حدود ۷ماه از ابلاغ مصوبه تفویض اختیار دولت به استانداران میگذرد، اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست: این اختیار تازه چگونه وارد معادله توسعه خراسان جنوبی شده و استاندار در چه حوزههایی از آن استفاده کرده است؟ پروژههای مرزی، ظرفیتهای معدنی و مسیرهای سرمایهگذاری استان هنوز روشن نمیکنند که وعده تمرکززدایی چه اثر ملموسی بر زندگی مردم گذاشته است.
در فضایی که ایران سالها با تمرکزگرایی اداری و ناکارآمدی تصمیمهای مرکز مواجه بوده است، تصویب مصوبه تفویض اختیار به استانداران آغاز فصل نوینی در حکمرانی محلی است؛ حرکتی که اگر با چارچوب حقوقی و پشتیبانی درست همراه شود، میتواند نقطه عطفی در توسعه صادرات، تسهیل تجارت مرزی و فعالسازی ظرفیتهای بومی برای استانهایی چون خراسان جنوبی باشد.
نگاهی از بالا
ایده واگذاری اختیارات ملی به مدیران استانی بیش از دهههاست که در گفتمان سیاسی ایران مطرح بوده، اما تا کنون در عمل غالباً با موانع ساختاری و مرکزگرایی روبهرو شده است. آنچه اکنون در خرداد ۱۴۰۴ با تصویبنامه هیئت وزیران رخ داده، نه یک تغییر جزئی اداری، بلکه ادامه یک بحث تاریخی درباره تمرکززدایی در کشور است؛ بحثی که پیش از این در دولتهای مختلف و در لایههای مختلف حکمرانی مطرح شده بود و همواره با موانع اجرایی مواجه بوده است.
اصل ایده این است که استانداران بهعنوان نمایندگان عالی دولت در استانها قدرت تصمیمگیری آنی، مستقل و متناسب با وضعیت محلی را داشته باشند؛ بهخصوص در شرایط بحران، تجارت مرزی، جذب سرمایه یا مدیریت اقتصادی.
تحلیلگران معتقدند که توانمندسازی استانداران، اگر با چارچوب قانونی و نظارتی همراه باشد، میتواند یکی از راهبردهای عملیاتی برای کاهش ناکارآمدی اداری و تمرکززدایی واقعی باشد چیزی که تاکنون بهصورت شعار مطرح شده است اما در اجرا کمتر به آن عمل شده است.
فرصت یا چالش؟
در دیدگاههای رسمی دولت، تفویض اختیار امری مثبت و زمینهساز توسعه است چون باعث کاهش تمرکزگرایی اداری و افزایش سرعت تصمیمگیری در سطوح محلی می شود که میتواند به افزایش پاسخگویی مدیریت بومی و تسهیل فرآیند خدماترسانی منجر شود.
ظرفیتهای محلی و ارتقای بهرهبرداری از مزیتهای اقتصادی هر استان، مانند گردشگری، معادن یا کشاورزی را فعال می کند.
به علاوه باعث توانمندسازی مدیریت بحران و پاسخگویی سریعتر در شرایط خاص می شود.
اما در عمل، تجربه برخی استانها نیز نشان میدهد که بدون چارچوب قانونی شفاف و هماهنگی با دستگاههای ملی، این رویکرد میتواند به اختلافهای اجرایی میان استانداری و نهادهای دیگر منجر شود. مثلاً در سیستانوبلوچستان، تصمیم استاندار برای ترخیص کالا بدون ثبت سفارش رسمی با واکنشهای حقوقی و اختلافنظر با گمرک مواجه شد چرا که مرزهای قانونی در عمل مشخص نبود.
این نمونه نشان میدهد که تمرکززدایی بدون قواعد روشن ممکن است به نزاعهای اجرایی و خلأهای قانونی دامن بزند. چنین چالشهایی پیش از هر توسعهای باید در قالب آییننامهها و حمایتهای قانونی حل شود.
پس از تفویض اختیار
وقتی اختیار تصمیمگیری به استانداران سپرده شود، چند تغییر ساختاری در عملکردِ استانها ممکن میشود به عنوان مثال سرعت در حل مسائل اجرایی افزایش می یابد طوری که بدون نیاز به مراجعههای طولانی به مرکز، مدیران استانی میتوانند سریعتر برای پروژههای توسعهای، صدور مجوزهای سرمایهگذاری یا حلوفصل اختلافهای تجاری اقدام کنند. این بهویژه برای صنایعی که نیاز به پاسخگویی فوری دارند، مانند تجارت مرزی یا فعالیت معادن، حیاتی است.
