انتقال بار ناترازی از پشت میزها به فرمان ها/ یا حضرت صبر

ناترازی سوخت در این شرایط شوک آور اقتصادی قوز بالا قوز است؛ وزنی است که از پشت میزهای عافیت، سر خورده و درست افتاده روی دست‌هایی که فرمان زندگی را در میانه بحران نگه داشته‌اند. وقتی نوسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده به تقویم‌های نامعلوم حواله می‌شود، مدیریت مصرف نه یک راهکار، که یک انتقال بار آگاهانه است. گویی در جبهه جدید انرژی، قرار است جای خالی سرمایه‌گذاری و تکنولوژی را فقط و فقط عصب‌های کش‌آمده‌ مردمی پر کند که حالا باک‌هایشان خالی است اما پیمانه‌ صبوری‌شان لبریز. دعوت ساکنان کویر به ریاضت در اوج ناترازی، یعنی تبدیل نارسایی ساختاری به فضیلت اخلاقی؛ جایی که تنها سوخت واقعی و در دسترس، نه بنزین است و نه گاز، بلکه استمداد از حضرت صبر است برای عبور از جاده‌ای که انتهایش را هیچ تدبیری هنوز روشن نکرده است. وقتی تمام سهم مردم از واژه‌ مدیریت، سهمیه‌بندی بیشتر و صرفه‌جویی اجباری است، یعنی اتاق‌های فکر، صورت‌مسئله را از روی میزهای خود پاک کرده و روی دوش جامعه گذاشته‌اند.

شکاف زیرساختی و یک توجیه
نماینده نهبندان و سربیشه در این دیدارها با صراحت به موضوع ناترازی انرژی در بخش های برق و گاز و بنزین اشاره کرد و یادآور شد که این بحران هرچند ریشه در سال های گذشته دارد اما با توجه به شرایط جنگی اخیر و آسیب های جدی که به زیرساخت های حیاتی وارد شده تشدید شده است. واقعیت این است که نیروگاه های کشور هم اکنون در میانه یک بن بست گرفتار شده اند که یک سوی آن فرسودگی تجهیزات و سوی دیگر آن دشواری تامین سوخت پایدار است. در چنین شرایطی وقتی سخن از زمان بر بودن و هزینه بر بودن نوسازی زیرساخت ها به میان می آید در لایه های زیرین خود این پیام را صادر می کند که نباید به این زودی ها منتظر راه حل های حاکمیتی و فنی بود.

انتقال بار به مصرف کننده
نقطه کانون تحلیل این است که چرا مدیریت مصرف همواره به عنوان تنها راهکار کوتاه مدت معرفی می شود. نماینده مردم در مجلس صراحتاً جبهه امروز را جبهه مصرف بهینه انرژی خوانده و مردم را در این مسیر دارای نقش اول دانسته است. این رویکرد هرچند در ابعاد ملی و در لحظات بحرانی می تواند گره گشا باشد اما این سؤال را در ذهن افکار عمومی ایجاد می کند که سهم مدیریت دولتی و سرمایه گذاری های کلان در کجای این جدول قرار دارد. اگر مدیریت هوشمندانه مصرف تنها راه عبور از بحران است پس سهم بهره وری در صنایع بزرگ و کاهش تلفات انرژی در شبکه های انتقال که سالانه بخش عظیمی از توان کشور را هدر می دهند چیست؟

خط مقدم صبوری
در برابر محرومیت
مصطفی نخعی در حالی از بصیرت و صبوری مردم خراسان جنوبی قدردانی کرد که این مردم سال هاست با کمترین امکانات بیشترین همراهی را با نظام اجرایی کشور داشته اند. دعوت مجدد از مردم به صرفه جویی در مصرف برق و بنزین در منطقه ای که خود با چالش های عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می کند نشان دهنده این واقعیت است که طبقه متوسط و ضعیف جامعه همچنان هدف اول طرح های ریاضتی هستند. وقتی امام جمعه به عنوان محور وحدت برای دعوت مردم به صرفه جویی معرفی می شود در واقع از نهادهای معنوی و اجتماعی برای پذیرفتنی کردن یک نارسایی فنی و مدیریتی استفاده شده است.

پاشنه آشیل انسجام
از نظر نماینده مردم تنها با تکیه بر اتحاد و مشارکت مردمی می توان از پیچ های سخت عبور کرد. این گزاره هرچند از نظر سیاسی و اجتماعی صحیح به نظر می رسد اما نباید به ابزاری برای عادی سازی بحران تبدیل شود. ناترازی انرژی امروز به پاشنه آشیل اقتصاد تبدیل شده و اگر قرار باشد تمام بار این ناترازی با عباراتی همچون مدیریت مصرف به دوش شهروندان بیفتد حس عدالت اجتماعی خدشه دار خواهد شد. مردم سربیشه و نهبندان ثابت کرده اند که در روزهای سخت پای کار هستند اما انتظار دارند در مقابل این مشارکت شاهد یک برنامه شفاف و زمان بندی شده برای خروج از وضعیت اضطراری و نوسازی زیرساخت های آسیب دیده باشند.
جبهه مصرف که نماینده مجلس از آن سخن می گوید نباید به جبهه ای تبدیل شود که در آن مردم با دست خالی با بحران های جهانی و ساختاری بجنگند. اهدای لوح سپاس به امام جمعه و تقدیر از صبوری مردم گام های نمادینی هستند که اگر با اقدامات عملی در حوزه توسعه نیروگاهی و بهسازی خطوط انتقال همراه نشوند در درازمدت اثرگذاری خود را از دست خواهند داد. امروز جبهه اصلی باید در اتاق های فکر مدیریت کلان انرژی شکل بگیرد تا با جذب سرمایه و بازسازی سریع آسیب ها فشار از روی شانه های نحیف مردم کویرنشین برداشته شود. مدیریت بحران بیش از آنکه نیازمند دعوت به صرفه جویی باشد نیازمند جرأت در اصلاحات ساختاری و پاسخگویی شفاف در قبال ناترازی های انباشته شده است.