جزئیات سرقت ساعت میلیاردی سفیر فیلیپین

سرهنگ افشار سرکلانتر دوم پایتخت، در تشریح این پرونده گفت: در بررسیهای اولیه مشخص شد فردی که همراه همسرش برای انجام امور سرایداری و نگهداری از فرزند خانواده در این منزل مشغول کار بوده، یک ساعت مچی طلا به ارزش تقریبی ۵میلیارد تومان را سرقت کرده و متواری شده است. وی ادامه داد: ماموران با انجام اقدامات اطلاعاتی و تخصصی، هویت متهم را شناسایی کردند و مشخص شد او به اسلامشهر گریخته. در نهایت، ساعت ۱۸ همان روز، یعنی کمتر از شش ساعت پس از اعلام سرقت شناسایی و دستگیر شد.
به گفته سرهنگ افشار، در بازرسی از محل سکونت متهم، ساعت مچی مسروقه کشف و بهعنوان مال سرقتشده صورتجلسه شد.
عدم تکمیل بررسی سوابق پیش از استخدام
وی درباره نحوه ورود متهم و همسرش به منزل این خانواده گفت: بررسیها نشان میدهد این افراد از طریق یک آگهی کاری با خانواده آشنا شده و پس از توافق برای انجام امور سرایداری و نگهداری از فرزند در منزل مشغول کار شده بودند.
سرکلانتر دوم پلیس پیشگیری تهران بزرگ تصریح کرد: متهم پیش از شروع بهکار، وعده ارائه گواهی عدم سوءپیشینه داده بود، اما پیش از تکمیل بررسیهای لازم درباره سوابق، او و همسرش وارد منزل شده و مشغول کار شدهاند. وی افزود: با توجه به نوع فعالیت متهم بهعنوان سرایدار و فعالیت همسرش بهعنوان پرستار فرزند، این افراد به بخشهای مختلف منزل دسترسی داشتهاند و همین دسترسی، زمینه آشنایی آنها با محیط داخلی منزل و محل نگهداری برخی اموال را فراهم کرده است.
سرهنگ افشار تاکید کرد: این پرونده اهمیت احراز هویت، بررسی دقیق سوابق و دریافت گواهی معتبر عدم سوءپیشینه پیش از بهکارگیری نیروهای خدماتی و ورود آنان به حریم خصوصی منازل را نشان میدهد.
سابقه قبلی متهم
سرهنگ افشار در ادامه از وجود سابقه کیفری برای متهم خبر داد و گفت: این فرد در شهریور سال ۱۴۰۲ سابقه سرقت داشته و در آن مقطع در یک باشگاه ورزشی در خیابان هنگام مشغول کار بوده است. طبق بررسیهای انجامشده او طی حدود شش ماه اقدام به سرقت تدریجی برخی اموال از محل کرده بود که ارزش اموال سرقتشده حدود ۱۰۰میلیون تومان برآورد شد. متهم در پرونده قبلی دستگیر و به تحمل شش ماه حبس محکوم و در نوروز سال ۱۴۰۳ از زندان آزاد شد.
وی تاکید کرد: با توجه به سوابق متهم، نحوه دسترسی وی به منزل و روند شناسایی و کشف مال مسروقه، تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن ابعاد مختلف پرونده و بررسی نحوه و انگیزه وقوع سرقت ادامه دارد.
ماهی ۱۲۰ میلیون تومان حقوق میگرفتم
مرد ۳۷ساله در گفتوگو با جامجم درباره جزئیات سرقت ساعت ۵میلیارد تومانی از خانه سفیر فیلیپین توضیح داد که در ادامه آن را میخوانید.
چگونه وارد خانه سفیر شدی؟
چند ماه قبل در سایت دیوار آگهی استخدام سرایدار را دیدم و همراه همسرم برای کار مراجعه کردیم. بعد از صحبت با همسر سفیر، قرار شد بهعنوان سرایدار و نظافتچی یک ماه بهصورت آزمایشی مشغول کار شوم و همسرم هم پرستار کودک یکساله آنها باشد.
چقدر حقوق میگرفتی؟
ماهی ۵۰۰دلار که حدودا ۱۲۰میلیون تومان میشد.
از تو درخواست سوء پیشینه نشد؟
سه بار درخواست کردند. گفتم آن را برایتان میآورم و آنها هم قبول کردند بعدا گواهی سوء پیشینه را تحویل دهم.
تو که میدانستی سابقهداری؟
تصور میکردم، چون حبسش را کشیدهام و دو سال از آن ماجرا گذشته، سابقهام پاک میشود.
چرا به زندان افتادی؟
در یک باشگاه بهعنوان سرایدار و نظافتچی مشغول کار بودم. از کمد ورزشکاران باشگاه پول، طلا و لوازم سرقت میکردم و با شکایت مدیر باشگاه دستگیر شدم.
ساعت را چطور سرقت کردی؟
میدانستم ساعت سفیر از جنس طلا و برلیان است و قیمت بالایی دارد. آن را برداشتم و از خانه خارج شدم. به اسلامشهر رفتم تا برای سفر به غرب کشور آماده شوم که ماموران رسیدند و دستگیرم کردند. وقتی دستگیر شدم، فهمیدم ساعت ۵میلیارد تومان ارزش دارد.