پاسخگویی بیشتر به واقعیتهای بومیاز دیگر نتایج است، استانداران که با نیازها، محدودیتها و ظرفیتهای منطقهای آشنا هستند، میتوانند تصمیمهای متناسبتری اتخاذ کنند که به نتایج ملموستری منجر شود. این امر در تجربه برخی استانها به تسهیل فرآیندها و توسعه بخشهای اقتصادی کمک کرده است.ارتقای مدیریت بحران و تولید می تواند ازمهمترین پبامدهای تفویض اختیار باشد؛ در شرایط بحرانی، وقتی مسیرهای اجرایی کوتاهتر و پاسخگویی در لحظه ممکن شود، استانها میتوانند هم تولید و هم زیرساختهای خدماتی را با سرعت بیشتری حمایت کنند. امری که البته نیازمند سازوکارهای نظارتی دقیق است.
وضعیت خراسان جنوبی
استاندار خراسان جنوبی چندی قبل با تبیین ثمرات راهبردی واگذاری اختیارات ملی از سوی دولت به استانداران را کلیدِ تحول در مسیر توسعه و جهش شاخصهای اقتصادی دانست و گفت: این رویکرد دولت منجر به تحول در صادرات مرزی، آزادسازی پهنههای معدنی و مدیریت هوشمندانه حوادث اخیر شده و بستر لازم را برای اتخاذ تصمیمات جامع مدیریتی و افزایش رضایتمندی مردم فراهم کرده است.
به واقع نیزمی توان به همین سمت و سو حرکت کرد؛ خراسان جنوبی با موقعیت مرزی، بازارهای سنتی تجارت و ظرفیتهای معدنی و کشاورزی، یکی از استانهایی است که میتواند از این رویکرد بهمثابه یک اهرم عملیاتی برای توسعه اقتصادی تحویلگرفتهشده بهرهمند شود.
اگر این ظرفیتها با سیاستهای دقیق و قابلپذیرش اجرایی همراه شود، استان میتواند، شرایط تجارت مرزی را منظمتر و رقابتیتر کند و موانع اجرایی را با مکانیسمهای مشخص کاهش دهد. فرآیند جذب سرمایهگذاری و مدیریت پروژههای زیرساختی را تسریع کند، بدون اینکه منتظر تصمیمهای طولانی در مرکز باشد همچنین می تواند زیرساختهای صادرات غیرنفتی را با رویکردهای مبتنی بر دادههای محلی و گروههای کارشناسی حمایت کند.
این مهم در صورت اجرای درست واصولی در بلندمدت می تواند اقدامات منجر به افزایش اشتغال، ارزش افزوده صادراتی و تقویت زیرساختهای صادرات غیرنفتی را با رویکردهای مبتنی بر دادههای محلی و گروههای کارشناسی حمایت کند.
این رویکرد میتواند در بلندمدت به افزایش اشتغال، ارزش افزوده صادراتی و رضایتمندی عمومی در استان منتهی شود؛ بهشرط اینکه ساختار حقوقی، بودجهای و نظارتی مناسب نیز تقویت شود.
تفویض اختیار به استانداران، در ذهنِ سیاستگذار و تحلیلگر، بیش از یک تک تصمیم اجرایی است؛ این رویکرد نمادی از آرمان تمرکززدایی، پاسخگویی مدیریت محلی و تقویت ظرفیتهای بومی است. اما برای اینکه این ایده به یک «نسخه عملی توسعهای» تبدیل شود، نیازمند سه رکن اساسی است. اول چارچوب قانونی روشن که حدود اختیارات و تعامل استانداران با نهادهای ملی را تعریف کند.
دوم ، نظم نظارتی کارآمد تا مانع سوءاستفاده یا اختلافهای اجرایی شود وسوم پشتیبانی منابع مالی و تخصصی تا تصمیمهای استانی با اقدامهای عملیاتی پیوند بخورد.بدون اینها، تفویض اختیار نهفقط ابزار توسعه، بلکه میتواند به نزاعهای اجرایی، تداخل وظایف و ناکارآمدی گسترده منجر شود؛ چالشی که تجربه برخی استانها به ما نشان داده است.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی