در دوردست ترین گوشه شرق ایران، تازیانه های بادهای ۱۲۰ که حالا روزها را هم به کیسه خود می کشد، چهره زمین را خراش می دهند. اینجا در همسایگی سوزان ترین نقطه زمین یعنی ریگ یلان معجزه ای به رنگ لاجورد نهفته است. تالاب کجی نمکزار نهبندان آخرین سنگر زیست محیطی در برابر پیشروی مطلق کویر است. اما امروز در پس هر آبگیری فصلی سایه مرگ بیش از هر زمان دیگری بر سر این نگین شور مستدام شده است.
کالبدشناسی یک زیست بوم
تالاب کجی با وسعتی بالغ بر بیست و دو هزار هکتار در واقع یک فرونشست زمین شناختی است که زهکش طبیعی دشت های اطراف محسوب می شود. اهمیت اکولوژیک این منطقه در تنوع گونه ای آن است جایی که زاغ بور پرنده انحصاری ایران در کنار هوبره باشکوه و عقاب طلایی زندگی می کند. این تالاب در مسیر کریدور پروازی پرندگان مهاجر سیبری به سمت آفریقا و هند قرار دارد. وقتی فلامینگوها بر پهنه نقره ای کجی فرود می آیند تضادی خیره کننده میان خشکی مطلق لوت و حیات سیال تالاب شکل می گیرد که در هیچ کجای جهان مشابه ندارد.
چه کسی کجی را به مسلخ می برد؟
گزارش های رسمی از آبگیری نود درصدی سخن می گویند اما این یک شادی موقت است. تحلیل عمیق وضعیت تالاب نشان دهنده سه عامل ویرانگر است که کجی را به سمت نابودی دائمی سوق می دهند. نخست غارت سفره های زیرزمینی است چرا که حیات کجی تنها به باران وابسته نیست و بخشی از مرطوب ماندن بستر تالاب ناشی از بالا بودن تراز آب زیرزمینی است. حفر چاه های عمیق در دشت های بالادست برای کشاورزی ناپایدار مانند مکنده هایی عمل می کنند که شیره جان تالاب را می کشند. عامل دوم سدسازی و بندهای خاکی غیرکارشناسی است که رگ های ورودی کجی را مسدود کرده است. در نهایت تغییرات اقلیمی و تشدید تبخیر باعث شده نرخ تبخیر به شدت بالا برود به طوری که باران های سیل آسا بلافاصله تحت تاثیر تابش شدید تبخیر شده و تنها قشری ضخیم از نمک باقی می گذارند.
اگر کجی بمیرد
مرگ کجی تنها به معنای حذف یک جاذبه گردشگری نیست. این تالاب کمربند سبز و مرطوب منطقه است. با خشک شدن کامل بستر ذرات ریز نمک و رس با بادهای صد و بیست روزه همراه شده و طوفان های نمکی ایجاد می کنند. این طوفان ها نه تنها کشاورزی نیم بند منطقه را نابود می کنند بلکه باعث بروز بیماری های تنفسی گسترده در شرق ایران و حتی مرزهای افغانستان خواهند شد. کجی خشک یک بمب ساعتی زیست محیطی است.
استراتژی بقا
برای نجات کجی از وضعیت فعلی و تبدیل آن به یک الگوی موفق جهانی باید از رویکردهای سنتی فاصله گرفت و در اولین قدم تعیین و ابلاغ رسمی حق آبه زیست محیطی تالاب از تمامی رودخانه ها و مسیل های ورودی را به عنوان یک ضرورت قانونی دنبال کرد زیرا وزارت نیرو مکلف است سهم تالاب را پیش از هر مصارف کشاورزی و صنعتی تضمین کند. همچنین تا زمانی که معیشت مردم محلی به آب زیرزمینی وابسته باشد تالاب بازنده است پس باید با سرمایه گذاری بر اکوتوریسم حرفه ای و صنایع دستی خلاق فشار از روی منابع آبی برداشته شود تا این پتانسیل که در نوروز امسال هزاران گردشگر را جذب کرد اقتصاد نهبندان را متحول کند. علاوه بر این ثبت جهانی این اثر در کنوانسیون رامسر توجهات و اعتبارات بین المللی را برای احیای آن جلب کرده و فشار نظارتی بر نهادهای داخلی را افزایش می دهد و در نهایت مدیریت هوشمند رسوبات و عملیات لایروبی برای جلوگیری از پر شدن بستر تالاب در کنار مدیریت رسوب در مبدأ می تواند سرعت تبخیر را کاهش داده و عمر آبگیری تالاب را برای میزبانی از پرندگان مهاجر دوچندان کند.
تالاب کجی نهبندان امروز نفس می کشد اما این نفس ها به شماره افتاده است. باران های بهاری حکم یک مسکن را دارند در حالی که بیمار نیازمند جراحی ساختاری در مدیریت منابع آب است. اگر امروز برای کجی نجنگیم آیندگان ما را برای تماشای قاب خالی و سپیدی که زمانی بهشت پرندگان بود نخواهند بخشید. کجی آینه تمام نمای مسئولیت پذیری ما در برابر طبیعت است نگذاریم این آینه برای همیشه بشکند.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی