فاصله نجابت و رفاه چقدر است؟

نشست اخیر استاندار خراسان جنوبی با تشکل‌های کارگری، مراسم تجلیل نمونه ها، آیینه‌ای تمام‌نما از واقعیت‌های سخت تولید در شرق کشور بود. کلمات استاندار، هریک نشانی از درک او درباره شرایط بود. آنجا که گفت: حفظ وضعیت موجود در حوزه اشتغال از ایجاد اشتغال جدید مهمتر است؛ اینکه سیاست اصلی ما حفظ اشتغال موجود و جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی است. جایی که اعلام تحقق ۱۰۵ درصدی تعهد اشتغال، پرسش‌های بزرگی را درباره کیفیت زندگی و تناسب دستمزد با هزینه‌های واقعی می ساخت و سوالی مهم تراز همه این ها آیا نجابت کارگر خراسان جنوبی او را به ملاقات رفاه در زندگی اش می برد؟

فتح قله یا اعداد بی اثر؟
کسب رتبه دوم کشور در پایین بودن نرخ بیکاری و عبور از مرز ۱۰۰ درصدی اشتغال در خراسان جنوبی، دستاورد ارزشمندی است که حاصل هم‌افزایی دولت و بخش خصوصی است. این نظرساتاندار است اما تحلیل‌گران اقتصادی معتقدند که آمارها همواره یک نیمه پنهان دارند. وقتی از تحقق ۱۰۵ درصدی اشتغال سخن می‌گوییم، باید بپرسیم این شغل‌ها با چه کیفیتی ایجاد شده‌اند؟ آیا شغلی که ایجاد شده، توانایی تأمین حداقل‌های یک زندگی آبرومندانه را دارد یا صرفاً عددی است که در پورتال‌های نظارتی ثبت شده تا کارنامه مدیران را درخشان جلوه دهد؟ هر چند هاشمی هم بارها نظیر همین سوالات را از مسئولان مربوط پرسیده است.

نجابت کارگر
استاندار به درستی به نجابت و متدین بودن مردم استان اشاره کرد؛ ویژگی ممتازی که باعث شده کمترین پرونده اختلاف کارگری در این منطقه ثبت شود. اما این نجابت نباید به بهانه‌ای برای نادیده گرفتن مطالبات صنفی تبدیل شود. کارگری که در سکوت و با کمترین اعتراض، چرخ تولید را می‌چرخاند، شایسته حمایتی فراتر از واژگان است. تجلیل از چهره‌هایی چون محمود ابراهیمی و سید حسین رضوی به عنوان کارگران نمونه ملی، زمانی معنای واقعی و ماندگار پیدا می‌کند که بدانیم این الگوهای تلاش، درگیر الفبای اولیه معیشت نیستند. تقدیر از کارگر نباید صرفاً در سطح کلامی و تشریفاتی باقی بماند؛ چراکه لوح تقدیر، نه اجاره‌خانه را می‌پردازد و نه هزینه‌های سرسام‌آور درمان را پوشش می‌دهد. گزارش های میدانی حاکی از کاهش جدی قدرت خرید مردم و افزایش فشار اقتصادی به ویژه بر طبقه کارگر است و این واقعیتی است که نمی توان انکار کرد. در چنین شرایطی هر چند تحقق تعهدات اشتغال اهمیت دارد اما ایجاد درآمد مکفی و کیفیت شغل ایجاد شده شرط لازم را کافی می کند.

پارادوکس
نکته قابل تامل در فضای اقتصادی استان، ادعای پایین بودن نرخ تورم نسبت به سایر نقاط کشور است. اما پرسش اساسی اینجاست: حتی با فرض کمترین نرخ تورم، آیا با دستمزدهای فعلی و مشاغلی که به آن افتخار می‌کنیم، یک کارگر می‌تواند از پس مخارج اولیه زندگی برآید؟ مسئولان باید صادقانه به این سوال پاسخ دهند که خط فقر تعریف شده با واقعیت‌های بازار در بیرجند و سایر شهرهای استان چقدر فاصله دارد؟ افتخار به ایجاد اشتغال، زمانی گواراست که لایه زیرین آن، یعنی قدرت خرید، بهبود یافته باشد. در غیر این صورت، ما با پدیده‌ای به نام شاغلین فقیر روبرو خواهیم بود؛ کسانی که کار می‌کنند، اما همچنان از تأمین نیازهای اساسی ناتوانند.

شوک ۲همتی و ثبات معیشتی
تخصیص ۲ همت اعتبار برای معوقات کارگران راه‌آهن، اقدامی شجاعانه و تحسین‌برانگیز از سوی دولت بود که نشان داد گره‌های بزرگ با اراده‌های قوی باز می‌شوند. اما این تزریق نقدینگی، درمان موقت یک بیماری مزمن است. اشتغال پایدار نیازمند امنیت شغلی است؛ امنیتی که استاندار نیز بر آن تأکید داشت. کارگر ساختمانی که به تعبیر هاشمی از«مظلوم‌ترین اقشار» است، بیش از آنکه به آمار اشتغال ۱۰۵ درصدی نیاز داشته باشد، به بیمه‌ای مطمئن و درآمدی پایدار نیاز دارد که در نوسانات اقتصادی، اولین قربانی نباشد.

آن سوی گزارش‌های اداری
خراسان جنوبی مسیر دشواری را برای توسعه پیموده است. حمایت از سرمایه‌گذار و تسهیل بروکراسی برای بخش خصوصی، فرمان درستی است که صادر شده؛ اما نباید فراموش کرد که مقصد نهایی تمام این تلاش‌ها باید رضایتمندی و نشاط اجتماعی باشد. اگر اشتغال ایجاد شده منجر به کاهش آسیب‌ها جورو واجور اجتماعی نشود، یعنی یک جای کار در مدل اقتصادی ما می‌لنگد.
وقت آن است که مسئولان، فراتر از ویترین افتخارات و اعداد درشت تحقق اشتغال، به متنِ زندگیِ کارگرانی بازگردند که در سکوت، بار توسعه را به دوش می‌کشند. پاسخ به این سوال که آیا با این شغل‌ها می‌توان زندگی کرد؟، آزمون واقعی مدیریت در دولت چهاردهم خواهد بود. تجلیل واقعی از ابراهیمی‌ها و رضوی‌ها، فراهم کردن بستری است که در آن، هیچ پدری شرمنده سفره‌های کوچک خانواده‌اش نباشد.