فاصله میان یک محصول بومی و یک قرارداد کلان در بازارهای چین، نه با یک نشست پر میشود و نه با یک تفاهمنامه. آنچه این فاصله را به پل تبدیل میکند، تداوم است؛ تداومی که در آن معرفی ظرفیت، مستندسازی، مذاکره و پیگیری حلقهوار تکرار میشوند. خراسان جنوبی امروز روی نقطهای ایستاده که پیشتر کمتر تجربه کرده بود: امکان گفتگوی مستقیم با ظرفیتهای اقتصاد شرق، از مسیر کانالهای رسمی. اما تجربه تجارت بینالملل نشان میدهد فرصتها بیش از آنکه از نبود امکانات از دست بروند، از نبود پیگیری و مداومت تلف میشوند. هر جلسهای که با یک خوشآمدگویی آغاز و با یک گزارش اداری بسته شود، در همان نقطهای قرار دارد که ظرفیتی بزرگ به یک خاطره کوچک تبدیل میشود. پرسش اصلی این است: آیا استان میتواند از مرحله معرفی عبور کند و به مرحله سهمگیری از بازار برسد؟ پاسخ، نه در یک جلسه، بلکه در انگیزه پایدار و استمرار برنامهها نهفته است.
عبور از منطقه امن مکاتبه
افسانه ابراهیمی، رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در استان، این مرز را روشن ترسیم کرده و هدف نشستها را نه در نفس گفتگو، بلکه در رسیدن به نتایج عملی و قابل اجرا در حوزه تجارت خارجی و سرمایهگذاری بینالمللی میداند. این جمله در واقع اعلام یک تغییر رویه است: «خروج از مکاتبات طولانی و ورود به مذاکره مستقیم.»
برای استانی که فاصله جغرافیاییاش با بازارهای جهانی زیاد است، این رویکرد معنای عملی دارد. اگر دامنه ارتباط از حاشیههای اداری فراتر نرود، ظرفیتهای معدنی، کشاورزی و لجستیکی در همان نقطه صفر میمانند. اما وقتی اطلاعات، ظرفیتها و مستندات فعالان اقتصادی به کانالهای رسمی سپرده شود، این دادهها میتوانند به زبان مذاکراتی تبدیل شوند و در میزهای تصمیمگیری کشور مقصد به کار بیایند. به بیان دیگر، سکوت بخش خصوصی، بزرگترین مانع صادر شدن پرونده استان به دست دیپلماتهای اقتصادی است.
چین برای خراسان جنوبی زمانی فقط یک نام در فهرست بازارهای صادراتی بود. فاصله جغرافیایی، نبود شناخت متقابل و پراکندگی ظرفیتهای تولیدی، این بازار بزرگ را در همان حد یک آرزو نگه داشته بود. امروز اما تصویر دیگری در حال شکل گرفتن است: کانالهای رسمی باز، نمایندگانی بسان دیپلماتها در استانهای جنوبی چین شناسایی شدهاند و فعالان اقتصادی استان میتوانند از مسیری مستقیم، پرونده ظرفیتهای خود را به میز مذاکره بفرستند. این تغییر، یک شبه رخ نداده و هنوز کامل نیست. آنچه بازار دور چین را به بازاری در دسترس تبدیل میکند، نه یک تفاهمنامه، بلکه تداوم در معرفی، مستندسازی و پیگیری است.
ویترینی رایگان اما نه برای همیشه
در بازار چین، سختترین مرحله تجارت پیش از فروش آغاز میشود: در همان مرحلهای که نام یک محصول ناشناخته است و ذائقه مصرفکننده به آن عادت ندارد. ابراهیمی از فرصتی سخن گفته که در آن یکی از فعالان اقتصادی استان، با داشتن شرکتی بزرگ در چین، آمادگی خود را برای اختصاص بخشی از فضای مجموعهاش به معرفی تولیدات صنعتگران خراسان جنوبی و عرضه رایگان محصولات در نمایشگاههای این کشور اعلام کرده است.
