روایتهایی که با تکیه بر آمارهای رسمی مرکز آمار ایران تلاش دارند از کاهش چند درصدی تورم، تصویری قهرمانانه بسازند. اما در کوچههای بیرجند و شهرهای خراسان جنوبی، داستان چیز دیگری است؛ داستانی که با نمودارها و رتبهها همخوانی ندارد و بیشتر به صدای فرسایش روزمره زندگی شبیه است.
این روزها برخی رسانههای برخط محلی از عبور بیسابقه استان از «هفتخان تورم» مینویسند؛ تصویری که اگرچه به آمارهای رسمی مرکز آمار ایران استناد میکند، اما در مهمترین بخش یعنی ترجمه این اعداد به زندگی روزمره مردم، سکوت کرده است.
پرسش اصلی اینجاست: مردم از کدام تورم عبور کردهاند؟
آمارهایی که آرامش نمیآورند
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم ۱۲ماهه خراسان جنوبی در دیماه ۱۴۰۴ به ۵/۳۹ درصد رسید؛ رقمی که در مقایسه با میانگین ۶/۴۴درصدی کشور، فاصلهای معنادار را نشان میدهد، اما نرخ تورم سالانه کشور در اسفند ماه ۱۴۰۳ برابر ۵/۳۲درصد و چندین پله کمتر از نرخی است که مسئولان استان آن را در شرایط فعلی یک موفقیت می دانند. و برخی رسانه ها به جای آسیب شناسی فشار تورمی ملموس این روزها، نوشته اند: این موفقیت، نتیجه سیاستگذاری فعال، مداخله هدفمند و مدیریت هوشمند بازار است. هر چند پایین تر بودن نرخ تورم در استان نسبت به کشور براساس آمار ۵ درصد است اما در مثالی ساده می توان ارزش این دستاورد را درک کرد. مثل سقوط دو نفر از طبقه ۱۵ و ۱۰ یک ساختمان است، نتیجه این دو سقوط چه تفاوتی دارد؟
بله، طبق گزارشهای رسمی، نرخ تورم خراسان جنوبی چند درصد پایینتر از میانگین کشور ثبت شده اما این عدد چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کرده است؟
یک بازاری قدیمی در بیرجند میگوید: قدرت خرید مردم بسیار پایین است؛ خیلی ها دیگر خرید نمیکنند، فقط قیمتها را میپرسند و میروند. فروشنده یک سوپر مارکت هم می گوید: تنها زمانی که کالابرگ ها شارژ می شود، کسب و کار ما رونق دارد، روزهای دیگر فروش چندانی نداریم. یک زن خانهدار هم میگوید: هر ماه یک قلم از سفره حذف میشود. تورم برای او حذف تدریجی اولیه های زندگی است حالا چند درصد بالاتر یا پایین تر، این شاخص از خط قرمز عبور کرده است. یک بازنشسته نیز میگوید: مستمریاش حتی نیمی ازهزینههای درمان و خوراک را پوشش نمیدهد. حال مسئولان خود پاسخ دهند این چند درصد پایین تر بودن نرخ تورم چه تفاوتی می تواند در زندگی این فرد ایجاد کند؟
این روایتها نشان میدهد فاصله چند درصدی با میانگین کشور، لزوماً به معنای بهبود معیشت نیست.
روایت رسمی؛ فاصله از واقعیت
در گزارشهای رسمی گفته میشود تشکیل رصدخانه تورم و مدیریت هوشمند بازار، عامل اصلی کاهش نرخ تورم بوده است.
در همین چارچوب، مجتبی شریعتیفر اعلام کرده است که سیاستهای کنترلی، تشکیل رصدخانه تورم و برگزاری جلسات تنظیم بازار باعث شده استان برای چند ماه متوالی کمترین نرخ تورم کشور را ثبت کند. اما خود او تأکید میکند که این نرخ همچنان مطلوب نیست و بخش مهمی از تورم ریشه در عوامل ملی دارد. این همان نقطهای است که روایت رسمی دچار تناقض میشود. اگر تورم ماهیتی ملی دارد، چگونه میتوان کاهش چند درصدی آن را به عنوان عبور از بحران معرفی کرد؟
استانهای محروم تورم پایینتری دارند؟
این پرسش در روایتهای رسمی کمتر مطرح میشود. در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه، مناطق محروم به دلیل ضعف تقاضا و درآمد پایین، تورم کمتری نسبت به مناطق توسعهیافته دارند.
برای نمونه، استانهایی مانند سیستان و بلوچستان نیز در دورههایی نرخ تورم پایینتری نسبت به میانگین کشور داشتهاند؛ در حالی که شاخصهای توسعه اقتصادی آنها نیز پایین است.
کارشناسان توسعه منطقهای معتقدند کاهش تورم در این مناطق، بیشتر ناشی از رکود، مهاجرت و کوچک بودن بازار مصرف است.
وقتی درآمد پایین است و تقاضا کاهش مییابد، فشار قیمتی نیز کمتر میشود. به بیان دیگر، تورم پایینتر در مناطق محروم، همیشه نشانه مدیریت بهتر نیست؛ گاهی نشانه ضعف اقتصاد محلی است.
عددی که همه واقعیت را نمیگوید
در گزارشهای رسمی، کاهش نرخ بیکاری نیز به عنوان یک دستاورد مهم مطرح شده است. علی بهدانی ، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی اعلام کرده که نرخ بیکاری استان به ۷/۳درصد رسیده است. اما کیفیت اشتغال موضوعی است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد. یک کارگر میگوید: بسیاری از مشاغل ایجاد شده، موقت و کمدرآمد است و امنیت شغلی نداریم. نظر یک کارگر ساختمانی در بیرجند هم همین است: کار هست، اما درآمد با تورم همخوانی ندارد و هر ماه فاصله بیشتر میشود. این روایتها نیز نشان میدهد اشتغال بدون قدرت خرید، الزاماً به رفاه منجر نمیشود.
کنترل بازار یا تعویق بحران
در روایت رسمی، نظارت بر بازار، مقابله با احتکار و تأمین کالا، به عنوان عوامل اصلی ثبات قیمتها معرفی شده است. مرتضی ذاکریان، مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان بر تأمین پایدار کالا و مدیریت بازار تأکید دارد. اما اقتصاددانان بسیاری معتقدند این اقدامات بیشتر اثر کوتاهمدت دارد. تورم در اقتصاد ایران ریشه در رشد نقدینگی، کسری بودجه و نوسانات ارزی دارد و بدون اصلاح این ساختارها، کنترل پایدار تورم ممکن نیست.
تورم پنهان؛ حذف از سفره
یکی از واقعیتهای کمتر دیدهشده در استانهای کمبرخوردار، تورم پنهان است. وقتی خانوادهها کالاهای گران را حذف میکنند، شاخصهای رسمی، کاهش مصرف را ثبت میکنند، اما این به معنای بهبود رفاه نیست. یک مادر در بیرجند میگوید: گوشت و لبنیات دیگر جای ثابتی در سفره ندارند. نمی توانیم بخریم آیا این به معنای بهتر شدن زندگی است؟
شکاف روایت و واقعیت
مسئله اصلی صحت آمار نیست. آمارها واقعیاند. اما روایت آنها میتواند گمراهکننده باشد. وقتی تورم همچنان نزدیک به ۴۰ درصد است، تمرکز بر فاصله چند درصدی با میانگین کشور، بیشتر شبیه کوچک کردن مسئله است تا حل آن. جامعه بیش از هر چیز به تحلیل ریشههای تورم، بحران مسکن و کاهش قدرت خرید نیاز دارد. واقعیت این است که خراسان جنوبی هنوز از تورم عبور نکرده است. آنچه رخ داده، عبور تدریجی مردم از توان خرید است.
اگر برخی رسانههای برخط محلی به جای برجستهسازی رکوردهای نسبی، به آسیبشناسی عمیق تورم بپردازند، شاید این شکاف میان آمار و زندگی کمتر شود. موفقیت اقتصادی زمانی معنا دارد که در زندگی مردم دیده شود، نه فقط در رتبهبندیها. روزی که صدای شکستن استخوانهای زندگی جای خود را به آرامش سفرهها بدهد، میتوان از عبور واقعی از تورم سخن گفت. شاید مهمترین پرسش اینجاست؛ اگر تورم در برخی استانهای محروم پایینتر است، این به معنای موفقیت سیاستگذاری اقتصادی است یا نشانهای از کوچک شدن سفرهها و کاهش قدرت خرید تا مرز حذف نیازهای اولیه؟
کارشناسان اقتصادی بارها تأکید کردهاند که پایین بودن نرخ تورم در مناطق کمترتوسعهیافته، لزوماً حاصل کنترل قیمتها نیست، بلکه اغلب نتیجه رکود عمیق، کاهش تقاضا، مهاجرت نیروی کار و حذف تدریجی مصرف از سبد خانوارهاست. در چنین شرایطی، وقتی مردم توان خرید ندارند، بازار نیز واکنشی نشان نمیدهد و همین سکون، به ظاهر شاخصهای تورم را آرامتر میکند.
در چنین فضایی، روایتهایی که با تکیه بر آمارهای رسمی مرکز آمار ایران تلاش دارند از کاهش چند درصدی تورم، تصویری قهرمانانه بسازند، بیش از آنکه امیدآفرین باشند، فاصله میان تصمیمگیران و زندگی واقعی مردم را آشکار میکنند. برخی رسانههای برخط محلی نیز با بازنشر این آمارها، تصویری ارائه میدهند که اگرچه به دادههای رسمی استناد میکند، اما در مهمترین بخش یعنی ترجمه این اعداد به زندگی روزمره مردم، سکوت کرده است. در کوچههای بیرجند و شهرهای خراسان جنوبی، روایت متفاوتی جریان دارد؛ روایت بازاری که مشتریانش کمتر شدهاند، بازنشستهای که از حذف کالاهای ضروری میگوید، کارگری که افزایش دستمزد را روی کاغذ میبیند اما در سفرهاش احساس نمیکند. این صداها اگرچه در گزارشهای رسمی جایی ندارند، اما واقعیت اقتصادی را روشنتر از هر نموداری بیان میکنند. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای برطبل کوبیدن درباره خبرکاهش چند درصدی نرخ تورم، درباره کیفیت این کاهش، دلایل آن و پیامدهایش پرسیده شود؛ زیرا آنچه مردم در زندگی روزمره تجربه میکنند، نه عدد تورم، بلکه قدرت خرید، امنیت شغلی و امید به آینده است. و اگر این سه مؤلفه تقویت نشود، هر آماری حتی واقعی نمیتواند فاصله میان سیاست و زندگی را پر کند.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی