تبرها نمیخوابند، حتی وقتی قانون وارد میدان می شود. کشف زنجیرهای ۴۱۰۰ کیلوگرم چوب جنگلی در آیسک و بیرجند، پرده از یک تراژدی مستمر برمیدارد: تاراج سیستماتیک منابع ملی. قاچاق چوب، جنایتی است که از جادههای اصلی تا کوچههای فرعی ریشه دوانده و نشان میدهد که قاچاقچیان برای نابودی هویت سبز این سرزمین، از هیچ تغییر چهرهای ابا ندارند. وقتی قانون در برابر تبر قد علم میکند، فرجام این مسیر چیزی جز ویرانی برای متخلفان و زخمی عمیق بر پیکر زمین نخواهد بود؛ زخمی که جبران آن نه با جریمه، که شاید با قرنها انتظار هم میسر نشود.
نگاهی به وقایع اخیر در شرق استان، تصویری تکاندهنده از تلاش شبکههای تبهکاری برای غارت منابع ملی ارائه میدهد که در آن، طبیعت را نه به عنوان میراثی برای نسلهای آینده، بلکه به مثابه کالایی برای فروش میبینند. در شهرستان سرایان، ما با سناریویی روبهرو هستیم که در آن طمع به ابعادی صنعتی رسیده است؛ توقیف یک دستگاه کامیون حامل ۲ تن و ۸۰۰ کیلوگرم چوب جنگلی «تاغ» توسط همکاری استراتژیک میان فرماندهی انتظامی بخش آیسک، پلیس آگاهی و یگان حفاظت اداره منابع طبیعی، تنها یک خبر پلیسی نیست، بلکه ضربهای مهلک به شاهرگ لجستیکی قاچاقچیان است. این حجم از چوب، نشان میدهد که ما با متهمانی روبهرو هستیم که قصد داشتند در یک ضربه، تکهای از ریههای زمین را به غنیمت بگیرند، اما هوشیاری پلیس پیش از آنکه این محموله به مقصد برسد و در بازارهای سیاه ذوب شود، مسیر را بر آنها بست.
اما در کنار این حملات سازمانیافته و حجیم، روشهای متفاوتی نیز برای گریز از قانون به چشم میخورد؛ همانطور که در بیرجند شاهد بودیم. در اینجا قاچاقچیان با تغییر استراتژی و استفاده از وسایل نقلیه کوچکتر مانند وانت نیسان، سعی کردند در لباس «حملهای خرد»، جرمی کلان را پیش ببرند. توقیف یک تن و ۳۰۰ کیلوگرم چوب قاچاق در این شهرستان و بازداشت متهم توسط مأموران یگان امداد، این حقیقت تلخ را برملا میکند که تاراج طبیعت، از کامیونهای غولپیکر تا وانتهای کوچک را در بر گرفته است. اما این تلاش برای «ناپدید شدن در جزئیات»، در برابر گشتزنیهای هوشمندانه و تیزبینی مأموران شکست خورد. تضاد میان حجم محمولههای سرایان و بیرجند، نشاندهنده یک الگوی خطرناک است: قاچاق چوب را هم در ابعاد صنعتی و هم در ابعاد خرد دنبال میکنند تا هرگونه خلل در یک مسیر، باعث توقف کامل زنجیره نباشد.
در این میان، باید فریاد زد که این چوبهای توقیف شده، تنها تکههایی از گیاه خشک نیستند؛ آنها ذخایر آب زیرزمینی هستند که با نابودی درختان، راه بازگشتی نخواهند داشت. همانگونه که سرهنگ شکوهی راد به درستی هشدار داد، قطع درختان به معنای تاراج منابع ملی و ایجاد تبعات زیستمحیطی جبرانناپذیر است. وقتی یک درخت تاغ یا هر گونه جنگلی دیگر قطع میشود، تنها یک گیاه از بین نمیرود، بلکه زنجیرهای از زیستبومها متلاشی میشود، خاک در برابر بادهای سخت تسلیم شده و خشکسالی، با شتابی بیشتر به سوی شهرها میتازد. این یک «جنایت زیستمحیطی» است که باید به عنوان یک جرم علیه امنیت ملی تلقی شود، چرا که تخریب پوشش گیاهی، در واقع تخریب امنیت آبی و غذایی کشور است.
برای مقابله با این روند، دیگر نمیتوان به بازرسیهای تصادفی اکتفا کرد. ما نیازمند یک حصار امنیتی متوالی و لایهبندی شده هستیم؛ از تجهیز مناطق حساس به پایش ماهوارهای و دوربینهای دید در شب گرفته تا تقویت همکاریهای بیندستگاهی که در عملیات سرایان به خوبی دیده شد. قانون باید چنان سختگیرانه و خردکننده باشد که هیچ قاچاقچیای، حتی برای یک شاخه چوب، ریسک بازداشت و توقیف اموالش را نپذیرد.
پلیس با توقیف مجموعاً ۴ تن و ۱۰۰ کیلوگرم چوب در یک روز، پیام خود را فرستاد، اما این پایان ماجرا نیست. تا زمانی که تقاضا برای زغال قاچاق وجود دارد و تا زمانی که نظارتهای پنهان در گلوگاهها به تکنولوژیهای نوین مجهز نشوند، این مرثیه ادامه خواهد داشت. ما نیازمند حصاری آهنین هستیم؛ حصاری از غیرت ملی و اقتدار قانونی تا دیگر هیچ درختی در سکوت شب، قربانی تبرهای ناشناس نشود. این سوگنامهای است برای ریشههایی که در زنجیر طمع گرفتارند و چشمانتظار عدالتی هستند که راه نفس تبرداران را برای همیشه ببندد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی