خانه ای که او ساخت

گاهی یک شهر، خاطراتش را در نام یک انسان خلاصه می‌کند. برای ورزش بیرجند، «محمد مهرور» فقط یک مدیر نبود؛ معمار خانه‌ای بود که دیوارهایش از غیرت، رفاقت و تلاش ساخته شد و سقفش هنوز بر سر نسل‌های ورزشکار این شهر سایه انداخته است.
تعدادی از پیشکسوتان ورزش شهرستان بیرجند در اقدامی تحسین‌برانگیز با سفر به مشهد به دیدار «محمد مهرور»، اولین مدیر تربیت بدنی شهرستان بیرجند رفتند.
گذشتن از مرز ۸۵ سالگی، درگیری چندساله با بیماری، سختی‌های درمان و… هیچ‌کدام هنوز نتوانسته‌اند صلابتش را از او بگیرند. با وجود همه این مشکلات و در حالی که سال‌ها از زمان مسئولیتش در ورزش بیرجند می‌گذرد، همچنان دغدغه ورزش این دیار را دارد.

هر چه کرده‌ام وظیفه بود
طی این سال‌ها بارها با او به گفتگو نشسته‌ام، گفتگوهایی که هر کدام‌شان برایم درس‌های فراوانی در پی داشت. هنوز هم برای احوالپرسی و هم پرسش‌هایی که در مورد مسائل تاریخ ورزش بیرجند برایم مطرح می‌شود، با او تماس می‌گیرم. تماس‌هایی که به سبب رعایت حال او، همیشه کوتاه و چند دقیقه‌ای است که یکی از آخرین موارد در مورد مطلب مرحوم «منوچهر شمشیری» بود که چندی قبل به چاپ رسید. از ورزش این دیار که سخن به میان می‌آید، تمام وجودش را غیرتی مثال‌زدنی که از دلسوزی بی‌حد برخاسته، فرا می‌گیرد. این که فلان طرح چرا اجرا نشده؟ چرا به افراد دلسوز کمتر بها داده می‌شود؟ و خیلی چراهای دیگر، هنوز جزو دغدغه‌های اوست. کمتر از خود می‌گوید. این که برای تشویق ورزشکاران، در حالی که بودجه‌ای برای این کار در اختیار نداشت، گاه از جیب شخصی هزینه می‌کرد، یا این که زمین استادیوم ورزشی آزادی بیرجند از املاک موروثی خانوادگی او بوده که برای ساخت ورزشگاه اهدا شده و خیلی موارد این‌چنینی دیگر را دیگران در مورد او گفته‌اند. چندی قبل وقتی به این دغدغه‌مندی او اشاره کردم، بدون مکث عنوان کرد: «هر چه کرده‌ام، یک وظیفه برای خدمت به پیشرفت ورزش دیارم بوده. ورزش یکی از اجزای اصلی زندگی من است. در منزل ما فقط یک شبکه تلویزیونی استفاده می‌شود، آن هم ورزش است.»

توبیخ برای پیگیری‌ها!
محمد مهرور، نامی که با تاریخ ورزش شهرستان بیرجند گره خورده است. کسی که چندین دهه مرد اول تربیت بدنی شهرستان بیرجند بود و توانست تحولات شگرفی در ورزش این دیار ایجاد کند. در رشته‌هایی که تخصص داشت با تخصصش و در رشته‌های دیگر هم با مدیریت خوب توانست ورزش شهر را متحول کرده و افتخارات زیادی را چه به عنوان ورزشکار و چه مسئول، به ارمغان آورد. اولین نکته‌ای که در مصاحبت با او حس می‌کنی، صمیمیت زیادش است. او اعتقاد دارد بیشتر موفقیتش در طول ۳۵ سال مسئولیت در تربیت بدنی بیرجند و بعد خراسان، مرهون رفاقت و همدلی با کارکنان و ورزشکاران بوده است. مهرور در دوران مسئولیت، به همان اندازه که با زیرمجموعه خود صمیمی و رفیق بود، در مورد گرفتن امتیاز از بالادستی‌ها جدی و پیگیر بود و با همین روحیه در دهه ۶۰ برای شهر بیرجند هم خوابگاه ورزشی ساخت و هم سلف‌سرویس که متأسفانه در حال حاضر هیچ‌کدام را نداریم! او هیچ‌گاه به این فکر نکرد مسیری را انتخاب کند که به ماندن در سمت به او کمک کند. این عبارت را بارها از او شنیده‌ام: «به هیچ عنوان برایم مهم نبوده که مسئولیت را از من بگیرند و بنابراین یکی از افتخاراتم این است که طی سال‌های مسئولیت به خاطر پیگیری‌های زیاد، بارها از جانب مسئولان توبیخ شدم، چون می‌گفتم من اینجا با مشکلات از نزدیک مواجه هستم و نیازها را بهتر می‌شناسم…».

ماندگاری خدمت صادقانه
اما چند روز قبل در حرکتی زیبا و شایسته، تعدادی از پیشکسوتان ورزش شهرستان بیرجند، کسانی که از نزدیک شاهد دلسوزی‌ها و تلاش‌های «مهرور» برای ورزش این دیار بوده‌اند و حالا هم کم و بیش جویای احوال او هستند، در حرکتی زیبا به قصد دیدار این اسطوره ورزش، با سفر به مشهد مقدس به دیدار او رفتند. دیداری که افسوس نگارنده را به خاطر عدم توفیق در همراهی این عزیزان، به دنبال داشت. حرکتی که نشان‌دهنده قدرشناسی این عزیزان از یک سو و جایگاه والای «محمد مهرور» در بین ورزشکاران آن عصر از سوی دیگر می‌باشد. حرکتی که نشان می‌دهد خدمت صادقانه و عاشقانه حتی با گذشت چندین دهه، هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.

از شوق خوابم نبرد
شاگردان قدیمی که هر کدام افتخارات زیادی را در دوره مدیریت قوی و در عین حال رفاقتی «مهرور» در کارنامه دارند، به بیان خاطرات خود می‌پردازند. مهرور هم که هر کدام آن‌ها را به اندازه یک عضو خانواده دوست می‌دارد و از دیدار این شاگردان قدیمی روحیه‌ای تازه گرفته، با بیانی که گاه به بغض آمیخته می‌شود، آنان را همراهی می‌کند. از دورانی که امکانات ورزشی بی‌اندازه کم بود، ورزشکارانی که گاه ناچار می‌شدند در چند رشته به میدان بروند و افتخاراتی که با همه این کمبودها در استان پهناور خراسان که مسابقاتش کم از یک قهرمانی کشور نبود، شکل می‌گرفت.
این اقدام برای مهرور آن‌قدر روحیه‌بخش بود که در آخرین گفتگوی تلفنی قبل از چاپ، ضمن اظهار لطف به نگارنده، عنوان کرد: «باور کنید شب قبلش از شدت شوق دیدار این عزیزان خوابم نبرد، چون همه آن‌ها را از صمیم دل دوست دارم.»