تعهد صرفه جویی ۴۰ میلیونی از سفره گاز مردم

در روزهایی که آفتاب سوزان اردیبهشت ماه بر چهره کویری خراسان جنوبی می‌تابد و مردم در تب و تاب مدیریت هزینه‌های سرمایشی و قطعی‌های احتمالی برق هستند، انتشار یک خبر از راهروهای مدیریتی استان، نگاه‌ها را به ماه‌های دور و سرد سال گره زد. مدیرعامل شرکت گاز خراسان جنوبی از تعهدی بزرگ گفت: «صرفه جویی ۴۰ میلیون مترمکعبی گاز برای زمستان پیش رو.» عددی که حس دائمی بودن محدودیت ها را تقویت می کند؛ تابستانی که هشدارهای قطع برق را با خود می کشد، نمی داند خبر زمستانی با محدودیت های گازی را کجای دلش بگذارد. وقتی لایه‌های این خبر را ورق می‌زنیم، با یک پرسش اساسی روبرو می‌شویم: سهم مردم از این صرفه جویی اجباری چیست و چرا همیشه دیواری کوتاه‌تر از رفاه خانوارها پیدا نمی‌شود. مدیرعامل شرکت گاز استان با اشاره به ناترازی ۳۰ درصدی تولید در کشور، پایداری شبکه را خط قرمز خود دانسته است. او از نصب هیت باکس های برقی در ایستگاه‌های تقلیل فشار و توزیع بخاری‌های راندمان بالا سخن می‌گوید. اقداماتی که اگرچه در ظاهر فناورانه و پیشرو هستند، اما در واقعیت، اعترافی تلخ به یک بحران ریشه‌دار در ساختار انرژی کشورند. بحرانی که حالا سایه آن از تاسیسات تولیدی جنوب کشور تا دورترین روستاهای خراسان جنوبی کشیده شده است.

فناوری در خدمت کیست؟
جایگزینی هیترهای گازی با سیستم‌های برقی در ۱۶ ایستگاه تقلیل فشار، از آن دست خبرهایی است که با زبان اعداد بازی می‌کند. کاهش هزینه نگهداری از ۵۹ هزار میلیون ریال به ۲ هزار میلیون ریال، بدون شک برای کارنامه یک مدیر افتخارآمیز است، اما برای شهروندی که در سرمای استخوان‌سوز کویر نگران افت فشار گاز است، این اعداد نان و آب نمی‌شود. پرسش اینجاست که اگر این طرح‌های فناورانه تا این حد سودآور و راهگشا هستند، چرا زودتر و در ابعادی وسیع‌تر اجرا نشدند تا امروز مجبور نباشیم از سهم مصرف خانگی برای جبران ناترازی‌ها بگذریم.
گزارش‌های رسمی حاکی از آن است که ظرفیت تولید گاز کشور به ۶۰۶ میلیون مترمکعب کاهش یافته، در حالی که مصرف در اوج سرما به بیش از ۷۰۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. این شکاف عمیق، مدیران را بر آن داشته تا به سراغ ساده‌ترین راه حل بروند: مدیریت مصرف که بخش بزرگی ازآن با رفاه و نیازهای مردم سرو کار دارد و بخشی هم خانگی است. اما آیا می‌توان از مردمی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارند، خواست که باز هم کمربندها را سفت‌تر ببندند در حالی که در سمت دیگر ماجرا، نوسازی صنایع و اصلاح ساختارهای کلان انرژی با کندی پیش می‌رود.

مسکنی بر دردی مزمن
توزیع بیش از ۳ هزار دستگاه بخاری راندمان بالا با اولویت مددجویان نهادهای حمایتی، اقدامی پسندیده است، اما وقتی آن را با جمعیت استان و وسعت نیاز مردم مقایسه می‌کنیم، بیشتر به یک مسکن موقت شباهت دارد تا یک راه حل قطعی. سؤال مردم این است: تکلیف مابقی خانواده‌هایی که زیر بار تورم توان نوسازی وسایل گرمایشی خود را ندارند چیست؟ آیا آن‌ها باید به خاطر نداشتن ابزار استاندارد، جریمه مصرف بالا را بپردازند یا در سرمای زمستان با محدودیت روبرو شوند؟ عدالت در توزیع انرژی ایجاب می‌کند که پیش از مطالبه صرفه جویی، ابزار آن به شکلی عادلانه و ارزان در اختیار همگان قرار گیرد.

ضرب الاجل های نگران کننده
بخش دیگری از هشدارها به الزام صنایع، گلخانه‌ها و مرغداری‌ها برای ذخیره‌سازی سوخت جایگزین به مدت ۲۰ روز اختصاص دارد. این ضرب‌الاجل اگرچه از نگاه پدافندی ضروری است، اما در باطن خود پیامی ترسناک برای امنیت غذایی و اقتصادی استان دارد. واحد تولیدی که باید انرژی و سرمایه خود را صرف تولید و اشتغال کند، حالا مجبور است بخشی از نقدینگی و توان خود را دراین شرایط دشوار اقتصادی، صرف تهیه و انبار کردن سوخت دوم کند. هزینه‌ای که بدون شک در نهایت از جیب همین مردمی می‌رود که مصرف‌کننده نهایی محصولات این واحدها هستند. این یعنی مردم یک بار با کاهش دمای خانه‌هایشان و بار دیگر با افزایش قیمت تمام شده کالاها، هزینه ناترازی انرژی را پرداخت می‌کنند.

