سرمای آذرماه در محورهای خاکی و منزوی شهرستان درمیان، بستر یک تراژدی خاموش بود؛ خودرویی که در میانه هیچکجا شعلهور شده بود و در دل آتش، پیکر مردی ۴۰ ساله را به ابدیت سپرد. هفت ماه گذشت و دود غلیظ آن حادثه، حقیقت را در لایههای خاکستری پنهان کرده بود، اما در دنیای پلیس، هیچ جنایتی کامل نیست و هر خاکستری، ردی از حقیقت را در خود نهفته دارد.
پرده اول: معمای جسد سوخته
همه چیز از یک تماس تلفنی آغاز شد. گزارش آتشسوزی خودرو در یکی از مسیرهای فرعی و کمترافق شهرستان درمیان. مأموران زمانی که به محل رسیدند، با اسکلت فلزی خودرویی مواجه شدند که گرمای شدید آتش، هرگونه اثر انگشت و سرنخی را ذوب کرده بود. اما در میانهی آن ویرانه فلزی، جسد مردی قرار داشت که هویتش معلوم بود، اما علت حضورش در آن نقطه و نحوه مرگش، یک معمای پیچیده بود. آیا این یک حادثه بود یا نقشهای دقیق برای محو کردن اثرات یک قتل؟
پرده دوم: هفت ماه در تعقیب سایهها
روزهای سخت پژوهش آغاز شد. پروندهای که در نگاه اول بنبست به نظر میرسید، توسط کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان جنوبی باز شد. سرهنگ کاظم صادقی، رئیس پلیس آگاهی استان، در این مسیر بر استفاده از «تکنولوژیهای نوین کشف جرم» تأکید داشت. هفت ماه تلاش مستمر، بررسی ریزبینانه سرنخهای باقیمانده در صحنه و تحلیل الگوهای رفتاری اطرافیان مقتول، سرانجام دایره مشکوکات را تنگتر کرد. دو نفر شناسایی شدند؛ سایههایی که در لحظه وقوع حادثه، در نزدیکی آن شعلههای آتش دیده شده بودند.
پرده سوم: فروپاشی در اتاق بازجویی
عملیات دستگیری، غافلگیرانه و سریع بود. متهمان در ابتدا با لبخندی سرد و انکار مطلق، هرگونه ارتباط با جنایت را رد کردند. آنها تصور میکردند آتش، تمام مدارک را سوزانده است. اما در اتاق بازجویی، جایی که مستندات پلیس آگاهی و شواهد علمی روی میز قرار گرفت، دیوار انکار فرو ریخت. اعترافات، لایه به لایه حقیقت تلخ را آشکار کرد: این یک قتل لحظهای نبود، بلکه یک «ساعتبندی دقیق» بود.
روایت جنایت: خوابی که بیدار نشد
متهمان برای اینکه مقتول مقاومت نکند و صدای فریادش به گوش کسی نرسد، ابتدا قرصهای خوابآور را به او خوراندند. وقتی مرد ۴۰ ساله در خوابی عمیق فرو رفت، قاتلان با خونسردی تمام، او را به درون خودرو راندند و سپس با ریختن مواد سوخترسان، آتش را افروختند تا جسد و خودرو در یک لحظه به خاکستر تبدیل شوند و حقیقت برای همیشه زیر آوار فلز گداخته دفن شود.
انگیزهای به نام خانواده
در نهایت، وقتی از متهمان درباره علت این حجم از بیرحمی پرسیدند، پاسخ تککلمهای بود: «اختلافات خانوادگی». تراژدی بزرگی که در آن پیوندهای خونی جای خود را به کینه داد و منجر به یک قتل برنامهریزی شده شد. اکنون متهمان در انتظار محاکمه هستند تا عدالت، جایگزین شعلههای آتش در شهرستان درمیان شود. پروندهای که ثابت کرد، هرچند آتش میتواند جسد را بسوزاند، اما نمیتواند ردپای جنایت را برای همیشه محو کند.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی