سرمقاله – وقتی کلمات از مفهوم خالی می شوند!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
در روزهای عادی آدمها را با سابقه شان می سنجند، اما در روزهای خطر، باجایی که می ایستند. لحظه مواجهه با تجاوز خارجی یا دشمن ، لحظه آزمون دوباره همه مدعیان آزادی و وطن دوستی است. مخالفت با هر نظامی حق هرشهروندی است ، نقد حکومت حتی وظیفه اخلاقی و سیاسی است. اما توجیه بمباران ، تحریم ، تخریب زیرساختها و فشار خارجی دیگر نقد سیاسی نیست، عبور از مرز وجدان ملی است. ایران ملک طلق مخالفان آن نیست که ویرانی اش را فرصت سیاسی بدانند. بخش مهمی از رسانه های آن سوی آب ، ایران را نه خانه مردمی بلکه میدان اجرای پروژه های خویش می دانند. آنگاه که حمله خارجی (فرصت ) نام میگیرد ، تحریم (ابزار فشار) تخریب زیرساختها (هزینه گذار) و رنج بی پایان مردم (بهای آزادی). این یعنی وارونه سازی اخلاقی و وجدانی که بسیار هم خطرناک است و زمینه وادادگی و خوانش حملات مرگبار با انواع بمب وموشک را در قالب کمک بشر دوستانه آمریکا فراهم کرده است و میکند. سابقه خوب چک سفید امضا نیست، هیچکس به اعتبار زندان دیروز حق توجیه تجاوز امروز را ندارد ، هیچکس به اعتبار روزنامه نگاری منتقد در گذشته ، مصونیت اخلاقی برای هم صدایی با سیاستهای ضدایرانی جایزه دریافت نمیکند، مخالف حکومت نیز حق ندارد ایران را گروگان خشم خود کند. مرز اصلی همینجاست، نه فشارداخلی ، نه تجاوز خارجی ، نه تقدیس حکومت ، نه تحقیر وطن ، نه سکوت در برابر فشارهای داخلی ، نه شادی از تضعیف ایران هیچ کدام توجیهی برای اشتباهات گاه مرگبار و برگشت ناپذیر این نحله های فکری باقی نمی گذارد. این که تصور کنیم اوضاع داخلی گل و بلبل است و مردم به دلیل سکوت شان از عملکردهای حاکمیت شان راضی و خشنودند یعنی سقوط از آنسوی بام ، لذا تا زمینه نقدهای جدی و با فکتهای موجود به رسمیت شناخته نشود و باز شاهد چرخه معیوب بروکراسی در کشورمان باشیم بلاشک خود را دربن بستی خود ساخته محصور خواهیم کرد…!!!