سرمقاله – شرایط حساس کنونی

امروز خراسان جنوبی _ محمد راعی فرد

این سه کلمه شرایط حساس کنونی تبدیل شد به پاشنه آشیل. پتکی شد سنگین بر قلم‌هایی که نقد کردند و زبان‌هایی که حرف زدند. عاملی شد برای سکوت. مردم در جنگ دوازده روزه و در شرایط حساس کنونی؛ خویش را بر مسئولان دیکته کردند که اصل، کشور  است و پای آن هم ایستادند به امید آن که حرکت و نمایش باشکوه شان مصادره نشود. امید داشتند که مدیران نیز چون آنان پای کار آیند که نیامدند. حرف نزدند و نشنیدند و در باز بر همان پاشنه قدیم چرخید. بسیاری در همان گذشته گیر کردند و تغییرات جهانی را ندیدند تا مناسب با زمان، اوضاع را کنترل و رتق و فتق کنند.دولت‌ها آمدند و رفتند و رویافروشی کردند تا کسی نفهمد که در پشت درب‌های بسته و پرده ها چه می‌گذرد؟ کسی نپرسید که چرا تحریم‌ها به وجود آمد و کسی صادقانه دلایل اش را پاسخ نداد. تورم دو رقمی در مجموع و رکود شدید کم‌کم تلنبار شد و هیچ نفهمیدند که در زیر پوست شهرها چه می‌گذرد. انبار باروت پر شد و هر چند سال یک‌بار منفجر شد. خروجی عملکرد سیاست بازان و جنگ های سیاسی داخلی و لجبازی ها و خود محوری و چرخش هزار نفره چهره های تکراری در دو جبهه به اصطلاح اصولگرا و اصلاح طلب شرایطی را به وجود آورند که داریم اینک تجربه می‌کنیم. جامعه ما به شدت ضعیف و افسرده شده است که تا اینجای کار فریادش را در درون خودش ریخته. صدالبته که اعتراض به حق مردم دچار سوءاستفاده هم می‌شود اما اینکه تمام مردم معترض را اغتشاش‌گر بنامیم خطای راهبردی بزرگی است. قدرتهای جهانی هرطور که دل‌شان می‌خواهد توهین می‌کنند و رجز می‌خوانند که گاه رنگ واقعیت هم به خود می‌گیرد؛ همان اتفاقی که در ونزوئلا افتاد. این ساده اندیشی و ساده لوحی است که خطرات را از کوهی تبدیل به کاهی کنیم و برعکس. اگر لازم باشد برخی از مدیران را که چنین بلایی را بر کشور نازل کردند محاکمه کنیم تا شاید جوابگو شوند. مردم ما احساس تنهایی می‌کنند و سرگردانند که فردای خودشان و فرزندان‌شان چه خواهد شد. تا دیر نشده آنان را به حساب آوریم و دولت و مجلسیان دست از جنگ های سیاسی بردارند تا کشور شاید از بند شرایط حساس کنونی رها شود.