حلقه مفقوده مدیریت انرژی
مدیرعامل شرکت گاز از رصد مرحله به مرحله عملکرد استان‌ها توسط مدیرعامل شرکت ملی گاز خبر داده است. ای کاش در کنار این رصدهای مدیریتی، گزارشی شفاف هم به مردم داده می‌شد که سهم دقیق بخش‌های دولتی و … در این ۴۰ میلیون مترمکعب چقدر است. وقتی صحبت از هوشمندسازی موتورخانه‌ها می‌شود، ۴۲۰ مورد در سال جاری عدد بزرگی به نظر می‌رسد، اما در مقایسه با حجم ساختمان‌های دولتی و اداری که گاهی در ساعات غیراداری هم چراغ‌ها و بخاری‌هایشان روشن است، چقدر وزن دارد؟

مدیریت هوشمند
در بخش دیگری از این نشست، مقام ارشد استان بر ضرورت پایش دقیق الگوی مصرف و شناسایی نقاط پرمصرف تاکید کرد؛ رویکردی که نشان‌دهنده عزم جدی مدیریت ارشد برای صیانت از پایدار ماندن جریان گاز در تمامی نقاط استان است. هاشمی با نگاهی راهبردی، مدیریت هوشمند را راهکاری برای جلوگیری از هدررفت منابع می‌داند تا عدالت در توزیع انرژی رعایت شود. با این حال، باید به این نکته نیز توجه داشت که بسیاری از این مصارف بالا، ریشه در ساختارهای قدیمی و بافت‌های فرسوده‌ای دارد که نوسازی آن‌ها فراتر از توان مالی خانواده‌هاست. از این رو، در کنار سیاست‌های نظارتی و پایش مصرف که توسط استاندار ابلاغ شده، انتظار می‌رود نهادهای متولی با ارائه بسته‌های حمایتی و تسهیلات نوسازی، مسیر را برای تحقق این مدیریت هوشمند هموار کنند تا تعهد ۴۰ میلیون مترمکعبی استان، نه یک فشار بر معیشت، بلکه به یک حرکت جمعی و داوطلبانه برای حفظ سرمایه‌های ملی تبدیل شود. این نظارت دقیق، اگر با حمایت‌های ساختاری گره بخورد، می‌تواند خراسان جنوبی را به الگویی موفق در تعادل میان پایش مدیریتی و رفاه اجتماعی تبدیل کند.

تکرار ترجیع‌بند «همراهی مردم»
استاندار هم البته، بر لزوم فرهنگ‌سازی و اقناع افکار عمومی تاکید و از مردم برای همکاری درصرفه جویی دعوت کرد. وقتی عالی‌ترین مقام اجرایی استان از «لزوم همراهی مردم برای عبور از بحران» سخن می‌گوید، در واقع براین واقعیت صحه می‌گذارد که تمام طرح‌های فناورانه و هیت‌باکس‌های برقی، بدون کمک مردم، کارایی لازم را ندارند. اما این پرسش جدی وجود دارد که سهم «اقناع مدیران» برای بهبود زیرساخت‌ها کجاست؟ آیا استاندار در کنار مطالبه از مردم، از مدیران ملی هم مطالبه کرده است که چرا استانی پیشرو در صرفه‌جویی، همچنان باید در بیم و هراس ناترازی تولید باشد؟
مردم خراسان جنوبی همواره به قناعت و همراهی با نظام اجرایی مشهور بوده‌اند، اما همراهی یک جاده دوطرفه است. نمی‌توان در میانه بهار، از صرفه جویی زمستانی سخن گفت اما درباره بهبود کیفیت زندگی و کاهش فشار اقتصادی ناشی از گرانی انرژی حرفی نزد. موفقیت نهایی در عبور از زمستان، آن‌طور که مدیران می‌گویند تنها مرهون تنظیم دمای رفاه توسط مردم نیست، بلکه مرهون صداقت در بیان محدودیت‌ها و اولویت دادن به سفره مردم در برابر آمارهای مدیریتی است. امروز در حالی که تعهدات ۴۰ میلیونی روی کاغذ نقش می‌بندد، مردم در انتظار پاسخی روشن هستند: آیا این بار صرفه جویی قرار است به معنای بهبود زیرساخت‌ها باشد یا باز هم قرار است شعله‌های بخاری در خانه‌های کوچک شهروندان، تاوان ناترازی‌های بزرگ در مدیریت کلان انرژی را بدهد؟ زمستان دور نیست و چشم‌های نگران مردم خراسان جنوبی به دستانی است که باید گرمای رفاه را برای آن‌ها تضمین کنند، نه اینکه فقط از آن‌ها بخواهند با سرما رفیق شوند.