در شهری که بادهای گرم کویر، هر چه در دل است را بیرون میریزد، هنوز چیزی هست که در سکوت رشد میکند: «پول کثیف». سالهاست که ما با روایتهای تکراری از کشف محمولههای عظیم مواد مخدر و دستگیریهای گسترده در مرزها زندگی کردهایم. اما بگذارید صادق باشیم؛ وقتی یک محموله ضبط میشود، شاید یک زنجیره قطع شود، اما وقتی جریان مالی جاری است، آن زنجیره دوباره و بازسازیشدهتر بازمیگردد. چرا که قاچاقچی، نه با دستبند، بلکه با فراگیر شدن فقر مالی شکست میخورد.
فراتر از کشف جرم
احمد قاسمی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان، دست روی نقطه دردی گذاشته که سالها نادیده گرفته شده است: «کشف جریان مالی». او میگوید: مبارزه با قاچاقچی با تخمیر محموله و صدور حکم کیفری تمام نمیشود. حقیقت تلخ این است که تا وقتی ریشههای مالی یک شبکه شناسایی نشود و اموال حاصل از خون مردم، در قالب ملک، خودرو یا شرکتهای صوری در شهر میچرخد، عدالت تنها یک کلمه روی کاغذ است.
اگر بخواهیم موشکافانه نگاه کنیم، این رویکرد جدید دادسرا، در واقع پذیرش یک شکست قدیمی است؛ پذیرش اینکه تاکنون ما فقط با سربازان این جنگ جنگیدیم، در حالی که ژنرالهای مالی در سکوت، داراییهایشان را در بانکها و اسناد رسمی پنهان کردهاند.
معمای ثروتهای ناگهانی
یکی از چالشهای بزرگ، شناسایی منشأ واقعی داراییهاست. در جامعهای که «ثروت سریع» گاهی به جای «تلاش مستمر» ستایش میشود، تفکیک میان ثروت مشروع و عواید جرم، دشوار است. دادستان تأکید میکند که افزایش ناگهانی داراییها بهتنهایی دلیل جرم نیست، اما در دنیای واقعی، وقتی کسی با درآمدی ناچیز، به یکباره صاحب املاکی میشود که حتی در رویاهای مردم عادی نمیگنجد، این یعنی «جریان مالی جرم» در حال جاری شدن است.
اما آیا دستگاه قضایی توان آن را دارد که لایههای پنهان معاملات صوری و حسابهای بانکی پیچیده را در سریعترین زمان ردیابی کند؟ یا اینکه پیچیدگیهای قانونی، فرصتی برای سفیدشویی پولهای سیاه فراهم میکند؟
حقوق بیگناهان یا سپر مجرمان
در این مسیر، یک خط قرمز ظریف وجود دارد: حقوق اشخاص ثالث. دادگاهها باید مراقب باشند که در تلاش برای شکار نهنگهای مالی، ماهیهای کوچک و بیگناه را قربانی نکنند. اما از سوی دیگر، نباید اجازه داد که حقوق مالکیت به سپری برای پنهان کردن اموال قاچاقچیان تبدیل شود. بسیاری از اموال جرم، به نام اقوام یا آشنایان ثبت میشود تا در هنگام توقیف، ادعای مالکیت کنند. اینجا جایی است که دقت قضایی باید با جسارت اداری ترکیب شود تا عدالت، رنگ و بوی رومیزی نگیرد.
دیوار پراکندگی اطلاعات
بزرگترین مانع در مسیر این مبارزه، جزیرهای عمل کردن دستگاههاست. وقتی اطلاعات مالی در یک جا، سوابق انتظامی در جای دیگر و مستندات ملکی در جای سوم باشد، پازل جرم هرگز کامل نمیشود. تجمیع اطلاعات، تنها راه خروج از این بنبست است. اما آیا ارادهای برای شکستن این دیوارهای اداری وجود دارد؟ یا موازیکاریها، فرصت طلایی ردیابی اموال را از دست میدهد؟
جراحی داراییها
نکته کلیدی در سخنان دادستان، تفکیک میان اموال کماهمیت و داراییهای کلیدی است. ضربه زدن به یک ملک کوچک، شاید یک خبر در روز باشد، اما شناسایی منابعی که در تأمین مالی شبکه، جذب نیرو و جابهجایی مواد نقش دارند، یعنی جراحی دقیق قلب تپنده جرم. اما در اینجا، زمان دشمن اصلی است. هر ثانیه تأخیر در شناسایی، فرصتی است برای قاچاقچی تا داراییاش را جابهجا کند، تبدیلش کند یا در لایههایی پنهانتر دفن کند. دادستان از سرعت در اقدام سخن میگوید؛ سرعتی که باید با مستندسازی همراه باشد تا نه حق بیگناهانی تضییع شود و نه مجرمی از چنگ عدالت بگریزد.
سرمایه در برابر عدالت
اگر یک قاچاقچی بداند که حتی پس از زندان، تمام ثروتش ضبط شده و خانوادهاش نمیتوانند از رانتهای مالی او بهرهمند شوند، بازدارندگی واقعی شکل میگیرد. در غیر این حال، زندان برای برخی تنها یک استراحتگاه کوتاه است تا بعد از آن با همان سرمایههای پنهان، بازی را از نو شروع کنند. هدف نهایی، نه افزایش آمار توقیفیها، بلکه خشکاندن منابع اقتصادی جرم است تا پیام روشنی به قاچاقچیان ارسال شود: جرم، امنیت اقتصادی ایجاد نمیکند.
سؤالی در تاریکی
وقتی از وحدت و انسجام در مدیریت حوادث و امنیت مرزها میگویند، باید پرسید: آیا این انسجام در لایههای مالی نیز جاری است؟ تصور کنید در شب، چراغی در یکی از محلههای شهر روشن است؛ خانهای باشکوه که هر کسی از کنارش میگذرد، به شکوهش خیره میشود. در اتاقهای این خانه، شاید اسنادی باشد که هر کدام، داستان یک محموله مواد مخدر در یک روستای دورافتاده یا مرگ یک جوان در اثر اعتیاد را روایت کند. دادستان میگوید به دنبال این جریان مالی هستیم. اما حقیقت این است که پول، مانند آب، راه خود را مییابد و در عمیقترین لایههای سیستم نفوذ میکند.
حالا سؤال اینجاست: وقتی جریان مالی جرم، با جریان قانونی زندگی گره بخورد و در رگهای اقتصاد شهر جاری شود، دستهای عدالت میتوانند بدون لرزیدن، ریشه این درخت سمی را از منجلاب بیرون بکشند، یا اینکه در نهایت، ما فقط شاهد تماشای سایه گرسنه پول خواهیم بود که عدالت را میبلعد؟
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی