درآمد ایران از هرمز در تفاهم ایران و آمریکا تثبیت شد
بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا بیانیه ای صادر کرد.
باشگاه خبرنگاران جوان – دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا بیانیه ای صادر کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
به اطلاع ملت شریف ایران میرساند:
جمهوری اسلامی ایران در پرتو راهبری رهبر شهید خویش، تفوق خود در برابر دشمن امریکایی صهیونی را تکمیل کرده و ذیل تدابیر رهبری عالی قدر نظام (حفظه الله تعالی)، حمایتهای آحاد مردم و تلاش مجاهدانه رزمندگان اسلام، به دنبال یک دوره مذاکرات دشوار و فشرده چند ماهه، و بر اساس مصوبه شورایعالی امنیت ملی، متن یادداشت تفاهم در خصوص مذاکرات پایان جنگ (مذاکرات اسلام آباد) را میان ایران و امریکا در شامگاه ۲۴ خرداد ماه، نهایی کرد. بر اساس توافقات انجام شده، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان از امشب به صورت فوری و دائمی پایان یافته و به علاوه، محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله و به طور کامل خاتمه مییابد.
امضای این یادداشت تفاهم در روز جمعه ۲۹ خرداد به طور رسمی انجام خواهد شد. مذاکرات برای توافق نهایی، به پس از اجرای تعهدات طرف مقابل وفق یادداشت تفاهم موکول خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران از تلاشهای جمهوری اسلامی پاکستان و دولت قطر قدردانی میکند.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی
پاکستان روز جمعه میزبان مراسم امضای توافقنامه ایران و آمریکا در ژنو خواهد بود
نخست وزیر پاکستان گفت که اسلام آباد روز جمعه میزبان مراسم امضای توافقنامه صلح بین آمریکا و ایران در ژنو خواهد بود.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم حسینى – شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان روز دوشنبه گفت که اسلام آباد روز جمعه میزبان مراسم امضای توافقنامه صلح بین آمریکا و ایران در ژنو خواهد بود.
شریف در سخنرانی خود در مجلس ملی گفت: «خورشید صلح پس از جنگ طلوع کرده است. ما سرانجام جمعه آینده شاهد امضای توافقنامه صلح در ژنو خواهیم بود.»
شریف بار دیگر به آمریکا و ایران برای دستیابی به این توافقنامه تبریک گفت. منابع دولتی پاکستان به آناتولی گفتند که شریف هیئت اسلام آباد را برای شرکت در مراسم امضا رهبری خواهد کرد.
شریف اوایل روز دوشنبه اعلام کرد که ایالات متحده و ایران پس از مذاکرات فشرده به توافق رسیدهاند و هر دو طرف پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله در لبنان، را اعلام کردند. هم واشنگتن و هم تهران بعداً این خبر را تأیید کردند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفت که این توافق نهایی شده است و از برنامههایی برای بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی ایالات متحده خبر داد.
پاکستان از زمان برقراری آتشبس در ۸ آوریل، چند هفته پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، بین دو طرف میانجیگری کرده است.
گزارش ایلنا از سقوط معیشت طبقهی کارگر؛
«شهر» در تب نان میسوزد/ دستمزد روزانه کارگر کمتر از قیمت ۲۵۰ گرم گوشت قرمز!

در سال جاری، رقم ۵۵۴ هزار تومان به عنوان دستمزد روزانه کارگران در شورایعالی کار به تصویب رسید؛ این مبلغ پول خرید ۲۳۰ گرم گوشت ران گوسفندی ممتاز است. در واقع با افزایش ۶۰ درصدی دستمزد که دولتیها و مشخصاً وزرای کار و اقتصاد، آن را گامی بلند در جهت بهبود معنادار وضع معاش کارگران توصیف کردهاند، قدرت خرید به نسبت سالهای قبل به شدت افول کرده است تا حدی که دستمزد یک روز کارگر برای ۸ ساعت کار پیاپی، پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نیست!
به گزارش خبرنگار ایلنا، طوفان تند گرانیها، زندگی آبرومند و سادهی طبقهی کارگر ایران را جاروب کرده است. امروز، نه خانهدار شدن و داشتن سرپناه شخصی، نه خرید یک خودروی ساده (حتی یک پراید با کمترین امکانات) و نه حتی یک سفر کوتاه آخر هفته به شمال، هیچ یک، جزو برنامههای زندگی خانوادههای کارگری نیست؛ طبقهی کارگر در تقلای زنده ماندن و تامین نیازهای سادهای که خانواده را به عنوان یک ارگان حیاتی اجتماع سر پا نگه دارد، روز را با دو یا سه شیفت کار به نیمه شب گره میزنند اما باز هم گرههای کور زندگی باز نمیشود.
نمونهای از تنزل شدید سطح مطالبات و دغدغههای طبقهی کارگر ایران، صحبتهای «سعید» کارگر جوانیست که بعد از یک سال بیمهپردازی در یکی از شرکتهای خدماتی تهران، از آرزوهای رنگ باختهی خود میگوید:
«من ماهی ۲۵ میلیون تومان حقوق میگیرم؛ مجردم، پول رهن آپارتمان نقلیام را از خانواده گرفتهام و هیچ خرج جانبی ندارم اما با این حال، مدتهاست توقعِ خرید خانه و ماشین را از ذهنم پاک کردهام. آرزوی من خرید یک موتور ساده است که قیمتش زیر ۲۵۰ میلیون تومان نیست یعنی ده ماه حقوق کامل من. الان مدتیست که روزی یک وعده غذا میخورم تا پول موتور سیکلت فراهم شود ولی باور میکنید در سه ماه اخیر، یک ریال هم پسانداز نکرده ام، تازه مقروض هم هستم…»
سعید در پاسخ به این سوال که چه فکری برای تشکیل خانواده و ازدواج دارد، با لبخندی تلخ میگوید: چنین چیزهایی حتی به مخیلهام خطور هم نمیکند؛ من برای خودم نان شب به زور تهیه میکنم…
وقتی این روزگارِ کارگری جوان و مجرد با مدرک کارشناسی است، کارگران متاهل و صاحب فرزند چه روزگاری دارند؟ «شهر» در تب نان میسوزد و گرانی چندین و چندبارهی کالاهای ضروری خوراکی از جمله لبنیات، برنج، گوشت، مرغ و تخم مرغ و البته دارو، جایی برای دغدغههای فراتر نگذاشته است. همه چیز خلاصه شده است در تقلای ناکام برای زنده ماندن.
سقوط تند معیشت
سقوط معیشتی طبقه کارگر از میانه دهه ۹۰ شمسی و با یارانهزدایی از اقتصاد و باز گذاشتن دست سودجویان برای بالا بردن قیمتها و سودآوری از جیب مردم آغاز شد؛ آن زمان، هدفمندی یارانهها، نام رمز آزادسازی و شوکدرمانی ارزی بود اما شیب تند این سقوط، از سالهای پایانی دهه ۹۰ تشدید شد؛ در یکی دو سال اخیر، قیمت ارز بیمحابا بالا رفت و زندگی بیتوقف، سقوط کرد؛ در این میانه، جنگ ماههای اخیر، تیر خلاصی بود که به سفرههای بیجان و در حال نزع کارگران شلیک شد.
حالا برای تحلیل آماری این سقوط، فقط در نظر گرفتن یک مولفه از سبد خوراکیها کفایت میکند؛ اگر «قیمت گوشت قرمز» را فقط در سه سال اخیر در نظر بگیریم، متوجه میشویم که چه ضربهای به پیکرهی معیشت کارگران وارد آمده است.
در سال ۱۴۰۲، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز، ۷۰۰ هزار تومان بود؛ سال ۱۴۰۳، نرخ هر کیلو ران به ۹۰۰ هزار تومان رسید؛ در سال ۱۴۰۴، قیمت آن یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان شد و اکنون در بهار ۱۴۰۵، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز، ۲ میلیون و ۳۸۰ هزار تومان است.
در سال ۱۴۰۲، دستمزد روزانه کارگران ۱۷۶ هزار و ۹۴۲ تومان بود؛ در آن سال با دستمزد روزانه کارگر میشد ۲۵۰ گرم ران گوسفندی ممتاز خرید. در سال ۱۴۰۳، دستمزد روزانه ۲۳۸ هزار تومان تصویب شد، بازهم با دستمزد روزانه میشد ۲۶۰ گرم ران گوسفند خرید؛ در سال بعدتر (۱۴۰۴)، دستمزد روزانه کارگران حداقلبگیر، ۳۴۶ هزار تومان به تصویب رسید که بازهم با این پول، امکان خرید ۲۶۰ گرم ران گوسفندی وجود داشت.
اما در سال جاری، رقم ۵۵۴ هزار تومان به عنوان دستمزد روزانه کارگران در شورایعالی کار به تصویب رسید؛ این مبلغ پول خرید ۲۳۰ گرم گوشت ران گوسفندی ممتاز است. در واقع با افزایش ۶۰ درصدی دستمزد که دولتیها و مشخصاً وزرای کار و اقتصاد، آن را گامی بلند در جهت بهبود معنادار وضع معاش کارگران توصیف کردهاند، قدرت خرید به نسبت سالهای قبل به شدت افول کرده است تا حدی که دستمزد یک روز کارگر برای ۸ ساعت کار پیاپی، پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نیست!
این در حالیست که یک وعده غذای گوشتی برای یک خانواده سه نفره، حداقل به ۲۵۰ گرم گوشت نیاز دارد؛ بنابراین کارگر اگر کل حقوق روز خود را بدهد، بازهم نمیتواند فقط گوشت ناهار خانواده را تامین کند، بماند که طبخ یک غذای بسیار ساده بدون مخلفات جنبی، به اقلام دیگری از جمله برنج، سیب زمینی، پیاز و سیر هم نیاز دارد؛ هر کیلو برنج امروز بیش از ۴۰۰ هزار تومان قیمت دارد.
«یدالله فرجی» فعال صنفی بازنشستگان و رئیس اسبق شورای اسلامی کار شرکت جنرال استیل، در رابطه با این معادلات نابرابر معیشتی که هیچ وقت نتیجه آنها به نفع طبقه کارگر نیست؛ به ایلنا میگوید: پایه حقوق ۱۶ میلیون تومانی و حقوق نهایت ۲۲ میلیون تومانیِ یک بازنشسته بعد از سی سال کار، هیچ تناسبی با قیمتها و کف بازار ندارد؛ کارگران و بازنشستگان در آروزی این هستند که نیمی از ماه یا حتی بیشتر، در حسرت یک غذای ساده نباشند؛ در حسرت اینکه مدام شرمنده خانواده نشوند.
این فعال صنفی با تاکید بر اینکه وقتی زمام آزادسازی و تورم را رها میکردند، هیچ در فکر معیشت مزدبگیران با حقوق ثابت نبودند، فقط میخواستند درآمدزایی کنند؛ افزود:
«گوشت قرمز یک کالای «کاملاً لوکس» است؛ حتی قیمت مرغ و تخم مرغ هم نجومی شده؛ بعد از جنگ اخیر با افزایش چندباره قیمتهای خوراکی مواجه بودیم و اگر فکری برای رسیدگی به وضعیت اقتصادی مردم نکنند، اوضاع به سمت وخامت حداکثری میرود؛ امروز مردم از وضع زندگیشان به شدت ناراضیاند…»
«شهر» در تب نان خاکستر میشود
«شهر» در تب نان میسوزد؛ در چند ماه اخیر، برخی قیمتها به شدت نجومی شده؛ در همین مدت کوتاه، اقلامی مانند لبنیات، دو یا حتی سه بار گران شدند؛ داروها و ضروریات زندگی مردم نیز از دسترس خارج شده و در این میان، دولت و تصمیمسازان، در اظهارنظرها و جهتگیریها، میلیونها انسانِ درگیر بحران جدی را فراموش کردهاند؛ یادشان نمیافتد که اگر اوضاع تغییر اساسی نکند، شهر در تب نان، خاکستر میشود…
ایران در توافق با آمریکا چه داد و چه گرفت؟
توافق ایران و آمریکا آنگونه که تهران نیز اعلام کرده محصول صرف دیپلماسی نیست و نتایچ جنگ اخیر در آن آشکار است.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، ایران و آمریکا بعد از ماهها مذاکره فشرده با میانجیگری پاکستان و در انتها با میانجیگری قطر توانستند به تفاهم نامه اولیهای دست یابند که مسیری برای مذاکرات جهت توافقی جامع را میگشاید.
