مهندسی بقا در نقطه صفر مرزی/ رمزگشایی از حیات در جغرافیای چاه‌عباس

مرز، در منطق نهبندان، یک موقعیت تحمیلی است که زیستن در آن، به معنای مبارزه دائمی با جبر طبیعت است. دهگردشی تیم مدیریتی این شهرستان یک ممیزی واقعیت در لبه‌ نقشه بود. جایی که سیاست‌گذاران ناچار شدند میان غبار برخاسته از زمین و ارقام بودجه، سنخیتی معنادار پیدا کنند.

تزریق زیرساخت به قلبِ بن‌بست
در منطقه «چاه‌عباس اردونی»، آغاز فاز چهارم کلان‌پروژه‌ آبرسانی عشایری، فراتر از لوله‌گذاری و حفر چاه است. این پروژه، در واقع بازتعریف ماندگاری در نوار مرزی است. وقتی فاز چهارم آبرسانی «خواجه منجیکو» کلید می‌خورد، در حقیقت یک متابولیسم جدید به کالبد بیابان تزریق می‌شود تا ایستادگی عشایر، از یک عمل قهرمانانه به یک روال زیستی استاندارد تبدیل شود. تحویل ناوگان آبرسان ۱۵ میلیارد تومانی نیز، مهر تأییدی بر این لجستیک حیات بود که نشان می‌دهد حاکمیت، هزینه‌ سنگین حفظ جمعیت در نقاط استراتژیک را پذیرفته است.

جراحی انزوا
مصطفی نخعی در این پیمایش میدانی، از زبانی متفاوت برای تبیین چالش‌ها استفاده کرد. او توسعه را نه در کلمات، بلکه در شریان‌های ارتباطی جست‌وجو می‌کند. نوسازی روکش آسفالت، در این منطق، ابزاری برای شکستن انزوای جغرافیایی است. اما ضلع سوم این مثلث، تجارت مرزی یا همان پروژه‌ نیمه‌تمام کولبری است. نخعی با نقد صریح لکنت‌های اجرایی، خواستار تسریع فرآیند تبدیل قانون به نان شد. او معتقد است که قانون تصویب‌شده، تا زمانی که در سفره‌ مرزنشین اثر نکند، صرفاً یک آرایه حقوقی است و دستگاه‌های اجرایی موظف‌اند این ایست عملیاتی» را به نفع مرزنشینان بشکنند.

تماشای نتایج
نتیجه در میان مزارع غلات رقم خورد. تماشای دروی گندم، مشاهده‌ مستقیم خروجی سیستم بود. زمینی که در اوج تنش آبی، گندم تحویل می‌دهد، نشان‌دهنده آن است که اگر مدیریت منابع با اراده‌ سیاسی هم‌راستا شود، حتی در سخت‌ترین مدار مرزی هم می‌توان به اقتدار غذایی رسید. نهبندان امروز، صحنه‌ جدال برنامه‌ریزی با فرسایش است؛ جدالی که در آن، هر کیلومتر لوله‌گذاری و هر متر آسفالت، یک سنگر جدید برای حفظ تمدن در مرزهای شرق محسوب می‌شود.