حوادث / سرقت ۵۰ میلیارد ریالی عروس از گاوصندوق خانواده شوهر!/حراج وسوسه‌انگیز «آیفون‌های دریایی» حقیقت دارد؟ / وقتی مقتول زنده می‌شود | پایان بازی ۹ ماهه پسری که نقشه قتل خودش را کشید/

سرقت ۵۰ میلیارد ریالی عروس از گاوصندوق خانواده شوهر!

رئیس پلیس آگاهی تهران، از دستگیری عروسی خبر داد که متهم است ۲۵۰ گرم طلای پدرشوهرش به ارزش ۵۰ میلیارد ریال را با بدل جایگزین و طلای اصلی را فروخته است.

متهمسرهنگ امین بیرانوند، در تشریح جزئیات پرونده اظهار کرد: پس از آنکه شاکی برای دسترسی به مدارک شناسایی خود گاوصندوق منزلش را باز کرد، متوجه وضعیت مشکوک طلاها شد و با بررسی بیشتر دریافت که زیورآلات اصلی با نمونه‌های بدلی جایگزین شده‌اند.

وی افزود: بررسی‌های اولیه نشان داد حدود ۲۵۰ گرم طلا به ارزش تقریبی ۵۰ میلیارد ریال به این شیوه به سرقت رفته است. پس از ارجاع پرونده به تیم مبارزه با سرقت منزل پایگاه چهارم پلیس آگاهی، کارآگاهان رسیدگی تخصصی به موضوع را در دستور کار قرار دادند.

رئیس پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه داد: با توجه به اینکه ساکنان ساختمان از اعضای یک خانواده بودند و هیچ‌گونه آثار تخریب یا ورود اجباری به منزل مشاهده نمی‌شد، احتمال ارتکاب سرقت از سوی فردی آشنا با محیط و شرایط خانه مطرح شد.

به گفته سرهنگ بیرانوند، کارآگاهان با انجام اقدامات پلیسی و بهره‌گیری از تصاویر دوربین‌های مداربسته محل سکونت مالباخته، سرنخ‌هایی به دست آوردند که در کنار سایر شواهد، ظن به نقش یکی از اعضای خانواده در سرقت را تقویت کرد. در ادامه مشخص شد عروس خانواده با برخی از بستگان همسرش اختلافات قدیمی داشته است.

با هماهنگی بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه ۱۵ تهران و رعایت ملاحظات خانوادگی، دستور احضار مظنون صادر شد. این زن پس از حضور در پایگاه و انکار اولیه اتهام، در مواجهه با شواهد و قرائن موجود به سرقت طلاها با نقشه قبلی اعتراف کرد.

سرهنگ بیرانوند درباره اعترافات متهم اظهار کرد: این زن مدعی شده است که اختلافات خانوادگی و آنچه تحقیر و توهین از سوی خواهر همسرش عنوان کرده، زمینه کینه‌ورزی او را فراهم کرده بود. وی همچنین گفته است با توجه به بیماری مادرشوهرش، نگران بوده که پس از فوت وی، طلاهای موروثی به خواهر همسرش برسد.

بر اساس اعترافات متهم، او از حدود دو ماه پیش با بهانه کمک و دلجویی، چندین بار به منزل پدرشوهرش مراجعه می‌کرده و با استفاده از کلید، گاوصندوق را باز می‌کرده است. وی از طلاها عکس می‌گرفته و تصاویر را برای ساخت نمونه‌های بدلی به طلافروشی‌ای در بازار طلافروشان تهران می‌فرستاده است.

این زن پس از آماده‌شدن بدل‌ها و پرداخت هزینه‌ای در حدود ۵۰۰ میلیون تومان، طلاهای بدلی را جایگزین طلاهای اصلی کرده و سپس طلاهای سرقت‌شده را با قیمتی پایین‌تر به خریدار اموال مسروقه در بازار طلافروشان تهران فروخته است.

رئیس پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ افزود: در ادامه تحقیقات و با دستور قضایی، فردی که طلاهای مسروقه را خریداری کرده بود، در تاریخ ۱۹ مهر ۱۴۰۵ در بازار طلافروشان تهران دستگیر و به مقر پلیس منتقل شد.

به گفته وی، این متهم نیز در جریان تحقیقات، خرید طلاهای مسروقه از زن دستگیرشده و واریز وجه به حساب وی را پذیرفت.

سرهنگ بیرانوند در پایان خاطرنشان کرد: تحقیقات تکمیلی برای بررسی ابعاد پرونده و تکمیل مستندات قضایی همچنان در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه دارد.

منبع: ایلنا

 

 

 

وقتی مقتول زنده می‌شود | پایان بازی ۹ ماهه پسری که نقشه قتل خودش را کشید

۹ ماه پس از تشکیل پرونده قتل جوانی که ظاهرا ربوده شده بود، در حالی که تحقیقات برای کشف اسرار این جنایت ادامه داشت، اتفاقی رخ داد که پلیس و خانواده مقتول را شوکه کرد.

متهم

همشهری آنلاین – حوادث: ماجرا از دی‌ماه سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که خانواده‌ای با مراجعه‌ به دادسرای جنایی تهران، از گم شدن پسر جوان خود به نام فرهاد خبر دادند. آنها می‌گفتند کردند که پسر ۲۳ ساله شان که در جست و جوی کار بوده از خانه خارج شده تا برای انجام مصاحبه کاری به یک شرکت برود اما دیگر به خانه برنگشته و به طرز مشکوکی ناپدید شده است.

آغاز یک تراژدی

با اظهارات خانواده فرهاد، پرونده‌ای در شعبه دهم دادسرای جنایی تهران تشکیل شد و تیم ویژه‌ای از کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی تهران مامور رسیدگی به این پرونده شدند. در حالی که بررسی‌ها آغاز شده بود پدر و مادر فرهاد پیامک مشکوکی دریافت کردند. پیامکی که از یک اتفاق شوم حکایت داشت. محتوای پیامک نشان می‌داد که فرهاد ربوده شده و افرادی که وی را گروگان گرفته‌اند با او اختلافات مالی داشته‌اند. هر چند در ابتدا به نظر می‌رسید که فرستنده پیامک قصد اخاذی دارد، اما وی در آخرین پیامک نوشت: دنبال پسرتان نگردید. هرگز جسد او را پیدا نخواهید کرد.

دریافت این پیامک، وحشت را بر تن خانواده فرهاد انداخت و فرضیه جنایت را پررنگ‌تر کرد. آنها بعد از دریافت این پیام راهی اداره پلیس شدند و موضوع را به ماموران گزارش کردند و به این ترتیب پرونده رنگ و بوی جنایی گرفت.

بن‌بست در تحقیقات

افراد ناشناس دیگر پیامکی برای خانواده فرهاد ارسال نکردند. همه شواهد از این حکایت داشت که احتمالا پسر جوان کشته شده است. کارآگاهان جنایی بلافاصله به بررسی اطلاعاتی و میدانی پرداختند. بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف آخرین محلی که فرهاد در آن دیده شده بود، نشان داد که او آخرین بار سوار بر خودرویی با پلاک مخدوش شده است. تلاش‌های پلیس برای شناسایی راننده آن خودرو و ردیابی مسیر حرکت، به دلیل عدم وجود سرنخ‌های واضح به بن‌بست رسید. اما این فرضیه قوت گرفت که فردی با برنامه ریزی قبلی، با فرهاد قرار گذاشته و او را ربوده و در نهایت به قتل رسانده است. شواهد نشان می داد که عامل جنایت، فردی آشنا بوده است. از سوی دیگر بررسی خط موبایلی که با آن به خانواده فرهاد، پیامک قتل او ارسال شده بود، نشان داد که سیم کارت اعتباری بوده و بعد در اطراف بیابان های تهران انداخته شده است.

۹ ماه بعد

ماه‌ها گذشت. داغ فراق و ناامیدی از پیدا کردن ردپایی از فرهاد، خانواده او را در بر گرفته بود. هیچ اثری از زنده بودن یا حتی جسد او وجود نداشت. آنها هر هفته راهی اداره پلیس و دادسرای جنایی تهران می شدند تا ببینند ردی از پسرشان به دست آمده تا نگرانی هایشان پایان یابد. آنها در جست و جوی خبری مبنی بر پیدا کردن جسد فرهاد و دستگیری قاتلانش بودند اما هربار با ناامیدی و بی خبری از سرنوشت پسرشان به خانه برمی گشتند. پرونده در میان انبوه پرونده‌های مفقودی راکد مانده بود؛ تا اینکه پس از گذشت ۹ ماه، یک سرنخ عجیب، تمام معادلات را تغییر داد.

سیم‌کارت رازگشا

چند روز پیش، سامانه‌های ردیابی پلیس از روشن شدن خط تلفن همراه متعلق به فرهاد در یکی از استان‌های جنوبی کشور خبر دادند. بلافاصله نیابت قضایی صادر شد و تیمی از ماموران پلیس به آدرس مورد نظر اعزام شدند.

بر خلاف تصورات اولیه پلیس و خانواده که منتظر کشف یک فاجعه هولناک بودند، کارآگاهان با صحنه‌ای غیرمنتظره روبه‌رو شدند. فرهاد نه تنها زنده بود، بلکه در یکی از کافه‌های ساحلی جنوب کشور مشغول به کار بود. او با دیدن ماموران، شوکه شد و اصلا تصورش را نمی کرد که سناریوی عجیبی که طراحی کرده، لو برود.

پس از انتقال فرهاد به اداره آگاهی و انجام تحقیقات از وی، انگیزه واقعی این سناریوی هولناک فاش شد. فرهاد در اعترافات خود گفت: از کودکی مدام خانواده‌ام مدام مرا تحقیر می‌کردند و زیر فشار روحی شدید بودم. همیشه مرا با هم سن و سال هایم مقایسه می کردند و این مسئله به شدت مرا آزار می داد. از این وضعیت خسته شده بودم و دلم می خواست به یک شکلی از آنها انتقام بگیرم. در نهایت تصمیم گرفتم ناپدید شوم تا نقش یک مقتول را بازی کنم. می‌خواستم آنها تا آخر عمر نگران من باشند و در حسرت حتی یک‌ وجب خاک یا قبر از من بمانند. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم پلیس دستم را رو کند.

وقتی مشخص که فرهاد، سناریوی ناپدید شدن خود را کارگردانی کرده است، معمای این پرونده عجیب که ماه ها تیم جنایی را سرکار گذاشته بود، فاش شد و تحقیقات در این باره همچنان ادامه دارد.

 

 

تله جدید کلاهبرداران سایبری در بازار موبایل؛

حراج وسوسه‌انگیز «آیفون‌های دریایی» حقیقت دارد؟

آیفون های دریایی
معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس فتا با هشدار نسبت به انتشار آگهی‌های فروش گوشی‌های تلفن همراه با قیمت‌های غیرمتعارف تحت عنوان محموله‌های آسیب‌دیده در دریا، از شهروندان خواست پیش از احراز اصالت کالا و هویت فروشنده، از واریز هرگونه وجه یا بیعانه خودداری کنند.

جام جم آنلاین – بازار خرید و فروش تلفن همراه بار دیگر شاهد ظهور ترفندهای جدیدی از سوی کلاهبرداران سایبری است. در حالی که بسیاری از شهروندان همواره به دنبال یافتن کالاها با قیمت‌های مناسب‌تر هستند، سودجویان با طراحی آگهی‌های فریبنده تحت عنوان «گوشی‌های محموله دریایی و آسیب‌دیده در آب» اقدام به سرقت مبالغ کلان از حساب کاربران می‌کنند.

 

تله بیعانه و آگهی‌های فریبنده در فضای مجازی

بر اساس هشدار رسمی سرهنگ جواد مختاررضایی، معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس فتا، کلاهبرداران با سوءاستفاده از میل طبیعی افراد به خرید ارزان‌قیمت، آگهی‌های غیرواقعی از گوشی‌های لوکس و پرچمدار منتشر می‌کنند. این افراد سودجو پس از جلب اعتماد طعمه‌های خود، مبالغی را تحت عناوین مختلف نظیر بیعانه، هزینه ارسال یا پیش‌پرداخت دریافت کرده و به محض واریز وجه، ارتباط خود را با خریدار به طور کامل قطع می‌کنند.

خوردگی پنهان؛ خطرات فنی خرید گوشی‌های رطوبت‌زده

اما ماجرا تنها به کلاهبرداری‌های مالی ختم نمی‌شود. حتی در مواردی که گوشی‌های آگهی‌شده واقعاً وجود خارجی داشته باشند، قرار گرفتن قطعات الکترونیکی در معرض آب‌شور دریا و رطوبت شدید، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به برد اصلی، باتری، نمایشگر و قطعات داخلی دستگاه وارد می‌کند. این خوردگی‌ها و اختلالات پنهان معمولاً در نگاه اول قابل تشخیص نیستند و پس از مدتی کوتاهی استفاده، دستگاه از کار افتاده و خسارت مالی سنگینی را به خریدار تحمیل می‌کند.

مخاطرات قانونی و قفل شدن گوشی در سامانه همتا

پلیس فتا همچنین نسبت به چالش‌های قانونی و مخابراتی این‌گونه خریدها هشدار داده است. بسیاری از این محموله‌ها به صورت غیرقانونی و قاچاق وارد کشور شده‌اند و در صورت نداشتن شرایط لازم برای ثبت در سامانه جامع همتا، امکان قطع کامل خدمات شبکه تلفن همراه و غیرقابل استفاده شدن دستگاه وجود دارد. پلیس از عموم مردم خواست تا در خریدهای اینترنتی نهایت هوشیاری را به خرج داده و تنها از فروشگاه‌های معتبر و دارای نماد اعتماد الکترونیکی خرید کنند.

سرعت بالا، دزد طلای زنان را گرفتار کرد

سارق
متهم سابقه‌دار که در پوشش مسافربر، زنان را ربوده و با تهدید به مرگ پول و طلاهای‌شان را سرقت می‌کرد، بازداشت شد. او در‌حالی جرایمش را انکار می‌کند که از سوی شاکیان زن مورد شناسایی قرار گرفته است.
به‌گزارش خبرنگار «جام‌جم»، از اوایل شهریور امسال زنان جوان و میانسال باحضور در شعبه دهم بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۴ تهران از دو مرد به‌اتهام آدم‌ربایی و سرقت مقرون‌به‌آزار شکایت کردند. با تحقیق از شاکیان زن معلوم شد آنها در غرب تهران به‌عنوان مسافر سوار خودروی پراید و ساینا شد‌ه‌اند. راننده میانسال یک کارتن روی صندلی جلو می‌گذاشت و مانع سوار‌شدن زنان روی این صندلی می‌شد و به‌ناچار آنها روی صندلی عقب و کنار همدست سارق می‌نشستند. بعداز طی مسافتی راننده تغییر مسیر می‌داد. در میانه راه چاقو را به‌سمت زنان مسافر می‌گرفتند، سرشان را زیر صندلی قرار داده و با خودشان می‌بردند و با تهدید پول و طلاهای‌شان را سرقت کرده و مالباختگان زن را از خودروی در‌حال‌حرکت بیرون می‌انداختند.

با افزایش شکایت‌های مشابه، تحقیقات پلیسی برای یافتن متهمان ادامه داشت تا این‌که دو هفته قبل مالک خودرو بازداشت شد. او در جریان تحقیقات مدعی بود که اشتبا‌ها بازداشت شده، اما شاکیان در مواجهه حضوری با وی، او را به‌عنوان همان راننده معرفی کردند. در ادامه ماموران از طریق تصاویر به‌دست آمده از همدست راننده، متوجه شدند او فردی سابقه‌دار است. متهم حدودا ۳۳ ساله تحت تعقیب پلیس بود که سرانجام دو‌روز پیش به‌خاطر رانندگی با سرعت بالا و در جریان تعقیب‌و‌گریز بازداشت شد و در اعترافاتش گفت: سابقه‌دار هستم، اما راننده بازداشت‌شده و شاکیان را نمی‌شناسم. اشتباهی بازداشت شده‌ام؛ چون گواهینامه نداشتم، فرار کردم.
در ادامه شاکیان او را به‌عنوان سارق اموال‌شان شناسایی کردند و او بازداشت شد.

صیاد خاکزاد، بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه ۳۴ تهران با تایید این خبر به «جام‌جم» گفت‌: متهمان در بازداشت به‌سر می‌برند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.

 

 

قاتل فراری در طویله مخفی شده بود

تازه دامادی که در درگیری مرتکب جنایت شده بود، از تهران گریخت و در یکی از شهرها مخفی شد تا بتواند از کشور فرار کند اما پلیس او را در یک طویله شناسایی و دستگیر کرد.

متهم

شامگاه یکشنبه نوزدهم دی ماه، درگیری خونین در یکی از محله‌های غرب تهران رخ داد. آن شب وقتی پیک موتوری به مقابل خانه‌ای در این محله رسید، زن جوان برای تحویل گرفتن غذای سفارشی‌اش به مقابل در ساختمان رفت. اما همان لحظه مرد جوان همسایه با دیدن این زن برای او مزاحمت ایجاد کرد. زن موضوع را به همسرش گفت و این شروع یک درگیری هولناک بود.

همسر زن جوان برای ادب کردن جوان همسایه به همراه تعدادی از اوقوامش با او و خانواده‌اش درگیر شد. در جریان درگیری، جوان مزاحم و مادرش مجروح شدند و برادر او بر اثر اصابت ضربه سنگ به سرش جان باخت. عامل جنایت شوهر همان زنی بود که برایش مزاحمت ایجاد شده بود و وی پس از ماجرا گریخت و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری او آغاز شد.

با آغاز ردیابی‌ها از سوی ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران، مشخص شد متهم همان شب از تهران خارج شده است. ماموران سرانجام رد او را در روستایی در ملایر پیدا کردند. بررسی‌ها نشان داد مرد فراری در طویله‌ای مخفی شده و قصد خروج از کشور را دارد. او حتی پول به حساب قاچاقچیان انسان واریز کرده و قرار بود آنها به دنبالش بروند تا او را از طریق مرز عبور داده و به کشور ترکیه برسانند اما ماموران عصر پنجشنبه بیست و سوم مهر ماه و حدود ۱۵ دقیقه پیش از رسیدن خودرو، وی را در عملیاتی غافلگیرانه در طویله و میان علوفه ها دستگیر کردند.

متهم پس از بازداشت، به گریه افتاد و اظهار پشیمانی کرد. او که ۲۷ ساله و تنها ۶ ماه از ازدواجش می گذرد، در بازجویی ها گفت:وقتی دیدم برای همسرم مزاحمت ایجاد کرده، عصبانی شدم. با او درگیر شدم و کتک خوردم. بعد به رستورانم در فرحزاد رفتم و از کارگرانم خواستم بیایند. در درگیری دوم، ناخواسته و در حالی که خون به مغزم نرسیده بود، سنگی از روی زمین برداشتم و ضربه زدم. قصد کشتن نداشتم و الان به شدت پشیمانم که زندگیم و آینده ام نابود شد. او در ادامه گفت: پس از فرار در طویله پنهان شدم و با پرداخت پول به قاچاقچیان انسان، قصد داشتم از طریق مرز به ترکیه بروم، اما پیش از رسیدن خودروی قاچاقچیان دستگیر شدم.

تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.