این توافق خروجی دو جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه-مارس ۲۰۲۶ را در خود ملحوظ دارد. به عبارت دیگر دیپلماسی زمانی جدی شد که جنگ در عمل نتوانست خواسته آمریکا را محقق سازد.
پیش از تجاوز نظامی آمریکا به خاک ایران و ترور مقامات سیاسی و نظامی و به شهادت رساندن رهبر انقلاب، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اهدافی را برای شروع تجاوز نظامی ترسیم کرد.
این اهداف عبارت بودند از «تغییر رژیم»، محدود کردن برنامه موشکی ایران، برچیدن برنامه هستهای ایران و قطع حمایت ایران از متحدان منطقهای (نیروهای نیابتی به بیان غرب) َ.
عدم تحقق «تغییر رژیم» البته خیلی زود و با گذشت دو هفته از جنگ روشن شد و جایی که ترامپ صراحتا به گلایه از گروهکهای کرد ایرانی ساکن اقلیم کردستان عراق پرداخت و اعلام کرد از ایده حمله آنها حمایت نمیکند.
در خصوص برچیدن برنامه هستهای ایران دو موضوع برای دولت آمریکا و شخص ترامپ اهمیت بسزایی داشت؛ یکی «غنی سازی صفر» و دیگر تصاحب یا منهدم کردن ذخائر اورانیوم غنی شده یا به تعبیر ترامپ «غبار هستهای».
ترامپ پس از جنگ تحمیلی اول (ژوئن ۲۰۲۵) مدعی شد که برنامه هستهای ایران را نابود کرده است. گزارشهای بعدی دولت آمریکا نشان میداد چنین موضوعی رخ نداده است. بر این اساس مذاکره در دستور کار واشنگتن قرار گرفت تا آنچه را در عملیات نظامی نتوانسته به دست آورد با مذاکره حاصل کند.
ایستادگی ایران در مذاکرات قبل از جنگ ۴۰ روزه، واشنگتن را به سوی جنگی دیگر کشاند تا تکلیف ایران را یکسره کند.
آنگونه که پیش بینی میشد که در نتیجه تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، شورش خیابانی رخ دهد و نظام ساقط شود که گویا طرح «دیوید بارنیا» رئیس وقت موساد بود، چنین موضوعی با دفاع موزاییکی و شبکه رهبری ایران و چابکی این شبکه محقق نشد.
طرح خروج اورانیوم از ایران نیز علیرغم لفاظیهای مکرر ترامپ در خلال جنگ و شکست پروژه آن با عملیات ابتدایی در شهررضا با شکست مواجه شد. هر چند در خلال جنگ ترامپ به این شکست اذعان نداشت ولی بعد از جنگ و چند روز پیش در خصوص این موضوع اعلام کرد نمیخواسته مانند «ریگان» باشد.
به گفته او این عملیات مستلزم حضور یک تا دو هفتهای نظامیان آمریکایی در خاک ایران بود. اعتراف به شکست طرح خروج ذخائر اورانیوم از ایران نیز دومین هدف شروع جنگ از دید آمریکا بود که با اذعان ترامپ به شکست پرونده حل نظامی این موضوع بسته شد.
موضوع اعلامی دیگر محدود کردن برنامه موشکی ایران بود. موشکها نشان دادند چه جایگاهی در دکترین نظامی ایران در خلال جنگ ۴۰ روزه داشتهاند. یادداشت تفاهم اعلام شده نشان میدهد بر خلاف ادعاهای ترامپ، در این یادداشت تفاهم هیچ اشاره به موضوع موشکی ایران نشده است؛ لذا این موضوع هم نشان از شکست سومین هدف اعلامی ترامپ برای تجاوز به ایران است.
همچنین در زمینه هستهای آنچه ترامپ به دنبال آن بود «غنی سازی صفر» بود که اساس تجاوز نظامی اول در ژوئن ۲۰۲۵ بیشتر بر این اساس صورت گرفت. حال ترامپ متعاقب امضای تفاهم نامه اعلام کرده که تحت هر توافق نهایی، استفاده ایران از غنیسازی اورانیوم به سطوح پایین محدود خواهد شد، که ارتش هرگز نمیتواند از آن استفاده کند.
شاید تنها چیزی که ترامپ میخواهد روی آن به عنوان پیروزی مانور دهد اینکه از این اورانیوم با غنای پایین، ارتش ایران استفاده نخواهد کرد. یعنی استفاده نظامی از آن نخواهد داشت.
اگرچه ترامپ تنفر دارد که تفاهم او با برجام مقایسه شود ولی به نظر نمیرسد توافق جدید چیزی فراتر از برجام باشد. اساس برجام حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران و نظارت بر برنامه هستهای آن در مقابل رفع تحریم بود.
حال همین معادله در تفاهم جدید با آمریکا نیز برقرار است. ایران توانسته حق غنی سازی را حفظ کند و برای مدتی که مورد مذاکره قرار خواهد گرفت صرفاً آنرا تعلیق خواهد کرد.
شاید مهمترین بخش این توافق که خروجی مستقیم جنگ بوده حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است. ترامپ بعد از تفاهم اعلام کرد تنگه هرمز بدون عوارض باز میشود. با این وجود ایران اعلام کرده که عوارضی دریافت نخواهد کرد ولی برای خدمات ارائه شده پول دریافت خواهد کرد که شکل حقوقی و مستند به کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲ و کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو نیز هست.
صرف نظر از موضوع دریافت عوارض، کنترل بر تنگه هرمز و تجربه انسداد این تنگه در جنگ اخیر شکل دهنده به اذهان کشورهای منطقه و کشورهای برون منطقهای و توان ایران در این زمینه خواهد بود.
این موضوع نه صرفا به عنوان اهرمی برای تهدید و بازدارندگی بلکه میتواند اهرمی برای تعیین مناسبات دوجانبه و منطقهای برای ایران عمل کند.
هدف اعلامی دیگر ترامپ برای تجاوز به ایران تغییر سیاست منطقهای ایران و قطع حمایت از «نیروهای نیابتی» از سوی ایران اعلام شده بود.
این موضوع نه تنها در تفاهم نامه با آمریکا نیامده است بلکه تاکید این تفاهم بر توقف جنگ در تمام جبههها نشان دهنده پذیرش نفوذ منطقهای ایران و پذیرش اصل «وحدت جبههها و میادین» است که ایران بر آن تاکید دارد.
به صورت کلی تفاهم ایجاد شده میان ایران و آمریکا نشان میدهد که تا چه اندازه دستاورد ناشی از جنگ و شکست سیاستهای اعلامی برای شروع این تجاوز بر روح توافق طنین انداز است.
این تفاهم نشانی از پیروزی آمریکا در تحقق اهداف اعلامی خود ندارد و با انتشار جزئیات در روزهای آینده بی شک فشارها بر ترامپ بیشتر خواهد شد. همین موضوع اگرچه نشان شکست ترامپ خواهد بود ولی میتواند حصول توافق جامع را نیز به خطر بیندازد.
بانک مرکزی بالاخره آمار داد/ «نقدینگی» پیش از جنگ رکورد زد؛ رشد «پول پرقدرت» شتاب گرفت!
با وجود ماهها وقفه در انتشار آمارهای پولی، تازهترین دادههای بانک مرکزی از تحولی قابل توجه در متغیرهای کلیدی اقتصاد حکایت دارد: جهش چشمگیر نقدینگی و پایه پولی در کنار کاهش رشد ضریب فزاینده نقدینگی!

پس از ماهها وقفه در انتشار آمارهای پولی و اعتباری، سرانجام بانک مرکزی بخشی از دادههای مربوط به نقدینگی و پایه پولی را منتشر کرد؛ آماری که دستکم امکان بهروزرسانی تحلیلهای کارشناسی تا پیش از تحولات اسفندماه و آغاز جنگ چهلروزه را فراهم میکند.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ بیستم خردادماه «تابناک» در گزارشی به تأخیر طولانی در انتشار این دادهها اشاره کرده و از بانک مرکزی خواسته بود آمار متغیرهای پولی را سریعتر در اختیار افکار عمومی و تحلیلگران قرار دهد. با این حال، بانک مرکزی که پیش از این آمارها را تا پایان آذرماه منتشر کرده بود، در تازهترین بهروزرسانی خود تنها اطلاعات مربوط به دی و بهمن سال گذشته را منتشر کرده است؛ در حالی که انتظار میرفت با توجه به این انتقادها، دستکم آمار تا پایان فروردین در دسترس قرار گیرد. با این حال، همین دادههای محدود نیز حاوی نکات قابل توجهی درباره روند تحولات پولی کشور است.
حجم نقدینگی پیش از جنگ رکورد زد
بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی، حجم نقدینگی در پایان بهمنماه سال گذشته به ۱۴ هزار و ۶۴۰ هزار میلیارد تومان (همت) رسیده است. این رقم نسبت به بهمن سال قبل از آن ۴۷.۳ درصد افزایش نشان میدهد و در مقایسه با پایان سال پیشتر (اسفند ۱۴۰۳) نیز رشد ۴۴ درصدی را ثبت کرده است.
برای درک بهتر ابعاد این افزایش کافی است بدانیم حجم نقدینگی در بهمن سال پیش از آن حدود ۹ هزار و ۹۰۰ همت بود. به بیان دیگر، طی یک سال حدود ۴۷۰۰ همت به حجم نقدینگی کشور افزوده شده است. همچنین نرخ رشد نقدینگی که در بهمن سال پیشتر ۲۷.۸ درصد ثبت شده بود، در بهمن سال گذشته به بیش از ۴۷ درصد رسیده است؛ جهشی که از شتاب قابل توجه در گسترش حجم پول در اقتصاد حکایت دارد.

از پایه پولی چه خبر؟
در کنار این افزایش، روند پایه پولی نیز قابل توجه است. پایه پولی – که به آن «پول پرقدرت» یا پول خلقشده مستقیم توسط بانک مرکزی گفته میشود – در پایان بهمنماه سال گذشته به بیش از ۱۹۶۹ همت رسیده است. این متغیر در مقایسه با مدت مشابه سال قبل رشد ۵۴.۷ درصدی را نشان میدهد؛ رقمی که حتی از رشد نقدینگی نیز بیشتر است.
شاخصی که رشدش منفی شد!
با این حال، در دل این تحولات یک نکته مهم وجود دارد: کاهش ضریب فزاینده نقدینگی. طبق دادههای بانک مرکزی، ضریب فزاینده در بهمن سال گذشته به ۷.۴۳۴ رسیده، در حالی که این شاخص در بهمن سال قبل از آن ۷.۸۱۰ بود. به عبارت دیگر، ضریب فزاینده طی یک سال ۴.۸ درصد کاهش یافته است.
ضریب فزاینده نقدینگی نشان میدهد هر واحد از پایه پولی تا چه اندازه میتواند در شبکه بانکی به خلق نقدینگی منجر شود. کاهش این شاخص به این معناست که قدرت تبدیل پایه پولی به نقدینگی در نظام بانکی تا حدی تضعیف شده است. به بیان سادهتر، اگرچه پایه پولی با سرعت بالایی افزایش یافته، اما شبکه بانکی نتوانسته یا نخواسته است به همان نسبت از طریق اعطای اعتبار و خلق سپردههای جدید، نقدینگی بیشتری تولید کند.
این وضعیت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از جمله سختگیریهای نظارتی بانک مرکزی بر رشد ترازنامه بانکها، افزایش نسبتهای احتیاطی، محدودیت در اعطای تسهیلات یا افزایش ریسک اعتباری در اقتصاد. در چنین شرایطی، بخشی از پایه پولی ممکن است به صورت ذخایر در سیستم بانکی باقی بماند و به چرخه خلق اعتبار وارد نشود.
در عین حال، ترکیب این تحولات تصویری قابل تأمل از وضعیت اقتصاد کلان ارائه میدهد. از یک سو، رشد قابل توجه پایه پولی نشان میدهد منابع پرقدرت پولی در اقتصاد به سرعت در حال افزایش است؛ از سوی دیگر، رشد بالای نقدینگی نیز بیانگر ادامه روند انبساط پولی است، هرچند کاهش ضریب فزاینده نشان میدهد موتور خلق پول بانکی نسبت به گذشته اندکی کندتر شده است.
تورم هم پای نقدینگی قد کشید
این تحولات در شرایطی رخ داده که نرخ تورم سالانه منتهی به بهمن سال گذشته به ۴۶.۳ درصد رسیده بود؛ سطحی که همچنان بیانگر فشارهای تورمی بالا در اقتصاد ایران است. در چنین فضایی، تداوم رشد سریع پایه پولی و نقدینگی میتواند به یکی از عوامل اصلی پایداری تورم بالا در اقتصاد تبدیل شود؛ موضوعی که اهمیت مدیریت متغیرهای پولی و شفافیت در انتشار بهموقع آمارهای اقتصادی را بیش از پیش برجسته میکند.
کارگردان سینما به یک قدمی چوبه دار رسید
کارگردان سینما که به ۴ دختر دانشآموز تعرض کرده و به اعدام محکوم شده بود، در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.
باشگاه خبرنگاران جوان – رسیدگی به این پرونده از تابستان سال ۱۴۰۱ با شکایت دختر نوجوانی از یک کارگردان سینما مبنی بر تعرض به وی آغاز شد.
دختر ۱۵ ساله وقتی مقابل افسر اداره شانزدهم پلیس آگاهی قرار گرفت؛ با افشای این راز سیاه گفت: «به خاطر علاقه به بازیگری در یک آموزشگاه ثبت نام کردم. پس از چند جلسه خانمی که مربی آموزشگاه بود با من طرح دوستی ریخت و به من گفت اگر میخواهی در بازیگری پیشرفت کنی، کارگردانی را میشناسم که ارتباطات خوبی در سینما دارد و میتواند تو را به پروژههای سینمایی معرفی کند. علاوه بر اینها، او قدرت ماورایی دارد و در زمینه پاکسازی روح میتواند به تو کمک کند تا در کارت پیشرفت کنی. حرفهای این زن آنقدر در من تأثیر گذاشت که به همراه او راهی خانه کارگردان شدم، اما وقتی به آنجا رفتیم، زن جوان به بهانهای مرا با کارگردان تنها گذاشت و مرد میانسال به من تعرض کرد.»
با شکایت دختر نوجوان، تحقیقات آغاز شد و در ادامه سه شکایت مشابه دیگر علیه کارگردان مورد نظر به پلیس رسید. با تکمیل تحقیقات، کارگردان ۵۰ ساله در خانه ویلاییاش در شمال شهر به اتهام تجاوز به ۴ دختر بازداشت شد.
در ادامه برای این کارگردان به اتهام زنای به عنف و برای خانم مربی به اتهام معاونت در زنای به عنف کیفرخواست صادر شد و هر دو متهم در شعبه ۶ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند و قضات پس از بررسی مدارک و شواهد و شنیدن اظهارات متهمان و شاکیهای پرونده، سرانجام مرد کارگردان را به اعدام و ۹۹ ضربه شلاق و همدستش را به ۱۵ سال حبس و ۳۰ ضربه شلاق محکوم کردند. اما متهمان به رأی صادره اعتراض کردند و بار دیگر متهمان در شعبه همعرض پای میز محاکمه رفتند.
زمانی که کارگردان میانسال برای بار دوم در جایگاه ویژه قرار گرفت، ارتباط با دختران را قبول کرد و مدعی شد، چون همسرش مدام به خاطر فعالیتهای کاری در مسافرت بوده، مجبور شده دست به چنین کاری بزند.
قضات دادگاه کیفری نیز بار دیگر کارگردان را به اعدام و ۹۹ ضربه شلاق و همچنین خانم مربی را نیز به خاطر معاونت به ۲۰ سال حبس محکوم کردند.
در حالی که متهم در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، بار دیگر درخواست اعاده دادرسی داد و حکم اعدام وی برای دومین بار نقض و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ – همعرض – فرستاده شد.
اما پس از سومین محاکمه نیز قضات دادگاه کیفری او را به اعدام محکوم کردند و با تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، پرونده وی و همدستش برای اجرای حکم به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد و نام این کارگردان میانسال در فهرست اجرای حکم اعدام قرار گرفت.
آیا CNG رایگان توان کاهش عطش بنزین را دارد؟ تجربهای ساده با اثری بزرگ

طرح عرضه رایگان CNG در جایگاههای دولتی میتواند مصرف بنزین را کاهش دهد اما موفقیت آن به نحوه اجرا ظرفیت جایگاهها و رفتار مصرفکنندگان بستگی دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، افزایش مصرف بنزین در سالهای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای حوزه انرژی در ایران تبدیل شده است. رشد تعداد خودروها فاصله میان تولید و مصرف بنزین را بیشتر کرده و هزینههای سنگینی برای کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی هر ایدهای که بتواند حتی بخشی از مصرف بنزین را کاهش دهد مورد توجه سیاستگذاران و کارشناسان قرار میگیرد. یکی از پیشنهادهایی که گاه در محافل کارشناسی و شهری مطرح میشود عرضه رایگان یا بسیار ارزان CNG در جایگاههای وابسته به شهرداریها یا نهادهای عمومی برای مدت محدود است.
ایده ساده است. اگر چند ساعت در روز یا چند روز در هفته گاز طبیعی فشرده برای خودروهای دوگانهسوز رایگان عرضه شود بخشی از رانندگان به سمت این سوخت میروند و در نتیجه مصرف بنزین کاهش پیدا میکند. ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی در جهان است و در عین حال زیرساخت گستردهای برای توزیع CNG در شهرهای مختلف ایجاد کرده است. با این حال در سالهای اخیر سهم CNG در سبد سوخت خودروها کاهش یافته است و بسیاری از رانندگان ترجیح میدهند از بنزین استفاده کنند. دلایلی مانند صف در جایگاهها کاهش نسبی اختلاف قیمت بنزین و گاز و همچنین برخی نگرانیها درباره عملکرد موتور باعث شده بخشی از ظرفیت موجود CNG بلااستفاده بماند. در چنین فضایی برخی کارشناسان معتقدند یک مشوق ساده و ملموس مانند عرضه رایگان CNG میتواند دوباره توجه رانندگان را به این سوخت جلب کند و حتی اگر به صورت موقت باشد میتواند بخشی از مصرف بنزین را جابهجا کند.
CNG ظرفیت مغفول در سبد سوخت خودروها
ایران طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای توسعه CNG انجام داده است. هزاران جایگاه در شهرها و جادهها ساخته شد و میلیونها خودرو به صورت کارخانهای یا کارگاهی دوگانهسوز شدند. هدف اصلی این سیاست کاهش وابستگی به بنزین و استفاده بیشتر از گاز طبیعی بود که در کشور فراوان است. در سالهای ابتدایی اجرای این سیاست سهم CNG در سبد سوخت خودروها به شکل قابل توجهی افزایش یافت و روزانه میلیونها مترمکعب گاز در بخش حمل و نقل مصرف میشد. اما به مرور زمان این روند کند شد. افزایش دسترسی به بنزین کاهش اختلاف قیمت میان دو سوخت و برخی مشکلات عملیاتی در جایگاهها باعث شد بخشی از رانندگان کمتر از CNG استفاده کنند. در حالی که هنوز میلیونها خودرو دوگانهسوز در کشور وجود دارد که میتوانند به جای بنزین از گاز استفاده کنند.
این ظرفیت بالقوه اگر دوباره فعال شود میتواند تاثیر قابل توجهی بر مصرف بنزین بگذارد. در همین نقطه است که ایده مشوقهای موقت مطرح میشود. طرفداران این ایده میگویند اگر جایگاههای دولتی یا وابسته به شهرداریها در ساعات مشخصی از روز CNG را رایگان عرضه کنند بسیاری از رانندگان به ویژه رانندگان تاکسی و وانت بار به سمت این سوخت میروند. حتی اگر این طرح تنها چند ساعت در روز اجرا شود میتواند بخشی از مصرف بنزین همان روز را کاهش دهد. از سوی دیگر چنین طرحی میتواند یادآور این واقعیت باشد که CNG همچنان یک گزینه اقتصادی و در دسترس برای سوخت خودروها است.
تجربههای مشابه و چالش صفها
با وجود جذابیت ایده عرضه رایگان CNG تجربه طرحهای تشویقی در حوزه انرژی نشان میدهد که اجرای چنین برنامهای بدون چالش نخواهد بود. مهمترین نگرانی مربوط به شکلگیری صفهای طولانی در جایگاهها است. زمانی که یک سوخت به صورت رایگان عرضه شود طبیعی است که تقاضا به سرعت افزایش پیدا میکند. اگر تعداد جایگاهها یا ظرفیت سوختگیری محدود باشد ممکن است صفهای طولانی ایجاد شود و حتی باعث نارضایتی رانندگان شود. برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند اگر چنین طرحی اجرا شود بهتر است محدود و هدفمند باشد.
برای مثال میتوان آن را فقط برای ناوگان عمومی مانند تاکسیها یا خودروهای خدمات شهری اجرا کرد. این گروه از خودروها سهم بالایی در مصرف سوخت دارند و تغییر الگوی سوخت آنها میتواند اثر قابل توجهی داشته باشد. پیشنهاد دیگر تعیین سقف مشخص برای سوخت رایگان است. به این معنا که هر خودرو تنها تا میزان محدودی بتواند از CNG رایگان استفاده کند. این کار از سوء استفاده و ازدحام بیش از حد جلوگیری میکند. همچنین برخی معتقدند اجرای طرح در ساعات کم تردد جایگاهها میتواند فشار بر زیرساختها را کاهش دهد. برای مثال ساعات میانی روز یا ساعات پایانی شب زمانهایی هستند که معمولاً تقاضای کمتری در جایگاهها وجود دارد. در چنین شرایطی اجرای طرح میتواند بدون ایجاد اختلال جدی انجام شود.
مشوق کوتاه مدت یا راهکار پایدار
سوال اصلی این است که آیا رایگان شدن موقت CNG میتواند به طور پایدار مصرف بنزین را کاهش دهد یا تنها یک اثر کوتاه مدت خواهد داشت. بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی معتقدند چنین طرحی بیشتر نقش یک مشوق موقت یا تبلیغی را دارد. یعنی میتواند برای مدتی توجه رانندگان را به سمت CNG جلب کند اما به تنهایی قادر نیست الگوی مصرف سوخت را به شکل پایدار تغییر دهد. برای تغییر پایدار لازم است مجموعهای از سیاستها به طور همزمان اجرا شود. توسعه و نوسازی جایگاههای CNG یکی از این اقدامات است. اگر دسترسی به این جایگاهها آسان و سریع باشد رانندگان تمایل بیشتری به استفاده از گاز خواهند داشت.
اقدام دیگر حمایت از تبدیل خودروهای بنزینی به دوگانهسوز است. هنوز تعداد زیادی از خودروهای فعال در کشور تنها با بنزین کار میکنند و تبدیل آنها میتواند ظرفیت مصرف CNG را افزایش دهد. از سوی دیگر سیاستهای قیمتی نیز نقش مهمی دارند. اگر اختلاف قیمت میان بنزین و CNG به اندازه کافی محسوس باشد رانندگان به طور طبیعی به سمت سوخت ارزانتر میروند. در کنار همه این موارد اطلاع رسانی و اعتمادسازی نیز اهمیت دارد. بسیاری از رانندگان هنوز تصور میکنند استفاده از CNG ممکن است به موتور خودرو آسیب بزند یا قدرت آن را کاهش دهد در حالی که در خودروهای استاندارد چنین مشکلی وجود ندارد.
در نهایت ایده عرضه رایگان CNG در جایگاههای دولتی را میتوان به عنوان یک آزمایش سیاستی ساده در نظر گرفت. طرحی که هزینه اجرایی آن نسبت به بسیاری از برنامههای بزرگ انرژی کمتر است و میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره رفتار مصرفکنندگان ارائه دهد. اگر این طرح در چند شهر به صورت آزمایشی اجرا شود میتوان بررسی کرد که چه میزان از مصرف بنزین به سمت CNG منتقل میشود و آیا این تغییر پس از پایان طرح نیز ادامه پیدا میکند یا نه.
کاهش مصرف بنزین در ایران به یکی از اولویتهای مهم حوزه انرژی تبدیل شده است. رشد سریع مصرف در کنار هزینههای بالای تولید و واردات باعث شده سیاستگذاران به دنبال راهکارهای متنوعی برای مدیریت مصرف باشند. در این میان استفاده بیشتر از CNG به عنوان سوختی که در داخل کشور به وفور تولید میشود همواره یکی از گزینههای اصلی بوده است. زیرساخت گسترده جایگاههای CNG و وجود میلیونها خودروی دوگانهسوز نشان میدهد ظرفیت قابل توجهی برای جایگزینی بخشی از مصرف بنزین وجود دارد. ایده عرضه رایگان یا بسیار ارزان CNG در جایگاههای دولتی یکی از روشهایی است که میتواند به طور موقت توجه رانندگان را به این سوخت جلب کند.
چنین طرحی اگر به صورت محدود و هدفمند اجرا شود میتواند بخشی از تقاضای بنزین را کاهش دهد و در عین حال فرصتی برای سنجش واکنش جامعه به مشوقهای قیمتی فراهم کند. با این حال تجربه سیاستهای انرژی نشان میدهد تغییر پایدار در الگوی مصرف تنها با یک اقدام کوتاه مدت به دست نمیآید. برای دستیابی به نتیجه ماندگار لازم است مجموعهای از اقدامات در کنار یکدیگر اجرا شود. توسعه جایگاهها حمایت از تبدیل خودروها به دوگانهسوز حفظ اختلاف قیمت منطقی میان بنزین و CNG و اطلاع رسانی درباره مزایای این سوخت از جمله اقداماتی هستند که میتوانند استفاده از CNG را تقویت کنند. در چنین چارچوبی عرضه رایگان موقت CNG میتواند به عنوان یک ابزار مکمل مورد استفاده قرار گیرد. ابزاری که شاید به تنهایی معجزه نکند اما میتواند بخشی از مسیر کاهش مصرف بنزین را هموار کند و نشان دهد که حتی مشوقهای ساده نیز در صورت طراحی درست میتوانند رفتار مصرفکنندگان را تحت تاثیر قرار دهند.
تله کمالگرایی؛ وقتی ترس از نقص، آغاز کار را متوقف میکند

تهران- ایرنا- تلاش برای «عالی بودن» در نگاه اول یک مزیت بهنظر میرسد اما وقتی به استانداردی سختگیرانه و دستنیافتنی تبدیل میشود، میتواند به بزرگترین مانع شروع کار بدل شود.
گروه ایرنا زندگی – کمالگرایی در نگاه اول ویژگی مثبتی به نظر میرسد، اینکه آدم بخواهد کارش را بینقص انجام دهد و بهترین نتیجه را بگیرد. اما همین «بینقص بودن» وقتی از حد تعادل خارج شود، میتواند به یکی از مهمترین موانع شروع کارها تبدیل شود. خیلی از افراد، برخلاف آنچه تصور میشود، بهخاطر تنبلی کارهایشان را عقب نمیاندازند، بلکه ترس از خوب نبودن، اشتباه کردن یا قضاوت دیگران باعث میشود اصلاً سراغ کار نروند.
در چنین شرایطی، ذهن بهجای حرکت کردن، درگیر فکر کردن و سنجیدن میشود. نتیجه این وضعیت چیزی نیست جز تعلل، استرس و نارضایتی از خود. بهعبارت سادهتر، کمالگرایی افراطی بهجای اینکه ما را جلو ببرد، ما را درجا نگه میدارد.
وقتی «عالی بودن» به مانع تبدیل میشود
خیلی از ما از کودکی یاد گرفتهایم که باید بهترین باشیم؛ بهترین نمره را بگیریم، بهترین عملکرد را داشته باشیم و اشتباه نکنیم. این طرز فکر در ظاهر انگیزهبخش است اما وقتی به یک معیار سختگیرانه تبدیل شود، نتیجه برعکس میدهد.
وقتی استانداردها بیش از حد بالا باشند، شروع کردن سخت میشود. چون ذهن مدام میگوید: «اگر قرار نیست عالی انجامش بدهم، پس چرا شروع کنم؟» همین جمله ساده، تبدیل به یکی از بزرگترین موانع عمل میشود.
در واقع، فرد کمالگرا اغلب بین دو گزینه گیر میکند، یا کار را بینقص انجام دهد یا اصلاً انجام ندهد و چون بینقص بودن تقریباً غیرممکن است، نتیجه معمولاً همان «انجام ندادن» است.
چرخه مخرب کمالگرایی
کمالگرایی معمولاً در یک چرخه تکراری اتفاق میافتد؛ چرخهای که اگر شناخته نشود، میتواند مدتها ادامه پیدا کند. در مرحله اول، فرد یک تصویر کاملاً ایدهآل و بینقص از نتیجه کار در ذهنش میسازد. این تصویر ممکن است در ابتدا انگیزهبخش باشد، اما در عمل دستیافتنی نیست.
در مرحله بعد، فاصله بین این تصویر ذهنی و واقعیت، باعث ایجاد اضطراب میشود. ترس از اینکه نتیجه نهایی به اندازه کافی خوب نباشد، ذهن را درگیر میکند. سپس، برای فرار از این فشار، فرد به کارهای سادهتر و لذتبخشتر پناه میبرد؛ مثل چک کردن گوشی، گشتن در فضای مجازی یا انجام کارهای کماهمیت. این کارها در کوتاهمدت حس خوبی میدهند، اما در بلندمدت باعث عقب افتادن کار اصلی میشوند.
در نهایت احساس عذاب وجدان و سرزنش خود به سراغ فرد میآید. او با خودش فکر میکند که وقتش را تلف کرده و باید دفعه بعد بهتر عمل کند. اما مشکل اینجاست که برای جبران، استانداردهای سختتری برای خودش تعیین میکند و همین موضوع چرخه را دوباره از اول شروع میکند.
چرا مغز به سمت تعلل میرود؟
ذهن انسان بهطور طبیعی بهدنبال آرامش است و از موقعیتهای استرسزا دوری میکند. وقتی یک کار با ترس از شکست یا قضاوت همراه باشد، مغز آن را بهعنوان یک موقعیت تهدیدآمیز در نظر میگیرد.
در چنین شرایطی سادهترین راه برای کاهش استرس، دور شدن از آن کار است. به همین دلیل، فرد بهطور ناخودآگاه سراغ کارهای دیگری میرود که راحتتر و لذتبخشتر هستند. به همین خاطر است که بسیاری از افراد، وقتی باید یک کار مهم انجام دهند، ناگهان یاد کارهای کماهمیت میافتند. این رفتار در واقع یک جور «فرار از استرس» است، نه نشانه تنبلی.
کمالگرایی خوب و کمالگرایی بد
همه نوع کمالگرایی مشکلساز نیست. اگر کسی استانداردهای بالایی داشته باشد اما در عین حال اشتباه کردن را بپذیرد، این یک ویژگی مثبت محسوب میشود. چنین فردی تلاش میکند بهتر باشد، اما از حرکت نمیایستد.
در مقابل کمالگرایی افراطی با ترس از اشتباه و خودسرزنشی شدید همراه است. در این حالت، فرد ارزش خودش را به نتیجه کار گره میزند. یعنی اگر نتیجه عالی نباشد، احساس میکند خودش هم کافی نیست. این نوع کمالگرایی نهتنها به پیشرفت کمک نمیکند، بلکه میتواند باعث کاهش اعتماد به نفس و حتی فرسودگی ذهنی شود.
نشانههایی که میگوید در دام کمالگرایی افتادهاید
برخی نشانهها میتواند نشان دهد که کمالگرایی از حد طبیعی خارج شده است. برای مثال، اگر شروع یک کار ساده برایتان خیلی سخت است، یا مدام کارها را به تعویق میاندازید، ممکن است پای کمالگرایی در میان باشد.
همچنین اگر بعد از انجام یک کار، بهجای رضایت، فقط به نقصها فکر میکنید یا همیشه احساس میکنید «هنوز کافی نیست»، این هم میتواند نشانهای از کمالگرایی افراطی باشد.
راههای ساده برای خروج از این تله
خروج از چرخه کمالگرایی نیاز به تغییر نگرش و تمرین دارد. اما خبر خوب این است که با چند قدم ساده میتوان این روند را کنترل کرد.
تمرکز روی قدم اول
یکی از مهمترین کارها این است که بهجای فکر کردن به نتیجه نهایی، فقط روی شروع تمرکز کنید. لازم نیست همهچیز از همان ابتدا کامل باشد. حتی یک قدم کوچک هم ارزشمند است. شروع کردن، مهمترین بخش هر کار است. وقتی شروع کنید، ادامه دادن راحتتر میشود.
کوچک کردن کارها
کارهای بزرگ معمولاً ترسناک به نظر میرسند. اگر آنها را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید، ذهن راحتتر با آنها کنار میآید. مثلاً بهجای اینکه بگویید «باید یک گزارش کامل بنویسم»، میتوانید بگویید «فقط مقدمه را مینویسم». همین تغییر کوچک، میتواند شروع را بسیار آسانتر کند.
اجازه دهید کار ناقص باشد
یکی از مهمترین تغییرات ذهنی این است که بپذیرید هیچ کاری از ابتدا کامل نیست. نسخه اول هر کار، فقط یک شروع است، نه نتیجه نهایی. چیزی که نوشته شده، قابل اصلاح است. اما چیزی که هنوز شروع نشده، هیچ فرصتی برای بهتر شدن ندارد. این نگاه، فشار ذهنی را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهد.
خودتان را کمتر سرزنش کنید
خیلی از افراد کمالگرا، منتقدان سرسخت خودشان هستند. آنها مدام خودشان را سرزنش میکنند و همین موضوع، فشار روانی را بیشتر میکند. در عوض، اگر با خودتان مهربانتر باشید و اشتباه را بخشی از مسیر یادگیری بدانید، احساس بهتری خواهید داشت و احتمال شروع کارها بیشتر میشود.
تغییر تعریف «موفقیت»
شاید لازم باشد تعریف خودتان از موفقیت را تغییر دهید. موفقیت همیشه به معنای بینقص بودن نیست. گاهی موفقیت یعنی شروع کردن، ادامه دادن و بهتر شدن در طول مسیر. اگر بهجای کامل بودن، روی پیشرفت تمرکز کنید، هم استرس کمتری خواهید داشت و هم عملکرد بهتری خواهید داشت.
کمالگرایی، مانع حرکت یا فرصتی برای تغییر؟
کمالگرایی اگر از حد تعادل خارج شود، میتواند به تلهای تبدیل شود که ما را از حرکت بازمیدارد. در این حالت، مشکل نه تنبلی، بلکه ترس از کامل نبودن است. ذهن برای فرار از این ترس، کارها را به تعویق میاندازد و ما را وارد چرخهای از استرس و نارضایتی میکند.
اما با چند تغییر ساده در نگاه و رفتار، میتوان این چرخه را شکست. مهمترین نکته این است که بهجای بینقص بودن، به «شروع کردن» اهمیت بدهیم. چون در نهایت حرکت اگر ناقص باشد، همیشه از ایستادن بهتر است.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی

