خراسان جنوبی این روزها بر روی لبه تیغ انرژی راه می رود. در حالی که آمارهای رسمی بر طبل موفقیت در جایگزینی گاز به جای بنزین می کوبند، واقعیت جاری در شریان های اقتصادی شرق کشور، روایت دیگری دارد. رشد ۸ درصدی مصرف بنزین در این استان مرزی و سبقت آن از میانگین کشوری، نشان می دهد که بحران سوخت در این منطقه فراتر از نوسانات فصلی است. اکنون پیش از هرگونه اقدام مقطعی، پرسش اساسی این است که ریشه های واقعی این طغیان مصرف در کجاست؟ به نظر میرسد تا زمانی که واکاوی دقیقی از علل ساختاری این ناترازی صورت نگیرد، هرگونه نسخه پیچی مدیریتی تنها جابهجا کردن اعداد روی کاغذ خواهد بود.
پارادوکس آمارها
مدیریت پخش فرآورده های نفتی منطقه خراسان جنوبی در حالی توزیع یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون لیتر فرآورده را نشانه ای از ثبات می داند که جزئیات همین آمار، زنگ خطر را به صدا درآورده است. رشد ۸ درصدی مصرف بنزین در استانی که با پراکندگی جمعیت و محرومیت های زیرساختی روبروست، فراتر از یک نوسان ساده است.
محمدرضا عابدانی، اعتراف می کند که مصرف بنزین استان نیم درصد از میانگین کشوری (۷.۵ درصد) پیشی گرفته است. این یعنی نسخه سیانجی که به عنوان پادزهر معرفی شده، تنها یک مسکن موضعی بوده است. جایگزینی ۴۴ میلیون مترمکعب گاز طبیعی اگرچه ارزشمند است، اما در برابر حجم عظیم تقاضا و رشد فزاینده مصرف بنزین، مانند سدی کوچک در برابر سیلابی بزرگ به نظر می رسد. در چنین شرایطی، تمرکز بر اقداماتی نظیر صدور آنی کارت سوخت یا توسعه سیانجی هرچند در ظاهر مثبت است، اما می تواند آدرسی غلط برای فرار از ریشه یابی بحرانی باشد که ریشه در ساختارهای عمیق تری دارد.
اگرچه او از صرفهجویی ۴۴ میلیون لیتری بنزین با جایگزینی سیانجی سخن میگوید، اما همزمان آمارها از رشد ۸ درصدی مصرف بنزین در استان حکایت دارد؛ تناقضی که نشان میدهد افزایش ترددها، فرسودگی ناوگان و ناترازی زیرساختها، اثر آن صرفهجویی ادعایی را کاملاً بلعیده است اما چرا؟
چرا بنزین دراستان دود می شود؟
برای درک علت این افزایش، نباید تنها به اعداد اکتفا کرد. ریشه اصلی افزایش مصرف در خراسان جنوبی باید در لایه های مختلفی جستوجو شود.
نخست، جذابیت کاذب مرز و نشت سوخت است؛ قرارگیری در کریدور اصلی شمال-جنوب و همسایگی با مرز، ناخودآگاه بخشی از بنزین توزیع شده را به سمت شبکه های غیررسمی سوق می دهد. هرچقدر اختلاف قیمت سوخت در داخل و خارج مرز باقی بماند، طرح های بهینه سازی در برابر اقتصاد مرز شکست خواهند خورد.
همچنین ناوگان فرسوده و حملونقل عمومی معلول در پهنه کویری خراسان جنوبی باعث شده که خودرو شخصی نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقا باشد. وقتی زیرساخت حملونقل ریلی و جاده ای عمومی توسعه پیدا نکند، فشار اصلی به باک بنزین خودروهای فرسوده ای وارد می شود که مصرف شان دو برابر استانداردهای جهانی است. این بنبست ساختاری نشان می دهد که تا ریشه های اقتصادی و زیربنایی حل نشود، آمارهای بخشی تنها ابزاری برای به تأخیر انداختن مواجهه با واقعیت خواهد بود.
تحلیل رویکرد مدیریتی نشان می دهد که تکیه بر ابزارهای نظارتی همچون طرح کدینگ و پایش تصویری مجاری عرضه، اگرچه توانسته است ویترین آماری را تا حدی کنترل کند، اما نتوانسته بر منطق تقاضا غلبه کند. محمدرضا عابدانی با اشاره به فعال بودن ۲۶ باب جایگاه سی ان جی در سطح استان، توسعه این زیرساخت را راهبردی کلیدی می داند؛ اما تناقض اصلی جایی آشکار میشود که با وجود رشد توزیع گاز، باز هم تقاضا برای بنزین با نرخی بالاتر از کشورو با ۸ درصد می تازد. این پارادوکس نشان دهنده آن است که مدیریت سوخت در استان، بیش از آنکه بر بهینه سازی رفتار مصرف کننده و اصلاح ناوگان متمرکز باشد، درگیر سخت افزار توزیع شده است.
وقتی مدیران منطقه از آمادگی کامل برای سوخت رسانی به زائران و مسافران در ایام خاص سخن می گویند، عملاً بر نقش ترانزیتی استان صحه می گذارند؛ اما همین نقش ترانزیتی بدون تقویت زیرساخت های حمل و نقل عمومی و نوسازی کشنده ها، تنها به معنای بلعیده شدن منابع انرژی در جاده هایی است که سهم مردم بومی از آن تنها آلایندگی و گاه صف های طولانی است. نگاهی دقیق به راهبردهای اعلامی نشان می دهد که میان کنترل فیزیکی باک ها و مهار واقعی بحران، شکافی عمیق وجود دارد که به عنوان مثال با صدور آنی کارت سوخت و افزایش نازل های گازی پر نخواهد شد و تا زمانی که نگاه سیستمی جایگزین مدیریت مقطعی نشود، آمارهای مثبت توزیع فرآورده، باری از دوش ناترازی انرژی برنخواهد داشت.
فراتر از تبلیغات
برای عبور از این بحران، مدیریت استان باید از نگاه توزیعمحور به نگاه مدیریتمحورتغییر جهت دهد به عنوان مثال باید اقداماتی چون نوسازی اجباری ناوگان عمومی انجام شود؛ به جای تشویق به دوگانهسوز کردن خودروهای شخصی فرسوده، باید بودجههای دولتی صرف ورود اتوبوسها و خودروهای دیزلی مدرن به شبکه ترانزیتی استان شود.
توسعه خوشهای جایگاههای سیانجی می تواند موثر باشد؛ تمرکز جایگاهها در مراکز شهرها کافی نیست؛ ایجاد ایستگاههای کوچکمقیاس در مسیرهای ترانزیتی میتواند مصرف بنزین ناوگان عبوری را به شدت کاهش دهد.
پایش هوشمند مبادی خروجی بسیار مهم است؛ برای موفقیت دراین زمینه، استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل رفتار مصرفی کارتهای سوخت در مناطق مرزی، بسیار موثرتراز بازرسیهای فیزیکی دورهای است که در گزارشها به آن اشاره شده است.
خراسان جنوبی نباید پشت آمار صرفهجویی ۴۴ میلیونی پنهان شود. واقعیت این است که نبض انرژی در شرق کشور نامنظم میزند. تا زمانی که نوسازی ناوگان، واقعیسازی هزینههای سوخت در مرز و توسعه زیرساختهای جایگزین به معنای واقعی کلمه عملیاتی نشود، افتخار به صدور آنی کارت سوخت چیزی جز بزک کردن یک بحران عمیق نخواهد بود. مردم نه فقط به کارت سوخت سریع، بلکه به سیاستی نیاز دارند که سبد انرژیشان را پایدار و ارزان نگاه دارد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی