۸۸۸ سارق در سه ماه؛ رقمی که هر کسی را به فکر فرو میبرد. وقتی جنایت به این ابعاد سازمانیافته تبدیل شود، آمارها دیگر زبان پلیس نیستند، بلکه فریاد یک بحراناند. ما با هندسه جدیدی از جرم روبهرو هستیم؛ جایی که گرسنگی، سازماندهنده باندهای سرقت شده است. این حجم از بازداشتها، تنها لایه بیرونی یک حقیقت تلخ است: در جامعهای که فشار اقتصادی به نقطه جوش برسد، مرز میان شهروند و سارق به نازکی یک تار میرسد.
کالبدشکافی یک هرجومرج سازمانیافته
سردار حسن شجاعینسب، فرمانده انتظامی استان خراسان جنوبی، از متلاشی شدن ۳۴ باند سرقت خبر داد. این عدد در نگاه اول شاید فقط یک آمار پلیسی باشد، اما وقتی به جزئیات نگاه میکنیم، میبینیم که دزدان دیگر تنها به جیببری یا سرقتهای ساده بسنده نمیکنند. از دزدیدن احشام در روستاها گرفته تا غارت قطعات خودرو، اماکن خصوصی، محصولات کشاورزی و حتی تجهیزات اداری؛ هر چیزی که قابلیت تبدیل به پول سریع داشته باشد، امروز در معرض خطر است.
اینکه بیش از ۷۰ درصد سرقتها کشف شده، نشان میدهد که پلیس با هوشیاری کامل در کمین مجرمان است، اما سؤال اصلی اینجاست: چه اتفاقی افتاده که در عرض ۹۰ روز، نزدیک به هزار نفر تصمیم گرفتهاند زندگی خود را با ریسک زندان گره بزنند؟ وقتی تعداد بازداشتها به ۸۸۸ نفر میرسد، یعنی ما با یک موج مهاجرت به دنیای جرم روبهرو هستیم؛ مهاجرتی که مقصدش زندان است اما دلیلش نبودن هیچ مسیر جایگزینی برای بقاست.
پدیده دزدی در دزدی
یکی از تکاندهندهترین ابعاد این گزارش، نحوه عملکرد باندهای سرقت احشام است. در موردی که پلیس به آن اشاره کرد، سارقان برای دزدیدن دامها، ابتدا به سرقت خودروهای سبک مانند پراید میپرداختند تا از آنها به عنوان ابزار جابهجایی برای جنایات بعدی استفاده کنند. این یعنی دزدی در دل دزدی. این مدل عملیاتی نشان میدهد که جنایت در حال تبدیل شدن به یک صنعت سازمانیافته است. دستگیری ۵ نفر از سارقان سابقهدار و مالخرهای احشام و کشف خودروهای مسروقه، تنها نوک کوه یخ است. نکته تلخ اینجاست که بسیاری از این افراد سوابق کیفری دارند؛ یعنی زندان نتوانسته است بازدارنده باشد. وقتی ترس از گرسنگی یا فشار بدهیها بزرگتر از ترس از دیوارهای زندان شود، تکرار جرم تبدیل به یک عادت اجتنابناپذیر میگردد.
ضعف اقتصاد؛ موتور محرک جنایت
باید صادق باشیم؛ دزدی در این ابعاد، هرگز یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه اغلب نتیجه مستقیم فشار خردکننده اقتصادی است. در دنیایی که تورم، قدرت خرید مردم را میبلعد و بیکاری به یک وضعیت عادی تبدیل شده، برخی افراد در تلاطم نیاز، به مسیرهای میانبر و تاریک روی میآورند.
وقتی تورم افسارگسیخته شود، حتی کسانی که تا دیروز در طبقه متوسط بودند، ممکن است زیر فشار بدهیها یا نیازهای اولیه، به فکر تشکیل باند سرقت بیفتند. سرقت احشام در مناطق روستایی خراسان جنوبی، تنها یک جرم نیست، بلکه ضربه زدن به تنها سرمایه کشاورزانی است که سالها برای جمع کردن چند رأس گوسفند تلاش کردهاند. در اینجا، هم سارق در نابودی آینده خود است و هم مالباختهای که تمام پسانداز زندگیاش را در یک شب از دست داده است.
امنیت روانی در برابر امنیت فیزیکی
سردار شجاعینسب در هشدار خود به نکته ظریفی اشاره کرد: مجرمان نباید امنیت روانی مردم را خدشهدار کنند. این عبارت، اعترافی به یک واقعیت است؛ اینکه در شرایط خاص کنونی، جامعه بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر است. وقتی مردم در میدان حضور دارند و جامعه در تلاطم است، هر موج سرقت نه تنها یک خسارت مالی، بلکه یک ضربه روانی به اعتماد عمومی است.
پلیس با تأکید بر بازگرداندن اموال به صاحبانشان، سعی دارد این شکاف اعتماد را پر کند، اما هشدار به شهروندان برای مراقبت ویژه از اموالشان، در واقع اعتراف به این است که دیوار امنیت فیزیکی، در برابر طوفان نیازهای اقتصادی، سوراخ شده است.
چرخه باخت؛ از مالباخته تا زندانی
در این معادله، برنده واقعی وجود ندارد. از یک سو شهروندی است که شبها با ترس از دست دادن اموالش میخوابد و از سوی دیگر جوانی است که در بازجوییهای پلیس، شاید اعتراف کند که راهی برای تامین معاش نداشته است. تبدیل شدن نیاز به سازمانیافتگی در قالب ۳۴ باند سرقت، نشان میدهد که جنایت در حال تبدیل شدن به یک شغل جایگزین برای برخی است.
پلیس با دستگیری ۸۸۸ نفر، هرچند موقتاً امنیت را برقرار کرد، اما تا زمانی که ریشههای اقتصادی این بحران خشک نشود، جایگزینهای جدیدی برای این سارقان پیدا خواهند شد. زندانها شاید پر شوند، اما خیابانها از کسانی که از استرس اقتصادی به تنگ آمدهاند، خالی نمیشوند.
درمان یا جراحی؟
دستاورد پلیس در کشف ۷۰ درصد سرقتها تحسینبرانگیز است، اما این گزارش باید به عنوان یک زنگ خطر شنیده شود. امنیت واقعی تنها با دستبند زدن به سارقان به دست نمیآید. امنیت زمانی برقرار میشود که فاصله طبقاتی کاهش یابد و امید به آینده جایگزین ناامیدی شود.
پلیس در واقع پزشک جراحی است که عفونت را از بدن شهر میگیرد، اما برای درمان کامل، باید به سراغ منشاء بیماری رفت؛ یعنی مبارزه با تورم، ایجاد اشتغال واقعی و حمایت از اقشار آسیبپذیر. خراسان جنوبی امروز با چالشی بزرگ روبهرو است. مبارزه با جرم ضروری است، اما تحلیل ریشههای اقتصادی این جرم، تنها راه نجات جامعه از این چرخه باخت است. تا زمانی که اقتصاد خانوادهها در وضعیت امن نباشد، هر دستگیری جدید، تنها پیشدرآمدی برای سرقتهای بعدی خواهد بود.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی