سرمقاله – شرایط سخت پس از توافق…!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
هنوز اول راه رسیدن به توافق قرار داریم و هر آن ممکن است شرایط بازی عوض شود لذا هر تحلیلی را باید در چارچوبه حدس و گمان سنجید و به نگارش درآورد. نشستهای دوطرف مناقشه پشت درب های بسته وبا سیستم محکم محرمانگی درحال انجام است و قرار است دریک بازه زمانی دوماهه امیدوارانه به توافقی دائمی رسیده شود. میگویند فرض محال ، محال نیست چنانچه این مثال را قبول کنیم باید به شرایط پس از توافق بادقت و در زمین واقعیتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی پای بگذاریم و به دور از هرگونه خط کشی و با توجه به داشته های تخصصی و علمی و به دور از ماندگاری در گذشته ،در زمان حال وبرای آینده نقشه راهی متقن و قوی وبرنامه ریزی شده را تدوین و تکمیل کرد. سالهای مدیدی است که بنابه دلایلی که همگان دانند و دانیم در ایستگاه توسعه فریز شده ایم و در فضای پرتنش سیاسی فقط تلاش کردیم که روزها را به هم بچسبانیم و دچار روزمرِگی بدی شویم ، که دلیل اصلی آن نیز جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه ای و پیش ازآن نیز تحریمهایی که برکشور سالهای طولانی ودراصل برمردم بار شد. فعلا قصد ورود به معادله تحریها و دلایل آن را نداریم و قصدهم نداریم که برعدم موازنه ای منطقی بین سیاستهای داخلی و خارجی بپردازیم و پرونده کاسبان تحریم وجنگ طلبان امروز را که نانی چرب برای شان تولید میکند را هم بگشاییم.
بحث اصلی ما شرایط پس از توافق است که چگونه استارت توسعه و روش روغنکاری چرخهای زنگ‌ زده و فرسوده آن را فراهم آوریم. کار بسیار سخت ودشوار وپیچیده است ،چرا که بسیاری و یابهتر است بگوییم تمامی سیستم ها ساختارهای موجودرا می بایست به روز کرد و از بازگشت به تنظیمات کارخانه و اختراع دوباره چرخ جدا دوری گزید. تقویت ارتباط با جهان ، جذب سرمایه ، توسعه فناوری وعبور از تقابل های گذشته درکنار افزایش نقش مردم در تصمیم گیری ها و مشارکت سیاسی بایداز الزامات ایران آینده دانسته شود. آمادگی برای پذیرش تغییر ، اصلاح ساختارهای اداری و اقتصادی ، مبارزه جدی ودائمی بافساد و داشتن چشم انداز روشن توسعه راباید از پیش شرط های عبور از وضعیت فعلی دانست. باید این اصل مهم را به خود تفهیم کنیم که مسیر پیش رو وتوافق احتمالی پیش رو پایان راه نیست و آغاز مرحله تازه از حکمرانی و اصلاحات ساختاری و باز تعریف آینده کشوراست . با شعار و سروصداهای بی مبنا و درگیری های سیاسی فرسایشی نه می توان امید را برجامعه تزریق کرد و نه می توان گره های انباشت شده چند دهه را گشود.واقعیت این است که جامعه وارد فاز جدیدی گردیده که دیگر امکان بازگشت به دوران پیش ازجنگ باز نخواهد گشت لذا مدیران سطوح بالای تصمیم گیر چه نظامی و چه غیرنظامی باتوجه به واقعیت میدانی کشور باید باسعه صدر و باور به این اصل مهم که عاملیت باید با ۸۵ میلیون نفر جمعیت کشور بدون خط کشی های رایج باشد هرچه رودتر برنامه ونقشه اه را به نفع عامه مردم تهیه وعملیاتی کنند ، درغیراین صورت تبعات سختی را باید شاهدباشیم…!!!