یادداشت – عادی شدن جنگ وبی حسی جامعه…!!!

امروز خراسان جنوبی  – محمدراعی فرد
هر کشوری باهر سیستم حکمرانی پایه و اساس اش داشتن جایگاه مردمی و اعتماد آنان به حاکمیت آن است لذا هر قدر عاملیت مردم در آن دولتها کم رنگتر شود به همان میزان ساختار دولتها متزلزل تر و ناکارآمدتر خواهدشد ، لذا حضور باکیفیت و اثر گذار مردم از طریق نمایندگان آنان از سوی احزاب شناسنامه دار وقوی اعمال می گردد آن هم درانتخاباتی قانونی و آزاد. لذا در زمانهای بحران این مردم اند که از مجاری قانونی مستحکم و شفاف توان ماندگاری کشورشان را به منصه ظهور می رسانند.جنگها و کشتارهای تاریخی و تضییقاتی که از آن باب بر جامعه بار میشود زمانی به نتیجه مطلوب می رسد که مردم در مسابقه ماراتن نفس گیر تاب آوری نقش اصلی خود را ایفا کنند ، تاب آوری اما زیرساختهایی را میطلبد که بر مبنای آنها باید تحلیل کرد ، در جامعه ای که قانون حرف اول را میزند و عدالت اجتماعی یکی از ارکان اصلی آن است و شکافها و فواصل طبقاتی در حداقل خود قرار دارد معمولا تاب آوری اجتماعی در سطحی بالا رخ مینماید چرا که اصل ارجحیت منافع جمعی بجای منافع شخصی و گروهی و حزبی است . وقتی چنین شرایطی وجود ندارد و یا درحداقل ممکن قابل رویت است طبیعتا تاب آوری به حداقل خود و به کمترین حدخود دست می یابد ، لذا فشارهای اقتصادی و رکود و تورم هایی که به سمت و سوی اَبَرتورم  پیش می رود آنچنان مردم را دچار سرگردانی و بی انگیزگی و ناامیدی  می کند که آنان را به ماندگاری و زنده بودن باحداقلهای ممکن پیش می برد و دربرابر بحرانهای گوناگون از خود عکس العملی جمعی را بر نمی تابند و مشکلات و بحرانها را در درون خود به شکل عادت می پذیرند ، مشکل برق برای شان عادت می شود ، مشکل آب و گاز هم برای شان عادت میشود ، مشکلهای عمیق اقتصادی نیز برای شان عادت میشود ، مشکلات بانکی و بهداشت و درمان هم برای آنان عادت میشود و تبدیل می شوند به مردم عادت ، در زمان جنگ هم شرایط به همین گونه پیش می رود و دچار بیحسی در قبال بسیاری از مسائل میشوند لذا  در کوتاه مدتی چندساله تاب آوری را در خود سست و در حال ریزش می بینند. وقتی نتوان مردم را به زور شعار سیر کرد و رختی برتن آنان پوشاند ، وقتی فواصل وحشتناک گسلهای طبقاتی به جان مردم فرو می ریزد ، وقتی عدالت اجتماعی را فقط می توان نوشت درحالی که کمتر به چشم می آید  ، وقتی تبعیض اوج بگیرد و هر گروه وگروهکی برای بقای خود دست به غارت میزند و اکثریت مردم در سخت ترین شرایط اقتصادی به جنگی نابرابر با واقعیتهای جامعه درگیر هستند نباید انتظار معجزه ای از آنان داشت آن هم مردمی که همواره پای کار بوده اند اما کمترین چشم انداز روشنی از آینده ندارند ، لذا آنچنان که گفته شد ، تاب آوری زیر مجموعه ها وزیرساختهایی دارد که بسیار کم رنگ وکم رمق دیده میشود ، تورمهای متوالی و گاه هفتگی تیر خلاصی است بر عاملیت مردم در تصمیم گیریها و تصمیم سازی ها ، و چون سیستم بروکراسی هیچگاه به قلمرو آسیب شناسی و به دنبال علتها گشتن نبوده و نیست بازهم تاکید میکنیم که به شکلی نامحسوس ، جامعه عاملیت خود را قدم به قدم از دست می دهد. جنگها هیچگاه پیروز واقعی نداشته اند لذا با هرروش و استعاره و امکانی باید از آن به شدت دور شد تا در شرایطی آرام وبدون شعار و با عقلانیت ، دست به تغییرات عمیق ساختارهای موجود و نقاط ضعف موجود زد…!!!