۴۲۰ روستا گروگان هیولای مصرف و مدیریت

پیروزی در جنگ با خشکسالی در خراسان جنوبی، فعلاً با کاهش میزان شکست تعریف می‌شود. در حالی که خروج ۵۰ روستا از چرخه آبرسانی با تانکر در نگاه اول یک دستاورد به نظر می‌رسد، اما حقیقت عریان در اعداد نهفته است؛ ۴۲۰ روستای این استان هنوز زندگی‌شان را به لرزش موتور یک کامیون گره زده‌اند و شهر بیرجند با ذخایری که به ۳۰ درصد رسیده، در لبه‌ یک سقوط آزاد آبی قرار دارد.

رهایی نسبی از زنجیر تانکر
در سال جاری، زنجیره‌ وابستگی ۵۰ روستا به تانکرهای آب گسسته شد و آمار روستاهای تشنه از ۴۷۰ به ۴۲۰ مورد کاهش یافت. این کاهش، هرچند گامی رو به جلوست، اما نشان‌دهنده‌ حجم عظیم نیازهای به‌جا مانده است. در مقابل، برای کنترل بحران، ظرفیت آبرسانی سیار ۶۰ درصد افزایش یافت تا تنها در دهه اول محرم، ۱۷ هزار مترمکعب آب به نقاط محروم برسد؛ اقدامی که بیش از آنکه راهکارباشد، یک تسکین موقت برای جلوگیری از وقوع فاجعه در روزهای پیک مصرف است و نمی شود نامش را مدیریت منابع آب گذاشت؛ مدیریتی که سال ها به واسطه ضعف مدیران قبلی در کنترل استفاده از منابع اب هر روز بیشتر در خطاهای خواسته و ناخواسته غرق شده ، طوری که امروز خود اعتراف می کند: وضعیت منابع از خط هشدارعبور کرده و مرز بحران را هم درنوردیده است.

پارادوکس مصرف
تضاد ساختاری در مدیریت منابع آبی منطقه، در تقابل شهر و روستا به اوج می‌رسد. در حالی که روستاییان برای هر قطره آب در انتظار تانکر هستند، در مرکز استان، الگوی مصرفی که از نظر مسئولان ایراد دارد حاکم است. با وجود رشد ناچیز ۲ درصدی جمعیت بیرجند، میزان مصرف آب ۷ درصد افزایش یافته است. این یعنی در قلب شهر، ۴۳ درصد از مشترکان در ردیف پرمصرف‌ها قرار دارند و با بی‌توجهی به هشدارها، سهمی را می‌بلعند که شاید نجات‌بخش ده‌ها روستا در حاشیه باشد.

شمارش معکوس تا ته مخزن
تلاش‌های زیرساختی، از جمله حفر و تجهیز سه حلقه چاه جدید که منجر به افزایش ۶۰ لیتر بر ثانیه‌ تولید آب در بیرجند شد و واگذاری ۵ هزار انشعاب جدید (از جمله ۲۸۰۰ واحد برای نهضت ملی مسکن)، در برابر گرمای بی‌سابقه و پیک مصرف، کم‌رنگ به نظر می‌رسد. امروز، تنها ۳۰ درصد از مخازن آب شهر بیرجند ذخیره دارند. این رقم، یک هشدار قرمز است؛ وضعیتی که مدیریت شهری را ناچار کرده تا با تعدیل فشار شبکه، زمان سقوط به صفر را به تأخیر بیندازد.
ما اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که تولید آب، در برابر الگوی مصرف بی‌رویه و گرمای بی‌رحم، شکست خورده است. اگر توازن میان اسراف شهری و عطش روستایی برقرار نشود، شاید به‌زودی تانکرها دیگر نه برای روستاها، بلکه برای نجات شهرها به حرکت درآیند.