قتل شوهر به دلیل دوستان ناباب

سرهنگ مرتضی نثاری معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف این زن دیروز تیمی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران به محل جنایت رفتند و جسد مرد جوان را از داخل چاه ۲۵ متری خارج کردند. تحقیق از متهم زن ادامه دارد.
معمای زن گمشده و پژوپارس سوخته

غروب جمعه حوالی ساعت تقریبا شش و نیم بعد از ظهر سامیه نمردی به خانوادهاش گفت برای انجام کاری به مغازهاش در بندرعباس میرود و تا زمان صرف شام به خانه برمیگردد. سامیه از خانه بیرون رفت، اما وقتی زمان بازگشتش طولانی شد، برادرش با او تماس گرفت، اما تماسهایش بیپاسخ ماند.
خواهر سامیه به جامجم میگوید: «برای ما مشخص نیست چه کسی با خواهرم تماس گرفت یا چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفت از خانه خارج شود. پس از اینکه تماسهای برادرم با سامیه بدون پاسخ ماند، خواهرم ساعت ۲۲:۴۵ همان شب تماس گرفت و گفت نزدیک خانه هستم. ۳۰دقیقه از آخرین پیامش گذشته بود که دوباره به برادرم پیام داد و گفت کار دارم و دیر به خانه میرسم. همینطور که خانواده منتظر بازگشتش بودند، ساعت ۳ بامداد روز شنبه یکی از همشهریهایمان تماس گرفت و گفت یک خودروی پژو پارس سفید آتش گرفته و با توجه به پلاکش فکر میکنم متعلق به سامیه باشد. برادرم به محل رفت و دید ماشین کاملا سوخته. آنها شروع به جستوجو در داخل ماشین کردند، اما هیچ اثری از وجود سامیه در آن نبود. چند کیلومتری اطراف ماشین را گشتند، اما هیچ اثری از خواهرم پیدا نشد.»
او در ادامه میگوید: «خواهرم یک دختر ۱۱ساله دارد، اما از شوهرش جدا شده است. البته ما از این موضوع اطلاع نداشتیم. زیرا چیزی از زندگیاش به ما نمیگفت. روزی که سامیه از خانه خارج شد، عروسمان متوجه تغییر رفتارهایش شد و گفت آن روز سرش دائم در گوشی تلفن بود و مدام از مرگ صحبت میکرد. او همان موقع از خواهرم پرسیده بود چیزی شده یا اتفاقی رخ داده که گفته بود چیزی نیست. از زمانی که سامیه مفقود شده، خانه ما آرامش خود را از دست داده و دست کمی از خانهای که مراسم عزا در آن برگزار کردهاند ندارد. خواهرم آن روز به جز یک گوشواره و گردنبند وسیله خاص دیگری همراهش نبود. سامیه با هیچکس دشمنی نداشت و سرش به زندگی خودش گرم بود. رفتارش اینطور نبود که مثلا کسی به گروگانگیری فکر کند. شاید کسی میدانست که خواهرم آخر هفته به روستای ما و خانه مادرمان میآید. هر کسی بود حداقل ماشینش را میسوزاند و به خودش کاری نداشت. در حال حاضر پرونده سامیه در اداره آگاهی سیریک است. به خودم گفتم باید این موضوع را رسانهای کنم. چون پای جان یک انسان در میان است؛ انسانی که یک فرزند دارد و فرزندش چشم به راه اوست. از پلیس آگاهی سیریک تقاضا داریم هرچه سریعتر پرونده خواهرم را پیگیری کنند و پروندهاش را به نتیجه برسانند.»
برادر سامیه نیز در توضیح روند رسیدگی به پرونده مفقودی خواهرش به جامجم میگوید: «در فیلم دوربین مداربسته دیدم یک نفر که هویت او نامشخص است، ماشین خواهرم را آتش میزند. ما به چند نفر مظنون هستیم، اما هنوز هیچکس دستگیر نشده. امیدواریم پلیس آگاهی رد و نشانی از خواهرم پیدا کند.»
پایان خونین کلکلهای نوجوانانه
بهگزارش خبرگزاری فارس، روایتهای متعددی در فضای مجازی دستبهدست میشود که ادعا میکنند در جریان یک رویارویی خیابانی، دختری ۱۵ ساله بهنام سارینا پس از ردوبدل شدن الفاظ تند، با چاقو ضربهای به قلب نوجوانی بهنام علی وارد کرده و باعث مرگ او شده است.
تحقیقات دراینباره آغاز و معلوم شد ماجرا از این قرار است که چندروز پیش در یکی از پارکهای اهواز (پارک کوثر)، درگیری و نزاعی میان چند نوجوان شکل میگیرد. ماجرا از یک مشاجره و نزاع لفظی میان دو دختر نوجوان (معروف به سارینا و ملیکا) و پسرانی که با آن دو دوست بودند، شروع میشود.
در جریان این درگیری، مشاجره بالا گرفته و سارینا با یک سلاح سرد ضربهای بهصورت پسر نوجوانی که دوست ملیکا بوده، وارد میکند. با بالاگرفتن نزاع، دوستان دیگر دو طرف (چند پسر جوان) وارد درگیری میشوند و دعوای گروهی شکل میگیرد. در جریان این نزاع خونین، ضربهای به یکی از نوجوانان حاضر در صحنه وارد شده و جان او را میگیرد.
پلیس با اشراف اطلاعاتی بهموقع، بلافاصله وارد عمل شد و تاکنون چند نفر از افراد اصلی شرکتکننده در این نزاع دستهجمعی شناسایی و توسط پلیس دستگیر شدهاند.
برخلاف شایعات و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بررسیها نشان میدهد عامل قتل این نوجوان یک دختر نبوده است.
شوهرکشی در خانهباغ لواسان
پرونده گم شدن یک مرد جوان با شکایت دوستش به ماجرایی جنایی گره خورد که همسر او رقم زده بود.
به گزارش همشهری آنلاین روز شنبه یازدهم مهر امسال مردی به اداره پلیس در لواسانات تهران رفت و اعلام کرد دوستش به طرز مشکوکی ناپدید شده است.
او در تشریح ماجرا گفت: بصیر ۳۷ ساله و تبعه افغان است. بصیر و همسرش به عنوان سرایدار در خانه باغی در یکی از روستاهای لواسانات زندگی میکنند. صاحبخانه خیلی کم به آنجا تردد دارد. آخرین بار روز جمعه دوستم را دیدم و بعداز آن تلفنش را جواب نداد و خاموش شد.
قتل برادر در دعوای خانوادگی
وی ادامه داد: چند مرتبه مقابل خانهشان رفتم که همسرش گفت خانه نیست. آخرین بار مدعی شد شوهرش به افغانستان رفته و او نیز به زودی به آنجا میرود. آنها با هم اختلاف و درگیری داشتند. اگر بصیر میخواست به افغانستان بازگردد، از من خداحافظی میکرد. میترسم زنش بلایی سر او آورده باشد.
پس از این شکایت پروندهای در این رابطه تشکیل و تحقیقات ماموران پلیس آگاهی تهران آغاز شد.
کشف رد خون در خانه مرد گمشده
زن بصیر به اداره پلیس احضار و در تحقیقات گفت: من و شوهرم ۲ سال قبل ازدواج کردیم و از افغانستان به تهران آمدیم. او مدتی در کارگاه ساختمانی کار میکرد و از یک سال قبل برای سرایداری خانه باغ ویلایی به یکی از روستاهای لواسانات تهران آمدیم. اختلاف و درگیری نداشتیم. چون مادرشوهرم بیمار بود، شوهرم برای دیدن او به افغانستان رفت و به زودی بازمیگردد. دوست شوهرم دروغ میگوید. من قرار نیست جایی بروم.
با توجه به اظهارات زن و گفتههای دوست مرد سرایدار، پلیس احتمال داد ممکن است او به قتل رسیده باشد. درادامه تیمی از ماموران برای بررسی خانه زوج سرایدار به خانه باغ روستایی اعزام شدند و پی بردند بخشی از فرش خانه که رگههای خون روی آن مانده به تازگی شسته شده است. رد خون خشکشده هم روی دیوار دیده میشد. گروه خون کشفشده با گروه خون مرد گمشده بررسی و با توجه به آن فرضیه قتل مرد پررنگ شد.
با ۷ ضربه چاقو کشتمش
با بازداشت زن سرایدار با دستور قضایی و انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران، متهم سرانجام عصر یکشنبه به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: شوهرم مدتی بود دوستانش را برای خوشگذرانی به خانه میآورد. من از این کار او خوشم نمیآمد و سر این موضوع با هم درگیر بودیم. دوستان او افراد درستی نبودند و برایم ایجاد مزاحمت میکردند و رفتار مناسبی با من نداشتند. دیگر از این وضع و نیتهای بد آنها نسبت به خودم خسته شده بودم.
وی افزود: جمعه شب سر همین موضوع با شوهرم جر و بحثم شد و دعوایمان بالا گرفت. من از اینکه او حاضر نمیشد از دوستانش دور شود عصبانی شدم و با برداشتن چاقویی از آشپزخانه به شوهرم حمله کردم و تصور میکنم با ۷ ضربه او را کشتم. چاقو را شستم و پنهان کردم. مانده بودم با جسد او چه کنم.
متهم اظهار کرد: میترسیدم دیر یا زود کسی متوجه غیبت شوهرم شود و ماجرا لو برود که یاد چاه باغ افتادم. نیمهشب او را به داخل چاه انداختم و روی آن را مسدود کردم. روز بعد که دوستش سراغش آمد به دروغ وانمود کردم به افغانستان رفته، اما او شک کرد و به پلیس خبر داد که لو رفتم و دستگیر شدم.
سرهنگ مرتضی نثاری معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر گفت: با اعتراف این زن، دیروز تیمی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران به محل جنایت رفتند و جسد مرد جوان را از داخل چاه ۲۵ متری خارج کردند. تحقیق از متهم زن ادامه دارد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی