امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
ایالات متحده آمریکا در ۲/۵ سال گذشته شاید باندازه ۲۵۰ سال قدمت تاریخی اش سقوط آزادی را در دنیای سیاست وکیاست واخلاق آغازکرده است ، سقوطی که دیگر نظم جهانی از حنجره او خارج نمی شود ، یا باید واقعیات و فکتهای غیرقابل دفاع و انکار را بپذیریم ویا همچنان برمدار خود بخواب زنی را ادامه دهیم . ترامپ دوم را باید پرچمدار این سقوط دانست و او نقطه عطفی شد در جهانی که آتازونی سابق را همه کاره می دانست و در تارهای نامرئی استعمار و استثمار و استحمار نو به سبک آمریکایی چون اسیری دست و پا میزد و هنوز هم می زند. بهتر است از سخنرانی بسیارمهم جرج یئو وزیر خارجه سابق سنگاپور برای رسیدن به پاسخی متقن و نتیجه ای منطبق با عقلانیت استفاده کنیم ، او ده سال وزیر خارجه بود و از چهره های مهم سیاست خارجی آسیاست ، در سخنرانی اخیرش تصویری جالب از نظمی می دهد که متفاوت ازسایر تحلیلها درباره جهان چندقطبی است. ۱:آمریکا ناچاربه عقب نشینی است ، او معتقداست محدودیت آمریکا دیگر فقط چین وروسیه نیست ، بلکه اقتصاد خود آمریکاست. بدهی فدرال به حدود ۴۰ تریلیون دلار نزدیک شده و هزینه بهره بدهی از بودجه دفاعی عبور کرده است. آمریکا نمی تواند برای همیشه هزینه شبکه عظیم نظامی وامنیتی خود در سراسر جهان را به شکل فعلی تامین کند اما فشار آمریکا بر اروپا ، ژاپن ودیگر متحدان برای پرداخت سهم بیشتری از هزینه دفاعی یک تناقض است. ۲: ایران نمونه ای از محدودیت قدرت نظامی آمریکا است ، او ایران را نمونه ای مهم از سازگاری باجنگ مدرن می داند ، فن آوری اطلاعات و شناسایی دقیق ، این تصور را ایجاد کرده بود که باکشتن رهبر و سران نظامی می توان فرماندهان اصلی را حذف و سیستم فرماندهی ایران رافلج کرد . اما ایران باغیر متمرکز کردن فرماندهی و کاهش نقاط شکست واحد، خودش را بااین شرایط تطبیق داده است. ازطرف دیگر توان موشکی ایران آسیب پذیری دیگری را آشکار کرده است. پایگاههای بزرگ وثابت آمریکا که زمانی ابزار نمایش قدرت بودند ، حالا خودشان اهداف بزرگی هستندکه دفاع از آنها بسیارپرهزینه است. از نگاه یئو این مسئله فقط مربوط به خاورمیانه نیست و کشورهای آسیائی میزبان نیروها و تجهیزات آمریکایی هم باید این خطر را در محاسبات امنیتی خود لحاظ کنند.۳: چین لزوما نمی خواهد آمریکای بعدی باشد او با این تصور که چین در نظر دارد که جای آمریکا را بگیرد و هژمونی اورا به ارث برد مخالف است ، چینی ها اداره یک امپراطوری جهانی به سبک آمریکا را بسیار پرهزینه می دانند.۴: رقابت هوش مصنوعی در نهایت رقابت انرژی است.۵: بازار بدون دولت خوب کار نمی کند و دولت هم بدون بازار ، جامعه موفق ، هم به دست نامرئی بازار نیازدارد و هم به دست نهادها وحکومت ، دولت اگر مانند کودکی که گنجشکی را دردست دارد بیش از حد فشار دهد او را خفه میکند و اگر بیش ازحد عقب بکشد تنظیم اقتصاد را ازدست می دهد، هنرحکمرانی پیدا کرد تعادل میان این دو است. تز اصلی یئو این است که ماصرفا شاهد ظهور چین نیستیم .فناوری ، بدهی آمریکا ، افزایش قدرت کشورهای متوسط، آسیب پذیری پایگاه های نظامی و تغییر جغرافیای انرژی و هوش مصنوعی همزمان درحال کاهش امکان هژمونی یک قدرت واحد هستند. دراین تصویر ایران هم یکی از نمونه این تحول است ، کشوری بسیار ضعیف تر از آمریکا از نظر قدرت متعارف اقتصادی و تسلیحاتی می تواند باسازگار کردن ساختار نظامی خود و ایجاد آسیب پذیری برای طرف مقابل هزینه هاعمال قدرت آمریکا را بسیاربالا ببرد. اگر یئو درست بگوید ، جهان آینده نه آمریکائی است و نه لزوما چینی ، جهان آینده چندقطبی تر ، غیرمتمرکز تر وپیچیده تراز نظمی است که پس از فروپاشی شوروی شناختیم…!!!
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی