سرمقاله – چرا سوالات غیرطبیعی می پرسید…؟!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
وزیر آموزش وپرورش در مصاحبه اخیر خود با صراحتی کم سابقه به خبرنگاری گفت که آموزش ایران در سطح استانداردهای جهانی نیست واین چه سوالی است که می پرسید؟! او از کمبود بودجه ، کمبود معلم ، کمبود تجهیزات ، کلاسهای شلوغ داد سخن می دهد که بااین وضعیت نباید آموزش و پرورش کشورمان را با آمریکا و اروپا مقایسه کرد. این حرفها و سخنان به هیچ عنوان تازگی نداشت بلکه روخوانی مشکلات وزارتخانه ای بود که پس از حدود نیم قرن هنوز تکلیفش با خودش و مردم و دانش آموزان و خانواده ها روشن نیست ، این سخنان واگویه هایی بود که خانواده ها به شکل تسلسلی سالیان درازی است که با آن دست به گریبانند. مهمترین نکته این مصاحبه که آن را ازیگ روایت معمولی متمایز میکند لحن تند و اعتراف رسمی وزیر به غیرطبیعی بودن کل ساختار آموزش وپرورش است. اما سوال مهمی که پیش می آید این است که چرا با غیرطبیعی بودن اوضاع آموزش وپرورش شخص ایشان تصمیماتی را اتخاذ میکند که در راستای همان غیر طبیعی بودن را به اثبات می رساند. اصرار بر برگزاری امتحانات وآزمونهای پرتنش با رویه های متفاوت در استانهای جنوبی خود مصداق همین غیر طبیعی گری است، وقتی زیرساخت در حد صفر است ، کلاسها مملواز جمعیت وسرانه دانش آموزان اصولا قابل مقایسه باکشورهای توسعه یافته نیست و بودجه آموزش وپرورش در برنامه هفتم توسعه فقط ۳۱درصد محقق شده ، اصرار بر آزمونهای متمرکز نه عزم جدی که بی توجهی فاحش به واقعیتهای میدانی است. آموزش وپرورش در کشور ما بسیار زمانی است که از ریل اصلی خود خارج شده و سر به ناکجاآباد گذاشته است ، سیستمی که حق مطالبه گری برای رسیدن به اهداف توسعه را برنتابد و چشم انداز آینده اش از همان دوران پیش دبستانی هدفی را دنبال نمیکند و بجای پرسشگری و نقد وارائه راهکار به کودکان حاضر در کلاس درس تسلیم و اطاعت و ترس ازپرسش و دوری از کار گروهی را به شکلی کاملا برنامه ریزی شده می آموزاند ، نمی توان و نباید در انتظار پرورش مدیران شجاع و آزاده و تصمیم ساز و توسعه باور بود ، آنقدر که دادن گزارشهای خوش آب و رنگ و خالی از محتوا بر مدارس محاط است واقعیتها نه اینکه دیده نمیشوند بلکه یا نفی و یا صورت مسئله پاک میشود. در قاموس مدیریتهای  ما تنها چیزی که هیچ ارزش وجایگاهی ندارد عذرخواهی و قبول اشتباهات و استعفاست ، انگاری گروهی از این مدیران باید مادام العمر در سمتهای مختلف دائم جابجا شوند تا جوانان و فرهیختگان و دلسوزان تن به مهاجرتی تلخ دهند تا عرصه نخبگانی به حداقل خود برسد…!!!