هشدارهای اتمی

درباره حمله احتمالی به منطقه‌ای راهبردی، پیش از هر چیز یک پرسش را پیش می‌کشد: مردم چه زمانی و از کدام مرجع، دستور روشن برای حفاظت از جان خود می‌گیرند؟ این پرسش مهم‌تر از خود ادعاهاست، چون در شرایط بحرانی، سکوت یا ابهام مسئولان بیش از هر خبری می‌تواند اضطراب و شایعه تولید کند.
سلمان اسحاقی، نماینده مردم قاین و زیر کوه و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، گفته است که مردم باید درباره حوادث احتمالی هسته‌ای آگاه شوند. او تأکید کرده که نخستین گام، گفتن واقعیت‌ها به خود مردم است و گام بعدی، جلوگیری از آن است که مردم پس از هر حادثه احتمالی، تأیید آن را از رسانه‌های بیگانه بشنوند. همچنین از اندیشیده‌شدن تدابیر پیشگیرانه و آمادگی دستگاه‌های مسئول برای مقابله با حوادث احتمالی خبر داده است.
در همین اظهارات، او احتمال حمله به منطقه کوه کلنگ را مطرح کرده و آن را بر اساس اخبار دریافتی، تحلیل‌ها و رصد رفتار طرف مقابل ارزیابی کرده است. جمله صریح این است: « طبق اخبار واصله، تحلیل‌های مطرح‌شده و رصدی که از رفتار دشمن داریم، قطعاً حملاتی به «کوه کلنگ» انجام خواهند داد. دشمن اگر امروز به استفاده از «مادر بمب‌ها» اشاره می‌کند، هدفش کوه کلنگ است».این سخنان را باید در چارچوب هشدار و ارزیابی یک مقام قانون‌گذار خواند. تأیید رسمی وقوع حمله، تعیین زمان آن یا اعلام نتیجه‌اش در این اظهارات دیده نمی‌شود.

سلاح غیرهسته‌ای،
پرسش‌های هسته‌ای
در بحث‌های رسانه‌ای، از بمبی با لقب «مادر همه بمب‌ها» یاد شده است. نام نظامی آن GBU-43/B یا MOAB است؛ سلاحی متعارف و غیرهسته‌ای با وزن حدود ۹٫۸ تن که نیروی هوایی آمریکا آن را مهمات هدایت‌شونده با GPS معرفی کرده و در سال ۲۰۱۷ در افغانستان به کار رفته است.
این نکته فنی مهم است: MOAB بمب اتمی نیست و مواد پرتوزا ندارد. این را هم نباید با بمب سنگرشکن GBU-57 یکی دانست. MOAB برای انفجار و ویرانی گسترده در سطح طراحی شده، نه برای نفوذ عمیق در دل کوه. با این حال، غیرهسته‌ای بودن سلاح به معنای بی‌خطر بودن آن نیست. انفجار چنین بمبی می‌تواند ویرانی و تلفات گسترده‌ای در محدوده هدف ایجاد کند.
برای نشان دادن خطر پرتوزایی، باید دو مسئله را از هم جدا کرد. نخست، خود سلاح که پرتوزا نیست. دوم، احتمال وجود تأسیساتی با مواد هسته‌ای در محل هدف. اگر چنین تأسیساتی آسیب ببیند، ارزیابی خطر پرتوزایی ضروری می‌شود. اما این ارزیابی به نوع مواد، میزان آسیب و داده‌های پایش محیطی بستگی دارد و باید از سوی مراجع رسمی و تخصصی اعلام شود.

ادعا، شواهد و فاصله آن‌ها
ادعای آمریکا درباره وجود تأسیسات هسته‌ای در کوه کلنگ، بر اسناد علنی متکی نیست، گزارش‌های منتشرشده نیز تأکید می‌کنند که اطلاعات علنی درباره ساختار داخلی و کاربری دقیق این مجموعه محدود است.
موضع رسمی جمهوری اسلامی این است که در این مجموعه فعالیت هسته‌ای انجام نمی‌شود. بنابراین هشدارها درباره احتمال پرتوزایی ناشی از قوت گرفتن احتمالاً درباره بکارگیری بمب هایی توسط دشمن است که خطر تشعشع دارد.
بنابراین سه چیز را نباید با هم خلط کرد: طرح یک گزینه نظامی در رسانه‌ها، ادعا یا هشدار یک مقام و تصمیم قطعی برای اجرای حمله. تا زمانی که سند معتبری از تصمیم عملیاتی منتشر نشده، عبارت «حمله انجام می‌شود» یک خبر قطعی نیست. همچنین نمی‌توان از استفاده حتمی از یک سلاح مشخص در یک هدف مشخص سخن گفت، مگر آنکه شواهد آن در دسترس باشد.

اگر هشدار رسمی صادر شد
راهنماهای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای شرایط اضطراری هسته‌ای، اقدام ‌هایی مانند پناه‌گرفتن موقت در ساختمان، تخلیه هدفمند در صورت دستور مقام‌های مسئول و محدودیت مصرف آب یا مواد غذایی آلوده را از گزینه‌های حفاظتی دانسته‌اند. انتخاب هر کدام از این اقدام‌ها به ارزیابی تخصصی و اندازه‌گیری‌های میدانی وابسته است.
به همین دلیل، توصیه‌های خودسرانه، به‌ویژه درباره مصرف قرص ید، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. ید پایدار فقط در شرایط مشخص و با دستور مقام‌های بهداشتی کاربرد دارد و در برابر همه انواع پرتو یا مواد پرتوزا محافظت ایجاد نمی‌کند.
در صورت اعلام رسمی وضعیت اضطراری، مردم باید اطلاعیه‌های نهادهای مسئول را دنبال کنند، از نزدیک شدن به محل حادثه خودداری کنند، و از انتشار تصاویر و خبرهای تأییدنشده پرهیز کنند. اگر دستور پناه‌گرفتن صادر شد، ماندن در فضای بسته و پیروی از راهنمایی‌های رسمی اولویت دارد. اگر تخلیه اعلام شد، مسیر و زمان‌بندی تعیین‌شده باید رعایت شود.

آمادگی، نه فقط هشدار
اسحاقی از اندیشیده‌شدن تدابیر پیشگیرانه سخن گفته است. اکنون پرسش اصلی، جزئیات اجرایی این آمادگی است: آیا مسیر اطلاع‌رسانی واحد و شبانه‌روزی تعیین شده است؟ آیا دستورالعمل‌های ساده و قابل فهم در اختیار عموم قرار گرفته است؟ هماهنگی میان دستگاه‌ های سلامت، مدیریت بحران و نیروهای امدادی چگونه انجام می‌شود؟ و پایش هوا، آب و مواد غذایی با چه شفافیتی منتشر می‌شود؟
پاسخ روشن به این پرسش‌ها می‌تواند نگرانی را به آمادگی تبدیل کند. در غیر این صورت، فضای خالی اطلاعات با گمانه‌زنی، شایعه و خبرهای متناقض پرمی‌شود و همین آشفتگی، خود به یک بحران تازه بدل می‌شود.
هشدار درباره خطر احتمالی، زمانی به سود مردم است که دقیق، مستند و همراه با راهنمای عمل باشد. نه کوچک‌شمردن تهدید مسئولانه است و نه بزرگ‌نمایی آن. مردم به سه چیز نیاز دارند: تفکیک روشن میان ادعا و واقعیت تأییدشده، اعلام مرجع رسمی خبر و دستورهای بهداشتی بر پایه پایش و ارزیابی تخصصی.
تا زمانی که چنین سازوکاری منتشر نشده، سخن گفتن از نشت پرتوزا به‌عنوان واقعیت، پیش از آنکه شواهدی آن را تأیید کند، نه به آگاهی عمومی کمک می‌کند و نه به امنیت مردم.