سرمقاله – تغییر ساختار…!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد

پافشاری و تعصب کور کورانه بر روندی که دیگر پاسخ نمی دهد راه به بن بستی می گشاید که شاید راه فرار وگریزی از آن درنیاید. لذا برای دسترسی و حصول نتیجه ای عقلانی نیاز به بازبینی های جدی در روند بسیاری از امور هستیم، فرهنگ و اقتصاد که اینک روزهای بسار درد آوری را میگذرانند نیازمند احیا و یک شوک بزرگ برای بازگشت به حیات اند ، دیگر نمیشود با ونتیلاتور و تزریق داروهای مسکن و خواب آور آن را احیا و به روز کرد…!! پزشکان حاذقی را می طلبد که بدانند علم جراحی را ، بدانند که چگونه غدد سرطانی فساد را یکی پس از دیگری از درون این بیمار خارج کنند ، بدانند که برگرداندن این بیمار به زندگی چقدر مهم وحیاتی است ، بدانند که چه نقاطی از بدن این بیمار بیشتر آلوده غدد بدخیم گردیده ، بدانند که امید تمام مردم به آنان است که این بیمار را به وجهی مطلوب درمان کنند، بدانند که توده های بدخیم ریشه هایی دارند که تا آن ریشه ها قطع نشوند این توده ها پس از خارج شدن دوباره باقدرت بیشتری رشد میکنند…!! ساختارهای کنونی به دلیل این که در چارچوبه های قانونی محصور نیستند واگر هم به فرض باظاهری فریبنده تن به این چارچوبه می دهند آنرا یا اجرا نمیکنند و یا ناقص رها میکنند. لذا با این روش نه اینکه اوضاع تغییری نخواهد کرد بلکه شرایط را برای مردم غیرقابل تحملتر خواهد نمود… درفضایی که عدم شفافیت در تصمیمات و بودجه ریزی ها و موازی کاری های مخرب موج میزند طبیعتا هیچکس پاسخگو نیست و توپ سرگردانی مردم دایم در زمین این و آن و یا سایر کشورها پاس داده میشود ، اعتماد عمومی که خدشه دار شد دیگر نمیتوان به زور و بافشارهای معمول برمردم تحمیل کرد، بازی با آمارها واعداد وارقام وکلمات ، دیگر اثربخشی خودرا ازدست داده وبا واقعیات جامعه پاسخ نمی دهد، رابطه مداری و تکرار چهره هایی که بارها امتحان پس داده و نزد افکارعمومی مردود شده اند، سیاست بازی با سیاست مداری بسیار فاصله دارد لذا تا زمانی که سیاسی کاران وسیاست بازان در هر قوه ای حاکم باشند هیچ تغییری در احوالات ناخوش مردم بوجود نخواهد آمد جز قشر خاصی که چون دنباله یک بادبادک بهم وابسته اند… رفیق بازی وحذف نگری و پرونده سازی و شعار مداری را نیز براین قصه تلخ بیفزایید…بدون تعصب وبه دوراز هرگونه شائبه ای که برافروخته شود بگویید آمار دقیق مهاجرین از کشور و سرمایه های اقتصادی و علمی که از کف رفته اند را …بگویید دلایل بی پایانی قاچاق کالا وارز را ، بگویید دلایل رانت خواری و پولشویی را ، بگویید دلایل اختلاسهای تمام ناشدنی را ، بشمارید نهادهایی که نظارت میکنند بر اجرای قوانینی که اجرا نمیشوند… این چندمثال ساده از آن باب بود که اثبات کنیم نیاز به تغییر ساختار است که از نان شب نیز واجب تراست ، تغییر ساختار را با ساختار شکنی اشتباه نگیریم و راقم این سطور را بی جهت متهم نکنیم به انواع اتهاماتی که همه میدانیم که چیست، جنگ دوازده روزه اثباتی بر این امر بود که مسئولین همان راهی را میروند که بیش از این رفته اند لذا دیدیم که هیچ اتفاقی که فاصله بین ملت و دولت را کم کند به چشم نخورد تا اینکه پس از اتفاقات ۱۴۰۱ بافاصله ای اندک اتفاقات دیماه رخ نمود که منجر به آن کشتارهای بی رحمانه شد و اتفاقی رخ داد که نسل به نسل و سینه به سینه نقل خواهد شد واین یعنی بحران مدیدیت نه مدیریت بحران، تا پشتوانه مردمی بازسازی نشود و دیوار اعتماد تا ثریا کج نرود باید به آتش زیر خاکستر ایمان داشت و نگاه ازبالا به پایین را برای همیشه پاک کرد…!!!