یادداشت – نقاب ها…!!!

امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
در وادی پرتنش و پر راز ورمز و آشوب اجتماعی آنچه که به وفور سالهاست که درحال تکثیر میکروبی است، طبیعی شدن و سهل الوصول ترین روش برای ماندن و به ظاهر زیستن پیش ران مزخرفی است بنام (ریا وتدلیس)، واین زیست خطرناک نه کرونا و کووید ۱۹ است که اینک مرگبار تر از نوع ۱۹ که تبدیل به کووید ۱۰۰ شده است ، این بدافزار نه ریه ها را درگیر میکند و نه سرفه های بلاانقطاع بلکه مرگ تدریجی و دردناک شخصیت و هویت و آزادگی انسان ها را به خروجی آن می رساند. این که انسانیت فرد را در گاوصندوق شرافت اش قرار دهد و برای زیست بهتر و دستیابی به زندگی راحت تر و لاکچری تر دچار دگردیسی کند فقط در درون هسته ای بی ریشه بنام ریاکاری امکان رسیدن به آمال و آرزوها خواهدبود. ریاکاری تو را در درون خودت با نقابهایی گوناگون باز آفرینی میکند ، شخصیتی را در تو متولد میکند که با اصل خودت در تعارض وضدیت است و تورا به شکلی ناخواسته در چاه ویل ناپاکی ها به سقوط می کشاند . ریاکاری در مقابل واقعیت ها نام های مختلفی را می زاید ، دامهایی بنام مصلحت اندیشی ومحافظه کاری های بی منطق ، پاک کردن صورت مسئله ها ، فرار روبه جلو و هرروز بنا به مقتضیات نقابی تازه بر چهره نهادن .یک روز تبدیل به یک مذهبی تمام عیار وکاتولیک تر از پاپ میشوی ، روزی دیگر یک نهیلیسم کامل را به نمایش می گذاری ، گاه گذشته ات را باتمام قوا سعی در پنهان کردن اش داری تا آنی نباشی که دراصل هستی ، گاه با تمام قدرت فریاد و شعارهای بی مبنا را از گلوی خراشیده ات به بیرون هُل می دهی ، گاه زیر لب زمزمه هایی از نوع دعا برمی آوری ، در نزد فرزندت سیگار دود میکنی و خشمگینانه بر او نهیب میزنی که مضرات سیگار چنین است و چنان ، گاه در نعمات مترتب ازاین ریاکاری هلهله میکنی و گاه میگویی مردم لُنگ ببندند و اشکنه پیاز بخورند تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گوی استکبار و بعد بادگلوی روشنفکری چاق میکنی ، گاه نقد میکنی اما نقدی ملوسانه که نه سیخ بسوزد و نه کباب وگاه چنان در اتصال به قدرت قافیه میبازی که نقاد را ازدم تیغ هم میگذرانی . گاه دکمه پیراهن تا آخر میبندی که نفس ات را بند می آورد و داغ مهر برپیشانی میگذاری وگاه با انواع رانت و ارتباطات تلفنی مشکلاتت را چون یک راحت الحلقوم قورت می دهی ، گاه باادعای فهم ودانش از همه چیز زبان میگشایی و دچار سندروم خود بهتربینی می شوی و کف به دهان می آوری که محیط زیست و سفره های آب زیرزمینی درحال مرگ هستند اما خودت چاه غیرمجاز حفرمیکنی ، گاه کور خود وبینای دیگران می شوی و مرگ را برای همسایه میخواهی و قس علیهذا. ریا کاری انسان را ازدرون تخلیه میکند و آدمی عاریتی از تو می سازد که به تمام افراد خانواده ات نیز تزریق میشود و این مرگ تدریجی یک جامعه ای است که هیچگاه رنگ آرامش و آسایش را نخواهد دید…!!!