ارزش این پیشنهاد را باید در نسبت آن با هزینههای سرسامآور ورود به بازارهای جهانی سنجید. حضور در نمایشگاه بینالمللی، غرفه، حمل نمونه و ترجمه، پیش از آنکه فروشی رخ دهد، هزینههای سنگینی به دوش تولیدکننده کوچک میگذارد. فراهم شدن این فضا به شکلی رایگان و در جایی که خریداران و سرمایهگذاران چینی رفتوآمد میکنند، صرفهجویی در هزینه و کوتاه کردن مسیر شناخته شدن است. با این حال، این ویترین به تنهایی معجزه نمیکند. اگر پس از نخستین نمایش، پیگیری فروش، بهروزرسانی مستندات و معرفی پیوسته متوقف شود، همان غرفه به یک خاطره کوتاه تبدیل میشود. مزیت رقابتی در این بازار در استمرار حضور تعریف میشود، نه در یک بار ظاهر شدن.
ذائقهای که با تحلیل باز میشود
بازار چین، بازاری نیست که کالا را تنها به پشتوانه کیفیت بپذیرد. به گفته این مسئول، ذائقه مصرفکننده چینی در محصولات کشاورزی ویژه است و برای مثال زرشک، که محصول شاخص استان به شمار میرود، در این بازار شناخته شده نیست. این تشخیص ساده اما مهم است: مسئله استان نبود کیفیت نیست، نبود روایت است. زرشک، زعفران و سنگهای نیمهقیمتی برای ورود به بازار چین به مستندات علمی، تعریف استاندارد محصول، معرفی خواص و سابقهای قابل اعتماد نیاز دارند.
اینجاست که دیپلماسی مستند، معنا پیدا میکند. ارائه دادههای دقیق از سوی فعالان اقتصادی، نه یک درخواست تشریفاتی بلکه پیششرط هر مذاکره است. اگر پروندهای با اعداد و مستندات روشن به کانالهای رسمی سپرده شود، آن کانالها میتوانند آن را از مرحله معرفی به مرحله جدول مذاکره ببرند. اما اگر پرونده با کلیات پر شود، خروجی هم کلیاتی بیش نخواهد بود. این رابطه دوطرفه، مسئولیت را میان بخش خصوصی و سازوکار رسمی تقسیم میکند.
ظرفیتی که منتظر تصمیم است
خراسان جنوبی در شکاف میان دو واقعیت گرفتار است. از یک سو، ظرفیتهایش در معدن، سنگهای ساختمانی، گوهرسنگ و محصولات کشاورزی استراتژیک قابل انکار نیست و بخشی از این ظرفیت پیشتر مسیر چین را آزموده است. از سوی دیگر، این ظرفیتها آنقدر پراکنده و بیروایت ماندهاند که در سبد تجارت خارجی استان، سهمی متناسب با اندازهشان ندارند. اتصال به زنجیره ارزش شرق آسیا به یک تصمیم روشن نیاز دارد: اولویتبندی کالاهای قابل معرفی، آمادهسازی مستندات، تعیین متولی پیگیری و سنجش دورهای نتیجه.
آنچه باید از مسیر ارتباطات دیپلماتیک انتظار داشت، تنها باز شدن یک در نیست؛ توانایی نگه داشتن آن در باز بودن است. برای این کار، هر مانع باید مسئول مشخصی داشته باشد. اگر بازار چین برای زرشک باز نمیشود، باید دانست کدام حلقه، یعنی استاندارد، بستهبندی، معرفی یا مذاکره، عقب مانده است. بدون این تفکیک، همه چیز در یک جمله کلی درباره ضرورت توسعه صادرات خلاصه میشود و سال بعد، همان جمله تکرار خواهد شد.
فرصت محدود است
بازار چین صبور نیست. رقبای منطقهای با روایت بهتر، مستندات دقیقتر و حضور مستمرتر، جای خالی محصولات ناشناخته را پر میکنند. برای خراسان جنوبی، فرصت پیش آمده تنها در صورتی به ثروت تبدیل میشود که در مرحله معرفی متوقف نشود. این زنجیره از مستندسازی بخش خصوصی آغاز میشود، از کانالهای دیپلماتیک عبور میکند و تنها با پیگیری مداوم، انگیزه پایدار و مداومت در اجرای برنامههای دیپلماسی استانی به قرارداد میرسد. این استمرار تا بدین جا با مدوامت و پی گیری نماینده وزات امور خارجه در استان شکل گرفته و اگر ادامه یابد، استان میتواند از یک عرضهکننده حاشیهای به بازیگری شناختهشده در تجارت شرق تبدیل شود.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی