۹۵ درصد نیازهای آبی در خراسان جنوبی؛ سومین استان پهناور کشور، بر دوش سفرههای شکننده زیرزمینی است. تزریق اعتبارات ملی در این دو سال نامعادله تشنگی و بقا را در ۱۸۹ روستای کویری به تعادل نزدیک کرده است. خراسان جنوبی، سرزمینی که سالها با اقلیم فراخشک و کاهش مستمر بارشها دستوپنجه نرم میکند، امروز در نقطه تلاقی یک بحران اقلیمی و گشایش بودجهای قرار دارد.
وقتی ساختار هیدرولوژیکی استان را در خبرهای روز با توجه به گفته های مسئولان آبی درک می کنیم، با حقیقتی تلخ روبرو میشویم: «تنها ۵ درصد نیازهای آبی از روانآبها تأمین میشود و این یعنی استان در وضعیت بحران شدید است». در چنین شرایطی، هرگونه اقدام برای پایدارسازی آب، عملیات نجات برای جلوگیری از تخلیه روستاها و مهاجرت اجباری است. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا این تزریق سرمایه، پاسخ نهایی به عطش دیرینه این خاک است یا تنها یک مسکن موقت برای بحرانی که ریشههای عمیقتری دارد؟
تغییر بازی اعتبارات
در دو سال اخیر، رویکرد مدیریتی از تسکینهای موقت به سمت پایدارسازی شبکهها تغییر کرد. به گفته مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان، تخصیص ۱۸ هزار میلیارد ریال اعتبار برای بخش آب و فاضلاب، منجر به تثبیت آب شرب در ۱۸۹ روستا شد. بر اساس جزئیات آماری این تامین اعتبار، ۱۵۶ روستا از طریق پایدارسازی شبکه و ۳۳ روستا از طریق اجرای کامل پروژههای آبرسانی از بحران تشنگی خارج شدند. این یعنی حدود ۳۹ هزار روستایی اکنون دسترسی پایدار به آب دارند. نکته کلیدی در این تحول، رشد اعتبارات عمرانی است. افزایش بودجه از هزار و ۴۰۰ میلیارد ریال در سال ۱۴۰۱ به حدود ۶ هزار میلیارد ریال در سال جاری، نشان میدهد که متولیان بالادستی متوجه بهای سنگین آب در مناطق کویری شدهاند. حفر ۳۵ حلقه چاه جدید و ایجاد ۲۵ هزار متر مکعب مخزن، در واقع تلاشی برای افزایش تابآوری است؛ یعنی ایجاد ذخیرهای که بتواند فشار شدید پیک مصرف تابستان را تحمل کند.
نجات پروژههای معطل
این تحول در اعداد، در میدان عمل به گفته توکلی، به معنای نجات پروژههای نیمهتمام است. خط انتقال ۳۲ کیلومتری آبرسانی به طبس که سالها به دلیل کمبود نقدینگی، نمادی از استیصال بود، امروز با صرف ۵ هزار میلیارد ریال و پیشرفتی بالای ۶۵ درصد، در آستانه بهرهبرداری است تا دغدغه میانمدت این شهرستان کویری مرتفع شود. در مرکز استان نیز، ابرپروژه آبرسانی به بیرجند با اعتباری ۱۲ هزار میلیارد ریالی، گرههای حیاتی را باز کرده است. تکمیل ایستگاه پمپاژ محمدیه و خط انتقال ۶۰ کیلومتری جنوب بیرجند، نهتنها پایداری آب مرکز استان را تضمین میکند، بلکه پاسخ مستقیم به نیازهای سایتهای مسکن ملی است؛ تحولی که بخشی از آن از طریق مصوبات نقدی سفر ریاستجمهوری به ثمر رسید.
