وقتی کلمات در گلوی جامعه خفه میشوند، دستها به حرف میآیند. آمار ۳ هزار و ۴۱۰ پرونده نزاع در سال ۱۴۰۴، گزارش یک جنگ پنهان خانگی و خیابانی است که در آن، ۶۰ درصد مردان به آخر خط رسیده و ۴۰ درصد زنان از پای درآمده، تنها راه حل مسئله را در فرود آوردن مشت و ناخن بر پیکر یکدیگر یافتهاند. این یک گزارش آماری نیست؛ این سیاهه سقوط آزاد اخلاق و ورشکستگی مطلق مهارتهای گفتگویی در بنبستی است که صبوری دیگر در آن معنایی ندارد.
سقوط در آمارهای رسمی
وقتی به جزییات آماری نگاه میکنیم، با یک کالبدشکافی دقیق از عصیان روبرو میشویم. طبق گزارشهای تخصصی، از مجموع ۳ هزار و ۴۱۰ نفری که با بدنهای کبود و روحهای خراشیده به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردهاند، سهم مردان ۲ هزار و ۴۲ نفر ثبت شده است. این یعنی ۶۰ درصد از بار خشونت فیزیکی همچنان بر دوش مردانی است که احتمالاً میان چرخدندههای فشارهای زیستی و اقتصادی، کنترل فرمان اعصاب خود را از دست دادهاند. اما آن چه لرزه بر تن تحلیلگران اجتماعی میاندازد، حضور یک هزار و ۳۶۸ زن در این فهرست است. سهم ۴۰ درصدی زنان در آمار نزاع، نشاندهنده یک تغییر الگوی رفتاری خطرناک در کانون خانواده و لایههای پنهان جامعه است. این ارقام میگویند که خشونت دیگر یک پدیده جنسیتی در انحصار مردان نیست، بلکه به یک زبان مشترک و البته مسموم برای حل تعارضات تبدیل شده است.
مردان در رینگ
چرا مردان خراسان جنوبی با وجود پیشینه فرهنگی غنی و صبوری مثالزدنی، همچنان در رتبه اول نزاع قرار دارند؟ پاسخ را باید در تعریف سنتی قدرت و نبود بسترهای تخلیه هیجانی جستجو کرد. ۲ هزار و ۴۲ مورد درگیری مردانه، یعنی ۲ هزار و ۴۲ شکست در برقراری دیالوگ. اما در سوی دیگر، آمار ۴۰ درصدی مراجعات زنان، پرده از واقعیتی تلختر برمیدارد. این حجم از درگیری در میان زنان، نشاندهنده نفوذ خشونت به فضاهای خصوصیتر است. وقتی مهارتهای کنترل خشم در محیط خانواده آموزش داده نشود، تعارضات کوچک به جای حل شدن، به جراحات فیزیکی ختم میشوند که رد پای آن را باید در پروندههای بالینی پزشکی قانونی جستجو کرد. این یک بنبست فرهنگی است که در آن، زن و مرد به جای همافزایی، درگیر فرسایشی شدهاند که برنده ای ندارد.
تقویم خشونت
بررسی روند ماهانه نزاع در خراسان جنوبی، الگوی عجیبی را پیش چشم ما میگذارد. تیرماه با ثبت ۳۶۵ مورد، به عنوان شلوغترین و ملتهبترین ماه سال ۱۴۰۴ ثبت شده است. گویی در میانه سال، زمانی که فشار محیطی به اوج خود میرسد، اعصاب آدمها نیز به نازکترین حد خود میرسد. جالب اینجاست که بلافاصله پس از آن، اردیبهشت با ۳۴۷ مورد و فروردین با ۳۳۷ مورد در رتبههای بعدی قرار دارند. این یعنی حتی در ماههایی که انتظار میرود آرامش بیشتری حکمفرما باشد، تنشهای انباشتهشده از سالهای قبل یا فشارهای جدید، راهی برای فوران پیدا میکنند. در مقابل، دیماه با ۲۰۲ مورد، آرامترین نقطه این تقویم است. این نوسانات نشان میدهد که رفتار انسانی در این جغرافیا، به شدت تحت تاثیر ریتم تقویم و فشارهای دورهای است. زمستان با تمام سردیاش، نوعی انقباض در رفتارهای تهاجمی ایجاد کرده، در حالی که ماه تیر، فصل انفجار تمام ناملایماتی است که در طول سال زیر پوست جامعه رسوب کرده بود.
ورشکستگی کلمات
مدیرکل پزشکی قانونی استان به درستی اشاره میکند که بسیاری از این جراحات، ناشی از خشم آنی و تسلط نداشتن بر مهارتهای رفتاری است. این یعنی ما با یک ورشکستگی در حوزه کلمات روبرو هستیم. وقتی دایره واژگان برای بیان اعتراض و احقاق حق کوچک میشود، بدن وارد عمل میشود. ۳ هزار و ۴۱۰ پرونده نزاع، یعنی ۳ هزار و ۴۱۰ بار شکست در متقاعد کردن دیگری. این آسیبها که اغلب در قالب جراحات سطحی ظاهر میشوند، پیامدهای حقوقی و اجتماعی سنگینی دارند که تا سالها بر گرده خانوادهها سنگینی میکند. خراسان جنوبی با وجود اینکه در شاخصهای امنیتی کشور رتبههای ممتازی دارد، اما در لایههای زیرین با نوعی ناترازی در تابآوری روبروست. این درگیریها، برخلاف جرایم سازمانیافته، از دل زندگی روزمره بیرون میآیند؛ از یک تصادف ساده رانندگی تا اختلاف بر سر یک قطعه زمین یا یک سوءتفاهم خانوادگی.
فراتر از معاینه
پزشکی قانونی تنها آینه را جلوی جامعه نگه میدارد تا صورت زخمی خود را ببیند. تشخیص آسیبهای جسمی و تعیین دیه، تنها بخش فنی ماجراست، اما درد اصلی در جای دیگری است. ریشهکنی این ۳ هزار و ۴۱۰ پرونده، نیازمند جراحی در بخشهای فرهنگی و آموزشی است. ارتقای آستانه تحمل شهروندان، نه با بخشنامه، که با ترویج واقعی فرهنگ گفتگو میسر میشود. در استانی که به اخلاقمداری شناخته میشود، ثبت چنین آماری یک هشدار جدی برای کارگروههای پیشگیری از جرم است. ما به نهادهایی نیاز داریم که قبل از رسیدن کار به راهروهای پزشکی قانونی، میانجیگری کنند. فضای جامعه نیازمند یک بازنگری در مهارتهای زیستی است تا دوباره کلمات به جای مشتها سخن بگویند. این آمارها نه برای بایگانی در پروندهها، بلکه برای بیدار کردن وجدان جمعی و برنامهریزی برای بازگشت به آن صبوری تاریخی است که روزگاری مدال افتخار این سرزمین بود. اگر امروز برای درمان این خشونتهای خرد چارهای اندیشیده نشود، فردا شاید جراحات سطحی به زخمهایی عمیق و غیرقابل درمان تبدیل شوند که کل پیکره اجتماعی استان را به مخاطره بیندازد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی