سوراخ امنیتی در بازار

وقتی بتن و آهن دیگر سدی در برابر طمع نباشند و امنیت در برخی نقاط حساس شهر به ضخامت یک لایه سیمان تقلیل یابد، زمان آن رسیده که فراتر از گزارش‌های رسمی به لایه‌های زیرین حوادث نگاه کنیم. وقوع دو سرقت گسترده از طلافروشی‌های بیرجند در بازه زمانی کوتاه ۱۰ روزه، بیش از آنکه یک اتفاق تصادفی باشد، نشان‌دهنده ظهور یک الگوی جرم‌شناختی جدید در بازار شهر است؛ الگویی که در آن سارقان، نقاط کور ساختاری را به درگاه‌های ورود تبدیل کرده‌اند. هرچند سارقان سرقت دوم پس از ۱۰ ساعت دستگیر شده اند اما ممکن است سرقت اول با دیوار شکنی از مغازه مجاور این جسارت را درسارقان دومین سرقت ایجاد کرده باشد البته اگر نتوان ارتباطی میان این سارقان بدست آورد.
نگاهی به پس زمینه این دو حادثه، تضادی تکان‌دهنده را آشکار می‌کند. در حادثه نخست که لرزه بر تن کسب‌وکارهای بازار انداخت، سارقان با روشی جسورانه و با تخریب دیوار مشترک از مغازه مجاور، راه خود را به قلب طلافروشی باز کردند. سرقت حدود چهار کیلوگرم طلا در آن پرونده، نشان از برنامه‌ریزی دقیق و شناخت کامل از نقاط ضعف بنا داشت. اما نکته‌ای که امروز بیش از هر چیز باعث ایجاد تردید در فضای بازار شده، وضعیت این پرونده است؛ پرونده‌ای که با گذشت ۱۰ روز، دقیقاً درهمان نقطه‌ای است که همچنان احساس امنیت را در بازار به چالش می‌کشد.

تکرار هراس‌انگیز
درست در حالی که بازار همچنان در انتظار خبر دستگیری عاملان سرقت اول بود، تاریخ در فاصله زمانی کوتاهی تکرار شد. اما این بار سارقان جسارت بیشتری به خرج دادند و مسیر ورود خود را از آسمان شهر انتخاب کردند. تخریب سقف واحد صنفی، راه ورود متهمان در سرقت دوم بود. نکته تأمل‌برانگیز، جسارت سارق دوم است؛ حال آنکه که هنوزصدای سرقت اول در گوش‌های شهر شنیده می شود و پلیس در جستجوی متهمان آن سرقت است. این جسارت، نشان می‌دهد که یا سارقان به سیستم‌های نظارتی اعتماد ندارند، یا متدهای تخریبی آن‌ها را به قدری سریع می‌کند که ریسک دستگیری را نادیده می‌گیرند.
در واکنش به این حادثه، فرمانده انتظامی استان خراسان جنوبی، از دستگیری سارق طلافروشی دوم در کمتر از ۱۰ ساعت و کشف کامل اموال مسروقه خبر داد. سردار حسن شجاعی‌نسب، گفت: سارقان سرقت پنج شنبه گذشته از طلافروشی در بازار بیرجند با عملیات ضربتی پلیس دستگیر و اموال مسروقه شامل ۴ کیلو طلا و تعدادی سکه طلا کشف و تحویل مالباخته شد. اگرچه این سرعت عمل در پرونده دوم یک موفقیت عملیاتی است، اما از دیدگاه تحلیل امنیتی، لزوماً پاسخگوی اضطراب بازار نیست. تضاد میان دستگیری ۱۰ ساعته در پرونده دوم و بی خبری۱۰ روزه در پرونده اول، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا ما با دو سطح متفاوت از مجرمان روبرو هستیم؟ آیا سارقان پرونده اول، در سطح حرفه‌ای‌تری از تخصص و پنهان‌کاری حرکت می‌کنند که سیستم‌های نظارتی فعلی را دور زده‌اند؟

الگوی تخریب در دو سرقت
اینجاست که باید به یک سؤال جدی‌تر پرداخت: پس از سرقت نخست، انتظار طبیعی این بود که یک ارزیابی فوری و فراگیر از وضعیت طلافروشی‌های شهر انجام شود؛ از بررسی سقف و دیوارهای مشترک گرفته تا ارزیابی کیفیت دوربین‌ها، دزدگیرها و پوشش تصویری معابر. اکنون که حادثه دوم پیش از بسته‌شدن پرونده نخست رخ داده، این سؤال مطرح می‌شود که میان این دو حادثه، چه اقدام عملی و پیشگیرانه‌ای صورت گرفته است که مانع از تکرار متد تخریب نشود؟
موضوع دیگر، پایش تصویری بازار بیرجند است. هر چند دراین مورد وعده هایی داده و در سال‌های اخیر بارها درباره ضرورت تقویت دوربین‌های شهری و صنفی صحبت شده، اما وقوع این دو حادثه نشان می‌دهد که شاید تعداد دوربین‌ها مهم نباشد، بلکه کیفیت تصویر، زاویه پوشش و نبود نقاط کور تعیین‌کننده است. وقتی سارقان از سقف و دیوار وارد می‌شوند، یعنی نقاط کوری در شبکه نظارتی وجود دارد که متهمان را در امان نگه داشته است.
در لایه‌های زیرین، تأکید شدید سردار شجاعی‌نسب بر رعایت الزامات ایمنی، تقویت استحکامات فیزیکی و هشدار به ترک‌فعل‌های احتمالی کسبه، در واقع اعترافی است به این حقیقت که تجهیزات امنیتی متداول، دیگر در برابر متدهای جدید سارقان بازدارنده نیستند. وقتی پلیس بر تقویت سقف‌ها و دیوارها تأکید می‌کند، در واقع به طلافروشان هشدار می‌دهد که در محیطی فعالیت می‌کنند که ابراز های امنیتی باید تقویت شود.

انتظار جامعه
البته باید واقع‌بین بود؛ وقوع چند حادثه در یک صنف خاص، به‌تنهایی به معنای ناامن شدن کل شهر بیرجند نیست. یک شهر می‌تواند در شاخص‌های کلی امنیتی وضعیت مناسبی داشته باشد، اما در عین حال با یک الگوی جدید یا یک ضعف مشخص در امنیت صنفی مواجه شود. اما همین تصویر کلی مثبت از امنیت شهر، مسئولیت دستگاه‌های مربوط را بیشتر می‌کند. جامعه‌ای که به امنیت شهر خود اعتماد دارد، انتظار دارد پس از یک حادثه غیرعادی، پاسخ سریع، شفاف و پیشگیرانه ببیند، نه صرفاً خبر دستگیری یک متهم پس از وقوع جرم.
اکنون بیرجند در وضعیتی است که در آن، امنیت بازار طلا میان دستگیری‌های غافلگیرانه و پرونده‌های گشوده در نوسان است. ارتباط یا عدم ارتباط این دو سرقت، موضوعی است که تنها پلیس می‌تواند آن را تأیید کند، اما شباهت زمانی و انتخاب یک صنف مشخص، هر کسی را به فکر فرو می‌برد. مطالبه امروز بازار بیرجند، تنها دستگیری سارقان نیست. مطالبه اصلی این است که مشخص شود چرا دو واحد صنفی حساس در فاصله‌ای کوتاه هدف قرار گرفته‌اند و کدام ضعف‌های ساختاری در بازار وجود دارد که سارقان را به تخریب سقف و دیوار ترغیب کرده است. اگر سقف‌ها و دیوارها دیگر امن نباشند و دستگیری‌ها تنها برای سارقان غیرحرفه‌ای رخ دهد، طلافروشان شهر با چه تضمینی باید باور کنند که امشب، از زیر یا روی زمین از دیوار مجاور یا غیر مجاور، هدف طمع سارقان قرار نمی گیرند؟ پاسخ به این سؤال، در دستگیر کردن یک نفر نیست، بلکه در بستن سوراخ‌های امنیتی است که سارقان را به بازار دعوت کرده است.