پایداری در مرزها
در حاشیه شهرها و در مناطق کمبرخوردار مرزی، نگاه مدیران به سمت پایداری جمعیت رفته است. طرح راهبردی آبرسانی از دشت آهنگران که سالها در بلاتکلیفی بود، اکنون با مجوز ماده ۲۳ در مسیر دریافت اعتبار ملی قرار گرفت. اجرای این طرح به معنای نجات بیش از ۱۵۰ روستای مرزی و کانونهای جمعیتی شرق استان است؛ یعنی تبدیل مناطق حاشیه به مناطق زیستپذیر. در کنار این سازهها، مدیریت مخاطرات طبیعی نیز وارد معادلات شد. لایروبی ۸۷ کیلومتر از بستر رودخانهها و ساماندهی ۲۴ نقطه پرخطر سیلابی با دیوارههای ساحلی و سدهای تغذیه مصنوعی، نشان میدهد که مسئولان استان تلاش می کنند تا هر قطره آب سیلابی را، به سمت تغذیه مصنوعی سفرهها ببرند اما هنوز با افزایش عملکرد بالا و قابل قبول دراین زمینه فاصله دارند.
تزریق پول یا نجات؟
با وجود این ارقام چشمگیر و مجموع هزینهکردهای ۲۰ هزار میلیاردی، نگاهی تحلیلی نشان میدهد که تزریق بودجه به تنهایی پاسخ نهایی نیست. یکی از بزرگترین دغدغهها، وابستگی مطلق به آبهای زیرزمینی است. با اینکه اعتبارات چهار برابر شده، اما همچنان ۹۵ درصد نیاز استان از سفرههای زیرزمینی تأمین میشود. این یعنی ما در حال استخراج هستیم، نه مدیریت پایدار. درحالی که دائم این کلمه را در ادبیات مسئولان آبی استان می بینم و این تضاد حرف و عمل را تحمل می کنیم. تا زمانی که جایگزینهای متکی به آبهای سطحی یا خطوط انتقال استراتژیک مانند خط انتقال آب دریای عمان عملیاتی نشوند، این پروژهها تنها به تأخیر انداختن بحران کمک میکنند. در واقع، سؤالی که پیش میآید این است که تا چه زمانی میتوان به سفرههای زیرزمینی فشار آورد بدون آنکه با سقوط سطح استاتیکی آب و نابودی کامل آبخوانها روبرو شویم؟
تضاد صنعت و طبیعت
به علاوه، تضاد میان توسعه صنعتی و حفظ آبخوانها هم یکی از چالشهای جدی است. حضور صنایع و معادن طلا در اقتصاد استان، در حالی که موتور محرک توسعه هستند، فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد میکنند. گرهگشایی از این وضعیت نیازمند آن است که توسعه صنعتی با استانداردهای سختگیرانه مصرف آب گره بخورد تا سود اقتصادی معادن به بهای خشک شدن روستاها تمام نشود. علاوه بر این، حفر چاههای جدید بدون مدیریت دقیق تغذیه سفرهها و تکمیل هوشمندسازی کنتورها، در درازمدت منجر به افت سطح استاتیکی آب میشود و ممکن است همان چاههای جدید را نیز با خطر خشک شدن مواجه کند.
گذار دیر هنگام به مدیریت هوشمند
خراسان جنوبی هر چند دیر اما امروز از بحران تشنگی مطلق به سمت مدیریت تنش حرکت کرده است. بودجههای کلان، گرههای بسیاری را باز کرد؛ به عنوان مثال به گفته مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان مانع از خشک شدن ۱۸۹ روستا شد. اما حقیقت این است که در اقلیم فراخشک، پروژه به تنهایی نجاتبخش نیست. نیاز مبرم استان اکنون، گذار از پروژههای تکبعدی به مدیریت یکپارچه منابع آب است. برای تثبیت جمعیت و توسعه پایدار شرق کشور، پیگیری پروژههای فرااستانی و تغییر الگوی مصرف، تنها راهی است که آینده خراسان جنوبی را نجات می دهد. این مسیر دشوار اما حیاتی، نیازمند همافزایی رسانهها و اراده سیاسی برای تغییر رویکرد از تأمین آب به مدیریت تقاضای آب است.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی