گاهی برای دیدن معنای واقعی خدمت، نباید پشت میزهای اداری یا در همایشهای پرزرقوبرق جستوجو کرد؛ گاهی باید به حاشیه شهر رفت، جایی که گرد و غبار محرومیت بر چهره خانههای گلی نشسته، اما امید هنوز در رگهایش جریان دارد. روستای «بجد» در حومه بیرجند، روزی متفاوت را پشت سر گذاشت؛ روزی که ۱۱۰ متخصص، نه برای مأموریت اداری، بلکه برای نذر مهارت خود، راهی شدند تا بخشی از بار زندگی را از دوش مردم این منطقه بردارند.
این حرکت به مناسبت سالروز تشکیل بسیج سازندگی و با همت گروههای جهادی شکل گرفت؛ رزمایشی که از همان ابتدا معلوم بود قرار نیست فقط یک برنامه نمادین باشد. از صبح، کوچههای روستا حالوهوای دیگری داشت. رفتوآمد جهادگران، صدای آمادهسازی تجهیزات، و حضور خانوادههایی که برای استفاده از خدمات آمده بودند، فضای بجد را به صحنهای از خدمت بیواسطه و مردمی تبدیل کرده بود. آنچه در این روستا جریان داشت، فقط توزیع خدمت نبود؛ نوعی توجه بود، توجهی که معمولاً در زندگی روزمره خیلی از محرومان کمتر دیده میشود. در ایستگاه سلامت، نبض زندگی با دقت بیشتری پایش میشد. پزشکان عمومی و متخصصان در رشتههایی مثل قلب و عروق، اطفال، داخلی، زنان و زایمان و چشمپزشکی، یکییکی پای کار آمده بودند تا بیماران روستا برای گرفتن خدمت، لازم نباشد راهی طولانی تا شهر طی کنند یا زیر فشار هزینههای درمان بمانند. همین چند ساعت حضور، برای بعضی خانوادهها یعنی ماهها خیال آسودهتر. ویزیت رایگان، معاینه تخصصی، مشاوره پزشکی و پاسخ به پرسشهای درمانی، بخش مهمی از این خدمترسانی را تشکیل میداد. در کنار پزشکان، تیمهای دندانپزشکی، پرستاری و مامایی هم فعال بودند. خدماتی مانند رسیدگی اولیه، معاینه، مشاوره و در مواردی جراحیهای سرپایی، در همان فضای ساده و مردمی انجام شد. داروی رایگان هم برای بخشی از مراجعهکنندگان در نظر گرفته شده بود؛ چیزی که شاید در ظاهر کوچک به نظر برسد، اما برای خانوادهای در روستایی دورتر از مرکز، میتواند تفاوت مهمی ایجاد کند.
این رزمایش اما فقط در قاب درمان نماند. جهادگران در بخش عمرانی هم دست روی دست نگذاشتند. شناسایی نقاط آسیبدیده، بررسی برخی نیازهای عمومی روستا، و کمک برای بهسازی فضاهای مورد استفاده مردم از جمله کارهایی بود که در حاشیه این برنامه دنبال شد. در واقع، نگاه برگزارکنندگان این بود که خدمت فقط نسخه و ویزیت نیست؛ گاهی ترمیم یک فضا، یا رسیدگی به یک نیاز عمرانی کوچک، به اندازه یک خدمت پزشکی اثرگذار است. در مسجد و مدرسه روستا نیز فضاهایی برای آموزش و گفتوگو شکل گرفت. نشستهای فرهنگی، مشاورههای اجتماعی و برخی آموزشهای مهارتی، بخش دیگری از این برنامه بود؛ بخشی که نشان میداد خدمت جهادی اگر درست طراحی شود، فقط جسم را نمیبیند، بلکه به زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هم سر میزند. همین چندوجهی بودن، یکی از ویژگیهای مهم چنین رزمایشهایی است؛ اینکه همزمان درد درمان شود، امید تقویت شود و حس دیدهشدن در دل مردم جان بگیرد. حضورکارشناسان بیمه سلامت استان هم به این برنامه وزن بیشتری داد و نشان داد که وقتی مجموعههای مختلف کنار هم قرار میگیرند، خدمت میتواند از یک اقدام مقطعی فراتر برود و به الگویی عملی برای محرومیتزدایی تبدیل شود. در بجد، آنچه دیده شد نه یک نمایش، بلکه ترکیبی از تخصص، همدلی و کار میدانی بود؛ حضوری که به جای شعار، با عمل حرف میزد. رزمایش بجد از آن دست برنامههایی است که شاید در ظاهر یک روز بیشتر طول نکشد، اما اثرش برای بعضی خانوادهها مدتها میماند. برای کودکی که معاینه شد، برای مادری که مشاوره گرفت، برای سالمندی که دیگر لازم نیست تا شهر برود، و برای اهالی روستایی که دیدند هنوز هم میشود خدمت را بیهیاهو و بیمنت به درِ خانه مردم آورد. در همین سادگی است که معنای کار جهادی خودش را نشان میدهد؛ نه با بزرگنمایی، نه با واژههای سنگین، بلکه با حضور واقعی در کنار مردمی که بیش از هر چیز، به دیدهشدن و همراهی نیاز دارند. بجد، آن روز، میزبان نسیمی از امید بود که آرام از کوچههای روستا گذشت و در دل مردم نشست، با گام های آن ۱۱۰ نفر.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی