در حالی که آمارهای رسمی از عبور نقطه میانی تعهدات اشتغالزایی در خراسان جنوبی خبر میدهند، مرز باریک میان ایجاد فرصت شغلی روی کاغذ و تأمین معیشت واقعی در زندگی روزمره، همچنان مبهم باقی مانده است. تحقق ۵۲ درصد از تعهد ایجاد اشتغال در نیمه نخست سال، اگرچه در نگاه اول عددی مثبت به نظر میرسد، اما پرسش اساسی این است که چه میزان از این فرصتها به اشتغالهای پایدار و درآمدزا تبدیل شدهاند که فرد بتواند با تکیه بر آنها مخارج زندگی را در شرایط اقتصادی فعلی تأمین کند؟ در این میان، شکاف عمیق میان تعداد کل اشتغال و سهم اندک متخصصان، ابهاماتی را در مورد کیفیت و ماهیت این فرصتهای شغلی ایجاد کرده است.
اشتغال واقعی یا ارقام اداری؟
گزارش مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان، از ثبت ۳۲۳۴ فرصت شغلی در سامانه ملی رصد اشتغال حکایت دارد. اما در تحلیل این عدد، یک چالش بنیادین نهفته است: آیا هر ثبت در سامانه، به معنای ایجاد یک شغل با درآمد کفافدهنده است؟ در دنیای اقتصاد، تمایز شدیدی میان مفهوم ایجاد فرصت شغلی و ایجاد اشتغال پایدار وجود دارد. زمانی که صحبت از تحقق تعهدات دستگاههای اجرایی میشود، احتمال دارد بسیاری از این موارد شامل کارهای فصلی، پارهوقت یا مشاغلی با دستمزدهای پایین باشد که لزوماً منجر به خروج فرد از چرخه بیکاری یا بهبود وضعیت معیشتی او نمیشود.
آمار غلامرضا اشرفی درباره پیشتازی شهرستانهایی مانند سرایان با ۴/۶۳ درصد، نهبندان با ۵۸ درصد و خوسف با ۵۷ درصد، شاید در نگاه اول موفقیتآمیز به نظر برسد، اما باید بررسی کرد که ماهیت تعداد شغل ایجاد شده در مناطق بومی چیست. آیا این ارقام نتیجه توسعه صنایع کوچک و ایجاد واحد های تولید با پشتوانه قوی هستند یا صرفاً بازتابی از فعالیتهای مقطعی در بخشهای سنتی؟
تناقض تخصص و بازار کار
بند تکاندهنده در آمارهای منتشر شده، سهم فارغالتحصیلان دانشگاهی است. در میان بیش از سه هزار فرصت شغلی، تنها ۵۰ مورد به متخصصان اختصاص یافته است. این تفاوت ، تردیدهای جدی را در مورد کیفیت اشتغالهای ایجاد شده برمیانگیزد. وقتی سهم دانشگاهیان در این حجم از اشتغالزایی، در حد صفر باشد، میتوان حدس زد که بخش اعظم این فرصتها در لایههای پایین زنجیره ارزش و در مشاغلی با ارزش افزوده کم قرار دارند.
این وضعیت منجر به یک پرسش کلیدی میشود: آیا این مدل از اشتغالزایی میتواند مانع از مهاجرت نخبگان استان شود؟ به نظر میرسد میان نیازهای بازار کار و نوع فرصتهای شغلی ثبت شده، گسست عمیقی وجود دارد که سامانه رصد اشتغال شاید بتواند کمیت آن را ثبت کند، اما قادر به نمایش کیفیت و رضایت شغلی نیست.
ابزار پایش یا گزارش؟
استقرار سامانه ملی رصد اشتغال گامی به سوی شفافیت است، اما باید دید آیا این شفافیت به معنای اصلاح مسیر است یا صرفاً برای مستندسازی تعهدات اداری به کار میرود. پایش مستمر عملکرد دستگاهها ضروری است، اما اگر معیار موفقیت تنها ثبت عدد در سامانه باشد، خطر تبدیل شدن اشتغال به یک بازی عددی وجود دارد. برای اینکه این سامانه واقعاً کارآمد باشد، باید شاخصهایی نظیر میانگین درآمد هر فرصت شغلی، میزان تداوم شغل و میزان انطباق شغل با تخصص فرد نیز در آن گنجانده شود تا مشخص گردد چه تعداد از این افراد واقعاً از پس مخارج زندگی برآمدهاند.
استراتژیهای حمایتی
تشکیل کارگروههای تخصصی با محوریت پارک علم و فناوری برای فارغالتحصیلان و سازمان جهاد کشاورزی برای مناطق روستایی، رویکردی درست به نظر میرسد، اما موفقیت این طرحها در گرو عبور از کلیشههای مدیریتی است. اولویتبخشی به بانوان و ساکنان مناطق عشایری، اگر با ایجاد زیرساختهای درآمدزای واقعی همراه نباشد، احتمالاً به ایجاد مشاغلی منجر میشود که تنها در آمارهای دولتی میدرخشند و در سفره مردم اثرگذار نیستند. اتصال دانشگاه به بازار کار نباید تنها در حد برگزاری نمایشگاههای کار یا کارگروههای اداری باشد. چالش اصلی این است که آیا بخش خصوصی و بانکهای عامل، تمایلی به سرمایهگذاری در ایدههای مخاطرهآمیز اما پردرآمد جوانان دارند یا ترجیح میدهند با حمایت از مشاغل سنتی، ارقام تعهدات خود را به صورت سریع اما کمکیف محقق کنند؟
در جستجوی کیفیت در میان کمیت
تحقق ۵۲ درصد از تعهدات اشتغال در نیمه نخست سال، خبری است که باید با احتیاط پذیرفت. موفقیت واقعی در مدیریت بازار کار، نه در تعداد فرصتهای ثبت شده، بلکه در میزان کاهش نرخ فقر و افزایش قدرت خرید شهروندان است. تا زمانی که معیارهای کیفیت اشتغال، مانند کف درآمدی متناسب با تورم و پایداری شغلی، در کنار آمارهای کمی قرار نگیرند، پیمان اشتغال در استان با ابهامات زیادی روبرو خواهد بود. خراسان جنوبی نیازمند اشتغالی است که نه تنها در سامانههای رصد ثبت شود، بلکه در کیفیت زندگی مردم ملموس باشد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی