خراسان جنوبی در لبه پرتگاه دیگر هیچ /ورشکستگی بانک‌های آبی

تصور کنید در شهری بیدار شوید که خورشیدش نه تنها زمین را گرم نمی‌کند، بلکه آن را می‌بلعد. جایی که دمای ۴۰ درجه، دیگر یک عدد روی دماسنج نیست، بلکه وزنی است که روی سینه هر موجود زنده‌ای در خراسان جنوبی قرار گرفته است. در این لحظه، صدای تیک تیک ساعت با صدای خشک شدن رگ‌های زمین هماهنگ شده و هر قطره آب، تبدیل به یک گنجینه گران‌بها شده است. ما اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که دیگر صحبت از صرفه‌جویی نیست؛ صحبت از بقاست. برخی مسئولان حالا که دیر شده است بر لبه پرتگاه ایستاده اند و از بحران می گویند و دیگر هیچ.
داستان این بحران، از چند روز گرمای تابستان شروع نشده است. خراسان جنوبی بیش از ۲۶ سال است که در یک جنگ نامساوی با خشکسالی می‌جنگد. این یک بازه زمانی ساده نیست، بلکه یک نسل کامل است که در این استان، معنای واقعی بارش‌های آسمانی را فراموش کرده‌اند. وقتی به آمارهای رسمی نگاه می‌کنیم، با حقیقتی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌شویم: در سه دهه گذشته، حدود چهار میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب برداشت اضافی از منابع آب زیرزمینی صورت گرفته است.
این عدد، در واقع اعلان ورشکستگی بانک‌های آبی زیرزمین است. ما سال‌ها از پس‌انداز زمین برداشتیم تا نیازهایمان را تامین کنیم، اما اکنون این پس‌انداز به کف رسیده است. زمین دیگر چیزی برای بخشیدن ندارد و هر چاه جدیدی که حفر می‌شود، در واقع تلاشی برای یافتن آخرین قطره‌های آب در اعماق زمین است. این برداشت‌های بی‌رویه، باعث شده تا تراز آبی استان به شدت منفی شود و ما با حقیقتی تلخ روبه‌رو شویم: ما از آینده فرزندانمان پیش‌کش کردیم تا امروز را بگذرانیم.

شهرهایی در لبه پرتگاه
پیامدهای این تخریب تدریجی، اکنون در قالب یک هشدار قرمز در شبکه تامین آب استان نمایان شده است. ۹ شهر و ۲۷ مجتمع آبرسانی در وضعیت تنش آبی قرار دارند. وقتی نام شهرهایی چون بیرجند، قاین، نهبندان، طبس، خوسف، شوسف، اسدیه، سرایان و سربیشه را می‌شنویم، باید بدانیم که این‌ها تنها نام شهرها نیستند، بلکه نقاطی هستند که در حال تجربه یک فشار زیستی شدیدند. در این میان، بیرجند، نهبندان، خوسف و اسدیه در وضعیت حادتری قرار دارند و هر لحظه احتمال وقوع بحران‌های جدی در تامین آب آشامیدنی وجود دارد. در مرکز استان، یعنی بیرجند، وضعیت حتی نگران‌کننده‌تر است. تصور کنید در شهری با این جمعیت، تنها ۳۰ درصد از ظرفیت مخازن آب ذخیره شده است. این یعنی شهر در لبه پرتگاه است. هرگونه افزایش ناگهانی دما یا رشد مصرف، می‌تواند منجر به قطعی‌های گسترده و فلج شدن شهر شود. نکته تکان‌دهنده اینجاست که رشد جمعیت استان، هرچند اندک و در حدود ۲ درصد بوده، اما فشار بر منابع آب را به شدت افزایش داده است؛ به طوری که مصرف آب در استان با میانگینی ۷ درصد رشد کرده است. این شکاف عمیق میان کاهش منابع و افزایش مصرف، نشان می‌دهد که ما دیگر در دوران توصیه به مدیریت آب نیستیم، بلکه در دوران مدیریت بحران هستیم.

روستاهای فراموش شده
در روستاهای استان، وضعیت حتی تکان‌دهنده‌تر است. قطعی‌های موقت آب به یک اتفاق رایج تبدیل شده و مردم با اضطراب منتظر بازگشت جریان آب به لوله‌ها هستند. در برخی مناطق، از شدت استیصال، تلاش‌هایی برای استفاده غیرقانونی از آب‌های شهری برای کشاورزی و دامداری صورت می‌گیرد که این کار، مانند شعله انداختن در انبار باروت است و تنها باعث فروپاشی سریع‌تر شبکه توزیع می‌شود.
در چنین شرایطی، پویش کاهش۲۰ درصدی مصرف آب آغاز شده است. این پویش، در واقع آخرین تلاش برای جلوگیری از یک فروپاشی کامل در تامین آب تابستانی است. مسئولان امیدوارند با مشارکت مردم، بتوانند از یک قطعی سراسری جلوگیری کنند. اما سوال اینجاست که آیا یک پویش مردمی می‌تواند اثر ۲۶ سال تخریب منابع را جبران کند؟

تلاطم در شبکه برق
همزمان با عطش آب، تلاطم‌های تابستان، شبکه برق استان را نیز به لرزه درآورده است. گرمای ۴۰ درجه، شبکه برق را در معرض آزمونی سخت قرار داده است. با هر درجه افزایش دما، هزاران کولر و سیستم سرمایشی به شبکه فشار می‌آورند. این فشار، شبکه برق را در معرض افت ولتاژ و قطعی‌های زنجیره‌ای قرار می‌دهد. هشدار سطح زرد هواشناسی، تنها یک خبر درباره آب و هوا نیست، بلکه یک هشدار امنیتی برای پایداری خدمات شهری است. وقتی ولتاژ برق افت می‌کند، نه تنها آسایش خانه‌ها به خطر می‌افتد، بلکه بیمارستان‌ها در وضعیت هشدار قرار می‌گیرند و واحدهای تولیدی متوقف می‌شوند. تداوم تامین برق در این روزها، با امنیت معیشتی هزاران خانواده گره خورده است. کارشناسان تاکید می‌کنند که توسعه ظرفیت‌ها و هوشمندسازی تجهیزات گام‌های مثبتی بوده‌اند، اما هیچ تکنولوژی‌ای نمی‌تواند جایگزین مدیریت مصرف شود. در شرایطی که دمای هوا تا اواخر هفته همچنان بالای ۴۰ درجه باقی خواهد ماند، هر کلیدی که برای یک وسیله غیرضروری زده شود، باری بر دوش تمام شهروندان است و ما را به سمت خاموشی‌های گسترده می‌برد.

بهای سنگین یک سهل‌انگاری
باید به این نکته توجه داشت که بحران آب و برق، تنها یک مشکل رفاهی یا خدماتی نیست. این یک بحران زیست‌محیطی است که ریشه در دهه‌ها بی‌توجهی دارد. تداوم تامین این دو منبع، در واقع تداوم زندگی در این منطقه است. اگر امروز مصرف را مدیریت نکنیم، فردا شاید دیگر منبعی برای مدیریت وجود نداشته باشد.
ما در تلاقی ۲۶ سال خشکسالی و گرمای طاقت‌فرسای تابستان ایستاده‌ایم. تمام داده‌ها و آمارهای موجود، تنها یک مسیر را نشان می‌دهند: همراهی مطلق و فوری شهروندان. هر قطره آب که بی‌مورد ریخته شود و هر وات برقی که هدر رود، ما را یک قدم نزدیک‌تر به نقطه بازگشت‌ناپذیر می‌کند.

سکوت پیش از طوفان
اکنون خراسان جنوبی در یک نقطه سرنوشت‌ساز قرار دارد. ما در نبردی هستیم که پیروزش نه دولت است و نه سازمان‌های خدماتی، بلکه تنها آگاهی و همدلی مردمی است که می‌دانند زمین دیگر چیزی برای بخشیدن ندارد.
یک حقیقت تلخ در پس این اعداد و گزارش‌ها نهفته است. ما با تمام تلاش‌ها و پویش‌ها، شاید بتوانیم از تابستان امسال عبور کنیم، اما آیا واقعاً از بحران عبور کرده‌ایم؟ یا اینکه تابستان امسال، تنها پیش‌درآمدی است برای سکوتی ترسناک در آینده؟ سکوتی که در آن، نه صدای لوله‌های آب شنیده شود و نه لرزش برق در سیم‌ها؛ سکوتی که در آن، زمین های ترک‌خورده تنها شاهدان زنده عطشی باشند که هیچ‌گاه سیر نشد.