تراژدی انقراض زیر ضربه تبر و چرا

در منطقه حفاظت‌شده درمیان، شناسایی چهار مورد تخلف حاد زیست‌محیطی نشان داد که چگونه تعلیف غیرمجاز و بوته‌کنی به‌طور سیستماتیک زیستگاه‌ها را ویران کرده و بقای حیات وحش را به خطر می‌اندازند. این تخریب‌های خاموش نه‌تنها تعادل بوم‌شناختی منطقه را برهم زده، بلکه با فرسایش خاک، انتقال بیماری‌ها به گونه‌های وحشی و افزایش آلودگی هوا، جامعه و طبیعت را در معرض یک بحران چندجانبه قرار داده است.

قلعه‌های سبزی که فرو می‌ریزند
بوته‌ها در مناطق نیمه‌خشک، صرفاً گیاه نیستند؛ آن‌ها لنگرهای زمین‌اند. بوته‌کنی، زخمی عمیق بر پیکر خاکی می‌زند که هزاران سال برای تثبیت خود زمان صرف کرده است. خانی با هشدار نسبت به این رویه می‌گوید: «بوته‌کنی آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اکوسیستم وارد می‌کند. این پوشش گیاهی نقش حیاتی در تثبیت خاک و حفظ رطوبت دارد.» وقتی تبر به ریشه این بوته‌ها می‌رسد، خاک در برابر تازیانه باد و سیلاب بی‌دفاع می‌ماند. این تخریب، نه‌تنها پناهگاه پرندگان و حشرات را نابود می‌کند، بلکه تعادل اقلیمی منطقه را به نفع بیابان‌زایی تغییر می‌دهد.

مهمانان ناخوانده
بخش دیگر این تراژدی، تعلیف غیرمجاز است؛ هجوم گله‌های اهلی به سفره محدود حیات وحش. حضور دام اهلی در مناطق حفاظت‌شده، حکم یک بمب ساعتی بوم‌شناختی را دارد. مدیرکل محیط زیست استان معتقد است: «این فعالیت مخرب، زیستگاه‌ها را با چالش جدی مواجه کرده و بقای حیات وحش را در معرض خطر قرار می‌دهد.» چرای بی‌رویه، توان بازسازی خاک را از بین برده و با حذف زنجیره غذایی، وحوش را به کام گرسنگی می‌کشاند. اما خطر بزرگ‌تر، مخفی است؛ «انتقال بیماری‌های مشترک بین دام و حیات وحش» که می‌تواند در چشم‌به‌هم‌زدنی، جمعیت‌های شاخص جانوری را به زانو درآورد.

غبار؛ میراث تلخ تخریب
پیامدهای این دست‌اندازی‌ها به مرزهای منطقه محدود نمی‌ماند. وقتی زیستگاه تخریب شود، حیات وحش آواره می‌شود. خانی به پیامد اجتماعی این بحران اشاره کرده و می‌گوید: «ورود بی‌ضابطه دام موجب پراکنده شدن گونه‌های شاخص علفخوار به مزارع جوامع پیرامونی و خسارت به کشاورزان می‌شود.» علاوه بر این، نابودی پوشش گیاهی مستقیماً با افزایش گرد و غبار و آلودگی هوا در ارتباط است؛ یعنی بهایی که جوامع محلی باید با ریه‌های خود بپردازند.

فرصت آخر برای میراث گران‌بها
مدیرکل محیط زیست خراسان جنوبی با تأکید بر اینکه نظارت‌ها تشدید خواهد شد، کلید نهایی را در جای دیگری می‌بیند: «مقابله مؤثر نیازمند همکاری جوامع محلی و افزایش آگاهی عمومی است.» حفاظت از درمیان و سربیشه دیگر یک وظیفه اداری نیست، بلکه نبردی برای بقای تمدن در حاشیه کویر است. اگر امروز جلوی بوته‌کنی و چرای غیرمجاز گرفته نشود، فردا تنها چیزی که از این میراث گران‌بها باقی می‌ماند، خاطره‌ای در میان توفان‌های شن خواهد بود.