«یزدان» در اتاق انتظار

وقتی صادرات یک گذرگاه مرزی از ابتدای سال به رقم ۵ میلیون دلار می‌رسد، یعنی در آن نقطه، نبض تجارت دوباره شروع به تپیدن کرده است؛ هرچند هنوز ضعیف و نامنظم. در مرز یزدانِ خراسان جنوبی، این رقم نه یک پیروزی نهایی، بلکه یک «گواه» است؛ گواهی بر این نکته که اگر این مسیر به طور رسمی فعال شود، می‌تواند باری از دوش اقتصاد مرزنشینان بردارد. اما حقیقت این است که یزدان هنوز در اتاق انتظار قرار دارد و میان مجوزهای صادر شده و راه اندازی رسمی، فاصله‌ای است که تنها با اراده‌های سیاسی و اجرایی پر می‌شود.

بندرگاه خشک و یک امضا
استاندار خراسان جنوبی، با توصیف یزدان به عنوان یک بندرگاه خشک، سعی دارد ابعادی راهبردی به این منطقه ببخشد. او از صدور مجوزهای لازم و رایزنی ها با تجار افغانستان خبر می‌دهد تا این گذرگاه را فعال‌تر کند. اما در تحلیل واقع‌بینانه، صدور مجوز تنها نیمی از راه است. یزدان برای اینکه واقعاً به یک قطب اقتصادی تبدیل شود، نیاز دارد از حالت یک بازارچه مرزی خارج شده و به یک گمرک رسمی تبدیل شود؛ همان نقطه‌ای که حجت‌الاسلام والمسلمین کفشی، امام جمعه زیرکوه، آن را موتور محرک اقتصادی منطقه می‌داند و خواستار تحقق فوری آن است.

کولبری و تولید
در زیرکوه، اقتصاد هنوز با کولبر و شیوه کولبری گره خورده است. ثبت‌نام ۴۵۰۰ نفر از ساکنان این منطقه در طرح کولبری، نشان می‌دهد که معیشت بومی هنوز به شدت به تبادلات مرزی وابسته است. سلمان اسحاقی، نماینده مجلس، با افزایش ظرفیت این طرح و تلاش برای گسترش حوزه‌های جغرافیایی آن، در واقع در حال مدیریت یک بحران معیشتی است تا فشار اقتصادی بر دوش مردم کاهش یابد. اما نگاه راهبردی این است که کولبری، راه حل نهایی نیست. تلاش برای افزایش برداشت مجاز از چاه‌های کشاورزی و حمایت از دامپروری، نشان می‌دهد که هدف، ایجاد یک چرخه تولید است تا مردم زیرکوه، به جای حمل کالاهای دیگران، کالاهای خودشان را از طریق همین مرز صادر کنند.

سرمایه‌ خورشیدی در خاک تشنه
یکی از نقاط روشن در این گزارش، ورود سرمایه به بخش انرژی است. سرمایه‌گذاری هزار میلیارد تومانی بخش خصوصی برای افزودن ۱۰ مگاوات برق خورشیدی به شبکه توزیع، که فرماندار زیرکوه از آن خبر داد، نشان می‌دهد که پتانسیل‌های منطقه را دیده‌اند. این پروژه می‌تواند زیربنای صنایع تبدیلی در منطقه باشد. اما پرسش اینجاست: وقتی برق خورشیدی وارد شبکه می‌شود و زیرساخت‌های انرژی آماده است، چرا هنوز مسیر اصلی تجارت (گمرک رسمی) در انتظار است؟ این تضاد میان «زیرساخت مدرن» و «روال اداری سنتی»، چالش اصلی توسعه در زیرکوه است.

ستون فقرات امنیت در زیرکوه
در تمام این پیچیدگی‌های اقتصادی، یک نقطه قوت بدیع در زیرکوه وجود دارد: صلح بومی. همدلی میان اهل تشیع و تسنن در این منطقه، به گونه‌ای است که استاندار آن را پشتوانه امنیت پایدار کشور می‌نامد. این انسجام اجتماعی، در واقع بزرگ‌ترین ضمانت برای هر سرمایه‌گذاری است. یزدان را می‌توانستند با هر هرج و مرجی پیش ببرند، اما این وحدت است که باعث شده سرمایه‌های میلیاردی به سمت این منطقه جذب شوند. اکنون تمام قطعات پازل روی میز است؛ صادرات ۵ میلیون دلاری به عنوان نقطه شروع، سرمایه‌گذاری خورشیدی برای انرژی، و وحدت اجتماعی برای امنیت. اما یزدان هنوز در لایه‌ای از «انتظار» پوشیده شده است. تمام این پتانسیل‌ها، در گرو یک تصمیم قاطع برای راه اندازی رسمی این مرز است. تا آن زمان، یزدان تنها یک امکان است، نه یک واقعیت و این فاصله میان امکان و واقعیت، همان جایی است که آینده اقتصادی مردم زیرکوه در آن معلق مانده است.