرکز توجه زیست‌شناسان جهان قرار دارد. این سرزمین، کانون حساسیت‌های زیستی است که اگر درست مدیریت شود، می‌تواند روایت بازگشت یوزپلنگ را بنویسد. اما اگر این کریدور حیاتی نادیده گرفته شود، بیم آن می‌رود که نایبندان از یک پناهگاه امن، به قتلگاهی خاموش برای آخرین بازماندگان یک گونه تبدیل شود. آینده‌ یوزپلنگ، اکنون در گرو تعامل هوشمندانه انسان و طبیعت در پهنه کویری خراسان جنوبی است.