قتل، فرجام نزاع دسته‌جمعی در پارک قیطریه/ عاشقانه‌ای که بوی خون گرفت

عصر پاییزی پارک قیطریه، درست یک سال پیش، با فریادهای ممتد و درگیری خونین دو گروه از جوانان به فاجعه‌ای بدل شد که هنوز هم پژواک آن در راهروهای دادگاه کیفری شنیده می‌شود. ماهان، جوانی که برای یک ملاقات عاشقانه به این پارک قدیمی رفته بود، هرگز تصور نمی‌کرد این آخرین قدم‌زدن او باشد. در جریان یک نزاع دسته‌جمعی، ضربه چاقوی یکی از طرفین دعوا به ران پای ماهان اصابت کرد و شاهرگ حیات او را برید. با وجود تلاش بی‌وقفه کادر درمان و انتقال سریع او به بیمارستان، خونریزی شدید اجازه بازگشت به زندگی را به او نداد. با اعلام مرگ این جوان، پرونده‌ای گشوده شد که ابعاد مختلفی از خشم لحظه‌ای و پیامدهای حمل سلاح سرد را پیش روی تیم جنایی قرار داد.
در مراحل نخست تحقیقات، کارآگاهان به سراغ دوستان ماهان رفتند که او را به مرکز درمانی رسانده بودند. یکی از آن‌ها در بازجویی‌ها فاش کرد که ماهان پیش از حادثه، برای دیدن دختر مورد علاقه‌اش به نام نیکو از جمع رفقا جدا شده بود. اما ساعتی بعد، در تماسی هراسان، از آن‌ها خواست برای دفاع در برابر چند جوان ناشناس که برای نیکو مزاحمت ایجاد کرده بودند، به کمکش بیایند. به گفته این شاهد عینی، درگیری فیزیکی زمانی به اوج رسید که یکی از ضاربان با بیرون کشیدن چاقو، ضربه‌ای مرگبار به پای ماهان وارد کرد و بلافاصله از صحنه گریخت.
عملیات ردیابی پلیس با تکیه بر تصاویر دوربین‌های مداربسته و رصدهای اطلاعاتی، سرانجام به نتیجه رسید و عامل اصلی جنایت به نام هادی در شهرری شناسایی و دستگیر شد. هادی در بازجویی‌ها ضمن پذیرش وارد کردن ضربه، مدعی شد که قصد کشتن نداشته و تنها در دفاع از دوستش، میثم، وارد معرکه شده است. با صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران رفت تا متهمان در برابر قضات و اولیای دم پاسخگو باشند.
در جلسه دادگاه، فضای اتاق با درخواست قصاص از سوی پدر و مادر مقتول سنگین شد. هادی در دفاع از خود روایتی متفاوت را بیان کرد و مدعی شد که جرقه دعوا نه بر سر متلک‌پرانی، بلکه به دلیل اعتراض به صدای بلند ماهان و نیکو زده شده است. او ادعا کرد ماهان با توهین به محل زندگی آن‌ها، دعوا را به سمت درگیری فیزیکی کشانده و او نیز برای دفاع از خود در برابر محاصره دوستان مقتول، چاقویی را که در جورابش پنهان کرده بود، بیرون کشیده است.
نقطه حساس دادگاه زمانی بود که میثم، دیگر متهم پرونده، پای میز محاکمه ایستاد. او با ابراز ندامت از انتخاب دوستانش، اتهام معاونت در قتل را رد کرد. قاضی با قاطعیت رو به او گفت: «تو در تحقیقات مقدماتی قبول کردی که درگیری ابتدایی را با ماهان راه انداختی، حالا چرا می‌گویی اتهام را قبول نداری؟» اما میثم با پافشاری بر موضع خود، هرگونه نقش مستقیم در وقوع قتل را انکار کرد. دو متهم دیگر نیز با تکرار ادعاهای مشابه، خود را تنها میانجی‌گرانی معرفی کردند که قصد پایان دادن به نزاع را داشتند. با پایان یافتن دفاعیات متهمان و وکلای آن‌ها، قضات دادگاه برای صدور حکم نهایی وارد شور شدند تا بر اساس شواهد و مستندات، عدالت را درباره این فاجعه خونبار اجرا کنند. این پرونده بار دیگر یادآور شد که چگونه یک لحظه بی‌تدبیری و حمل چاقو، می‌تواند رویای جوانی را به کابوسی ابدی تبدیل کند.