در دل کویر خاموش نایبندان، جایی میان تپههای سوزان و دشتهای بیانتها، هنوز رد پای زندگی دیده میشود؛ رد پای دو یوز، دو نشانه کوچک از بقای یکی از نادرترین گونههای جهان. تعداد یوزپلنگ ایرانی، این میراث طبیعی کمنظیر، حالا در خراسان جنوبی به عددی رسیده که هم امید میآفریند و هم زنگ خطر را به صدا درمیآورد: فقط دو قلاده. عددی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا شاید حتی به صفر هم برسد.
اختصاص یک میلیارد تومان اعتبار برای حفاظت از زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در منطقه حفاظتشده نایبندان طبس، در نگاه نخست، خبر خوبی است؛ نشانهای از توجه دولت به گونهای که سالهاست در فهرست قرمز انقراض قرار دارد. بر اساس اعلام مسئولان محیط زیست استان، بخش عمده این اعتبار صرف خرید دوربینهای تلهای، پایش تصویری و ایجاد آبشخورهای مورد نیاز حیاتوحش شده است؛ اقداماتی که پایههای اولیه حفاظت علمی و مدرن از حیاتوحش را تشکیل میدهد.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا یک میلیارد تومان، در برابر وسعت نایبندان، گستردگی تهدیدها و شکنندگی جمعیت یوز، رقم راهگشایی است؟
عددی که باید همه را نگران کند
آخرین پایشهای انجامشده در مهرماه امسال، شناسایی دو قلاده یوزپلنگ ایرانی در نایبندان را تأیید کرده است. این عدد، در ادبیات حفاظتی، یک «وضعیت فوقبحرانی» محسوب میشود. جمعیتی با این اندازه، بهشدت در معرض خطر نابودی ژنتیکی، کاهش زادآوری و حذف تصادفی بر اثر تصادف، شکار غیرمجاز یا بیماری قرار دارد.
در بسیاری از پروژههای جهانی حفاظت از گونههای در معرض انقراض، زمانی که جمعیت به زیر ۲۰ میرسد، برنامههای اضطراری چندلایه اجرا میشود؛ از حفاظت فیزیکی شبانهروزی گرفته تا مدیریت زیستگاه، تأمین طعمه، کنترل مسیرهای جادهای و حتی مداخلات ژنتیکی. مقایسه این استانداردها با وضعیت فعلی نایبندان نشان میدهد که استان هنوز در مرحله «مهار اولیه بحران» باقی مانده، نه مدیریت کامل آن.
بودجهای برای آغاز، نه پایان
یک میلیارد، اگرچه در شرایط محدودیت منابع عدد قابل توجهی به نظر میرسد، اما در مقیاس حفاظت از یکی از بزرگترین زیستگاههای یوز در کشور، بیشتر شبیه یک سرمایه اولیه است تا یک راهحل پایدار.
هزینه خرید دوربینهای تلهای، نگهداری آنها، تحلیل دادهها، آموزش نیروها، ایجاد و نگهداری آبشخورها و تأمین امنیت مناطق، بخش بزرگی از این اعتبار را مصرف میکند. تجربه استانهایی مانند سمنان و یزد نشان داده است که حفاظت مؤثر از یوز، نیازمند بودجههای چندساله و مستمر است، نه تزریقهای مقطعی.
در پارک ملی توران سمنان، یکی از مهمترین زیستگاههای یوز کشور، سالهاست که علاوه بر بودجه دولتی، از مشارکت نهادهای علمی، سمنها و حمایتهای بینالمللی استفاده میشود. نتیجه این سیاست، ثبات نسبی جمعیت یوز در آن منطقه بوده است. الگویی که میتواند برای خراسان جنوبی نیز الهامبخش باشد.
تقویت خط مقدم حفاظت
در بودجه سال ۱۴۰۴، اختصاص تعدادی قرقبان، یک دستگاه خودرو و تجهیزات حفاظتی برای نایبندان مصوب شده است. این تصمیم، یکی از مهمترین بخشهای بسته حمایتی محسوب میشود، زیرا حفاظت از یوز، پیش از هر چیز، به نیروی انسانی وابسته است.
محیطبان، خط مقدم نبرد با شکارچیان غیرمجاز، تخریبگران زیستگاه و قاچاقچیان حیاتوحش است. در بسیاری از مناطق کشور، کمبود نیرو باعث شده پهنههای وسیع عملاً بدون نظارت مؤثر باقی بمانند. اگر جذب و آموزش قرقبانان در نایبندان بهصورت حرفهای و پایدار انجام شود، میتواند یکی از نقاط عطف حفاظت در استان باشد.
همچنین افتتاح نمایندگی حفاظت محیط زیست در عشقآباد، که بخشی از نایبندان را در بر میگیرد، ظرفیت مهمی برای تمرکز مدیریتی، پاسخ سریع به تهدیدها و ارتباط نزدیکتر با جوامع محلی ایجاد میکند؛ ظرفیتی که اگر بهدرستی فعال شود، میتواند فاصله میان مدیریت اداری و میدان واقعی حفاظت را کاهش دهد.
خطرهایی که کمتر دیده میشوند
یوزپلنگ ایرانی فقط با شکارچی غیرمجاز تهدید نمیشود. مهمترین خطرهای امروز، اغلب خاموش و تدریجیاند: کاهش جمعیت طعمهها مانند آهو و جبیر، خشکسالی و کمبود منابع آب، جادهکشی و عبور خودروها، چرای بیرویه دام، حضور سگهای گله وتخریب زیستگاه بر اثر فعالیتهای معدنی گاه مسیر زندگی یوز را تغییرمی دهد.
اگرچه ایجاد آبشخورها گامی مثبت است، اما بدون مدیریت چرای دام و کنترل مسیرهای تردد، این اقدامات بهتنهایی کافی نیستند. تجربه ناموفق برخی مناطق کشور نشان داده است که آبشخور بدون مدیریت جامع، گاهی حتی موجب تجمع دام و افزایش تعارض انسان و حیاتوحش میشود.
نسخههای موفق چه میگویند؟
بررسی پروژههای موفق حفاظت از یوز در ایران و جهان، چند راهکار کلیدی را برجسته میکند به عنوان مثال حفاظت مشارکتی با جوامع محلی که در بسیاری از مناطق آفریقا و آسیای مرکزی انجام شد. مردم محلی به «نگهبانان داوطلب طبیعت» تبدیل شدهاند. پرداخت مشوقهای مالی، بیمه خسارت دام و ایجاد اشتغال سبز، مشارکت مردم را افزایش داده است. این الگو میتواند در روستاهای اطراف نایبندان نیز اجرا شود.
یوز برای بقا نیاز به جابهجایی دارد. حفاظت از مسیرهای مهاجرتی و ایمنسازی جادهها با فنس، پلهای حیاتوحش و علائم هشداردهنده، یکی از مهمترین اقدامات در استان یزد و سمنان بوده است.
دوربینهای تلهای باید بخشی از یک سیستم دادهمحور باشند؛ سیستمی که اطلاعات آن بهصورت منظم تحلیل و در تصمیمسازی استفاده شود، نه فقط برای گزارشهای دورهای.
بسیاری از پروژههای موفق، از حمایت شرکتها، خیرین محیط زیستی و سازمانهای بینالمللی بهره میبرند. خراسان جنوبی هنوز در این حوزه ظرفیتهای استفادهنشده فراوانی دارد.
تا زمانی که یوز به دغدغه عمومی تبدیل نشود، حفاظت پایدار شکل نمیگیرد. مدارس، رسانهها و شبکههای اجتماعی میتوانند نقش تعیینکنندهای در این مسیر داشته باشند.
قلب تپنده تنوع زیستی استان
خراسان جنوبی با ۱۲ منطقه چهارگانه و سه پناهگاه حیاتوحش، یکی از استانهای مهم کشور در حوزه تنوع زیستی است. در این میان، نایبندان طبس جایگاهی ویژه دارد؛ زیستگاهی که نهتنها مأمن یوز، بلکه پناهگاه دهها گونه ارزشمند دیگر است.
نجات یوز در نایبندان، فقط حفظ یک گونه نیست؛ حفظ یک اکوسیستم کامل است. اکوسیستمی که نابودی آن، زنجیرهای از بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را بهدنبال خواهد داشت.
دیر نشده، اما وقت کم است
اختصاص یک میلیارد ، جذب نیرو، تجهیز منطقه و راهاندازی نمایندگی جدید، نشانههایی از حرکت در مسیر درست است. اما واقعیت این است که نایبندان امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «برنامه جامع نجات» نیاز دارد؛ برنامهای فراتر از پروژههای مقطعی و گزارشهای سالانه.
دو یوز، آخرین پیام طبیعت به ما هستند؛ پیامی که میگوید هنوز فرصت هست، اما نه برای تعلل. نجات یوز، فقط مسئولیت محیط زیست نیست؛ مسئولیت همه ماست و نایبندان، امروز، چشمانتظار این مسئولیت جمعی است.
اگر این اعتبار، با مدیریت علمی، مشارکت مردمی، شفافیت مالی و جسارت تصمیمگیری همراه شود، میتواند آغاز یک نجات تاریخی باشد. اما اگر در پیچوخم بروکراسی گم شود، شاید همین دو یوز، آخرین تصویر ما از این گونه باشکوه باشند.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی