در حالی که جاده های استان خراسان جنوبی به عنوان شریان های حیاتی برای تردد زائران و مسافران شناخته می شوند، اما در واقعیت با حقیقتی تلخ و تکان دهنده روبرو هستیم. آمار مرگ و میر در محورهای جاده ای استان دیگر نه یک عدد ساده، بلکه فریادی از یک بحران مدیریتی و فرهنگی است که هر روز چندین خانواده را به سوگ نشاند. در سه ماه نخست سال جاری، ۸۶ نفر از شهروندان و مسافران در تصادفات جاده ای جان خود را از دست دادند؛ رقمی که نشان میدهد هر روز به طور متوسط نزدیک به دو نفر در این جاده ها به خاک سپرده می شوند.
تضاد زیرساخت و مرگ
یکی از نقاط تاریک و متناقض این بحران، تضاد میان توسعه عمرانی و افزایش تلفات است. هاشمی، استاندار خراسان جنوبی، در نشست ستاد راهبردی تصادفات، با لحنی هشداردهنده اعلام کرد که افزایش آمار تلفات در حالی رخ داده که بسیاری از مسیرها دوبانده شده و طرح های راهسازی گسترده ای اجرا شده است. این حقیقت تکان دهنده است که جاده های استاندارد لزوماً به معنای امنیت نیستند. وقتی زیرساخت ها مدرن می شوند اما رفتار رانندگی در سطح ابتدایی باقی می مانند، آسفالت های جدید به جای نجات، تبدیل به بستری برای سرعت های غیرمجاز و مرگ های ناگهانی می شوند. این نشان می دهد که نگاه تک بعدی به توسعه جاده ای بدون توجه به روانشناسی ترافیک، یک شکست استراتژیک است.
کوری های مرگبار در محورها
تحلیل آماری سرهنگ کاظمی، رئیس پلیس راه استان، لایه های عمیق تری از این فاجعه را آشکار می کند. افزایش ۲۳ فقره تصادف و مرگ ۵۶ نفر بیشتر نسبت به سال گذشته، زنگ خطر را به شدت به صدا در آورده است. اما سؤال این است که چرا برخی نقاط تبدیل به قتلگاه شده اند؟ محورهای سربیشه به نهبندان، نهبندان به زابل، طبس به یزد و بازگشت نهبندان به سربیشه، اکنون به عنوان محورهای بحرانی شناخته می شوند. در این مناطق، ترکیب خواب آلودگی رانندگان، سرعت های جنون آمیز و عدم توجه به جلو، جاده ها را به میدان نبردی تبدیل کرده که در آن بازنده همواره انسان است. تمرکز گشت های پلیس در این نقاط شاید تسکینی باشد، اما درمان قطعی این بیماری، ریشه در فرهنگ رانندگی دارد.
آشوب در شهرها و خلأ فرهنگ ترافیکی
بحران تنها محدود به جاده های برون شهری نیست؛ شهرها نیز در امان نیستند. سرهنگ خسروی، رئیس پلیس راهور استان، به نکته ای حیاتی اشاره کرد که نشان دهنده یک خلأ عمیق در حوزه مدیریت شهری است. سهم بالای عابران پیاده در تصادفات فوتی درون شهری، گواه این است که فرهنگ ترافیکی در سطح شهرها به شدت در خطر است. نبود علائم هشدار دهنده، عدم آشکارسازی نقاط حادثه خیز و تأخیر در فعال سازی دوربین های ثبت تخلف، باعث شده تا معابر شهری نیز به محیط های ناایمن تبدیل شوند. اینجاست که انتقاد از عملکرد شهرداران و فرمانداران در تسهیل مستندات وزارت کشور برای ایمن سازی شهرها آغاز می شود.
سرمایه انسانی در برابر اهمال فرهنگی
در نهایت، جلال زاده، مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان، با بررسی روند تغییرات سال های گذشته، تایید می کند که ابعاد این بحران گسترده است. استاندار استان بر این باور است که هیچ تعارفی در برخورد با متخلفان، سرعت های غیرمجاز و حمل غیراصولی سوخت نباید وجود داشته باشد. اما سؤال اصلی این است که چرا تا امروز، اقدامات فرهنگی در حاشیه قرار گرفته است؟ استفاده از ظرفیت های رسانه ای و روان شناختی برای تغییر رفتار رانندگان، نباید تنها در حد توصیه های اداری باقی بماند. خراسان جنوبی با داشتن جاده های استراتژیک، اکنون در برابر انتخابی سخت قرار دارد: یا تداوم این تراژدی آماری و پذیرش مرگ روزانه ۸/۱ نفر، یا تغییری بنیادین در نگرش به ایمنی جاده ای.
تا زمانی که فرهنگ رانندگی در کنار زیرساخت ها رشد نکند، هر متر آسفالت جدید، احتمالاً پذیرای یک حادثه مرگبار دیگر خواهد بود.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی