مزد ۱۷ میلیونی برای کار در عمق ۷۰۰ متری زمین/ بحران معیشت یقه کارگر را چسبیده است!

سال ۱۴۰۴ به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و تعیین حداقل دستمزد بار دیگر به مسألهای سرنوشتساز برای میلیونها کارگر ایرانی بدل شده است. از یک سو دولت از «خطر تورم» هشدار میدهد و از سوی دیگر کارگران و فعالان صنفی تأکید میکنند که دستمزد فعلی با هزینههای واقعی زندگی فاصلهای فاحش دارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، سال ۱۴۰۴ به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و همزمان، تعیین دستمزد، بار دیگر به مسئلهای سرنوشتساز برای میلیونها کارگر ایرانی بدل شده است. در این ایام، صحنهای تکراری اما تلخ از تضاد منافع و منطقهای متضاد قابل مشاهده است؛ از یک سو، سخنگوی دولت با استدلالهای اقتصادی محافظهکارانه از «خطر تورم» سخن میگوید و هشدار میدهد که هر گونه افزایش دستمزد ممکن است ثبات اقتصادی را تهدید کند؛ و از سوی دیگر، فعالان کارگری با اتکا به واقعیتهای ملموس زندگی، تأکید میکنند که حداقل دستمزد فعلی حتی نزدیکترین تناسب را با هزینههای واقعی زندگی ندارد و فاصله آن با سبد معیشت، روزبهروز عمیقتر میشود.
علی مقدسزاده، رئیس کانون شوراهای اسلامی کار استان خراسان جنوبی، با اشاره به روند تعیین حداقل دستمزد در سالهای اخیر به ایلنا اظهار کرد: «یکی از اشکالات ساختاری که همواره در فرآیند تعیین دستمزد وجود داشته، تعیین یک رقم واحد برای همه مشاغل است. اگرچه تعیین یک کف دستمزد برای تمامی کارگران از نظر شکلی قابل قبول است، اما مسئله اساسی اینجاست که تفاوت ماهوی و سختی مشاغل، بهویژه در بخشهایی مانند معادن، نادیده گرفته میشود.»
او اظهار کرد: «کارگری که در معادن زیرزمینی و در عمق ۶۰۰ تا ۷۰۰ متری زمین مشغول به کار است، با خطرات جدی و مستمر مواجه است. این کارگران هر روز در معرض گاز متان، ریزش، انفجار و حوادث مختلف قرار دارند. با این حال، حداقل دستمزدی در حدود ۱۳ میلیون تومان برای آنان در نظر گرفته میشود که بههیچوجه با میزان خطر و فشار کاری این شغل تناسب ندارد.»
مقدسزاده با اشاره به شرایط فنی معادن کشور گفت: «بیش از ۹۹ درصد معادن ایران به صورت سنتی یا نیمهمکانیزه اداره میشوند و تنها یک معدن مکانیزه در کشور فعال است. این بدان معناست که بخش عمده بار استخراج بر دوش نیروی انسانی قرار دارد. در چنین شرایطی، بیتوجهی به مزایای شغلی و سختی کار معدنکاران، عملاً نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است.»
وی ادامه داد: «کارگران معدن پس از چند سال اشتغال، با انواع بیماریهای شغلی از جمله مشکلات عضلانی، پوکی استخوان، آسیبهای ریوی، کاهش بینایی و افت شنوایی مواجه میشوند. این مسائل، پیامد مستقیم شرایط کاری در معادن است و نمیتوان انتظار داشت چنین کارگری با یک دستمزد حداقلی، هم زندگی خود را اداره کند و هم با انگیزه در چرخه تولید باقی بماند.»
این فعال کارگری با تأکید بر لزوم تفکیک دستمزد مشاغل سخت و زیانآور تصریح کرد: «ما معتقدیم حقوق کارگران معادن زیرزمینی باید بهصورت جداگانه و با در نظر گرفتن مزایای خاص تعیین شود. تعیین یک کف دستمزد مشترک برای همه مشاغل ایرادی ندارد، اما باید برای معدنکاران مزایای واقعی و مؤثر در نظر گرفته شود، نه صرفاً وعدههایی که در حد شعار باقی میماند.»
رئیس کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی با انتقاد از عملی نشدن وعدهها گفت: «در سالهای اخیر بارها شاهد بودهایم که مسئولان، بهویژه در حوزه معادن زغالسنگ، وعده افزایش حقوق یا بهبود شرایط کاری دادهاند. جلساتی برگزار شده و نمایندگان کارگری نیز حضور داشتهاند، اما این وعدهها در نهایت به نتیجه مشخصی برای کارگران منجر نشده است.»
او در ادامه افزود: «سال گذشته، آقای وزیر کار با افزایش قیمت زغالسنگ وعده داد که حقوق کارگران این بخش افزایش خواهد یافت. جلسهای هم برگزار شد و تأکید شد که این افزایش اجرایی خواهد شد، اما متأسفانه بیش از یک سال و سه ماه از آن زمان گذشته و حتی یک ریال به حقوق کارگران اضافه نشده است. این در حالی است که کارفرما قیمت زغالسنگ را چندین برابر افزایش داده و تنها سرمایهداران از این افزایش بهره بردهاند، در حالی که کارگران هیچ سهمی از این سود نبرده و سفره آنها کوچکتر شده است.»
وی با اشاره به وعدههای تکراری مسئولان افزود: «مسئولان وزارت کار بارها در جلسات اعلام میکنند که افزایش حقوق کارگران در دستور کار است، اما همه چیز در حد جلسه و حرف باقی میماند. همان وعده پارسال برای حقوق معادن زغالسنگ، تاکنون عملی نشده است. ما به عنوان نمایندگان کارگری شرکت میکنیم، صحبت میکنیم، اما هیچ اقدام عملی برای اجرای آن انجام نمیشود. این رویکرد باعث دلسردی کارگران و کاهش انگیزه آنها در معادن شده است.»
مقدسزاده تأکید کرد: «در حالی که اقتصاد کشور در بخشهایی مثل زغالسنگ فعال است و قیمت آن افزایش یافته، کارگران هیچ بهرهای از این افزایش نمیبرند و فقط سرمایهداران از افزایش قیمت سود میبرند. اگر حقوق کارگران مطابق وعدهها و متناسب با افزایش قیمتها تعیین میشد، نه تنها انگیزه و بهرهوری آنها افزایش مییافت، بلکه شاهد رونق تولید و شکوفایی در معادن نیز بودیم.»
او با اشاره به نقش دولت در حمایت از کارگران ادامه داد: «افزایش حقوق کارگران باید واقعی و متناسب با سختی کار و تورم باشد. دولت نه تنها در عمل اقدام نمیکند، بلکه بسیاری از کمکها و سوبسیدها را حذف کرده و تنها به کارفرما گفته است که افزایش حقوق بدهد. این فشار روی کارگر است که با حقوق کم و شرایط سخت به کار ادامه دهد، در حالی که هیچ مزیت واقعی نصیب او نمیشود.»
مقدسزاده درباره کاهش رغبت جوانان به کار در معادن افزود: «امروز بسیاری از جوانان دیگر رغبتی به اشتغال در معادن زیرزمینی ندارند، زیرا دستمزدهای ۱۳ تا ۱۷ میلیون تومانی پاسخگوی هزینههای زندگی یک خانوار نیست. همین مسئله بهتدریج موجب کاهش نیروی کار و تضعیف این بخش مهم از اقتصاد کشور شده است.»
او در واکنش به ادعای تورمزا بودن افزایش دستمزد کارگران اظهار کرد: «اینکه گفته میشود افزایش حقوق کارگران باعث تورم میشود، نوعی فرار رو به جلو است. از ابتدای انقلاب تاکنون، کارگران همواره پایینترین سطح دستمزد را دریافت کردهاند و نیروی کار در ایران بسیار ارزان بوده است. پس چرا تورم پایین نیامده است؟»
وی تأکید کرد: «افزایش دستمزد کارگران، اگر بر اساس اصل ۴۱ قانون کار و نرخ واقعی تورم جامعه تعیین شود، نهتنها باعث تورم نخواهد شد، بلکه به افزایش انگیزه، احساس مسئولیت و بهرهوری کارگران منجر میشود. تجربه سالهایی که دستمزدها افزایش بیشتری داشت، نشان داد که نهتنها واحدی ورشکست نشد، بلکه بسیاری از واحدهای تولیدی راکد دوباره فعال شدند.»
این فعال کارگری افزود: «در شرایط فعلی، ذهن کارگر بیش از آنکه درگیر ایمنی و کیفیت کار باشد، درگیر مسائل معیشتی است. هرچند اقداماتی مانند توزیع کالابرگ میتواند بخشی از فشارها را کاهش دهد، اما این اقدامات جایگزین افزایش واقعی دستمزد نیست. دولت باید در کنار کارفرمایان، از طریق مزایایی مانند حق اولاد، حمایت از ازدواج و بستههای رفاهی، نقش مؤثرتری در حمایت از کارگران ایفا کند.»
مقدسزاده در پایان با اشاره به وضعیت کارگران معادن زغالسنگ گفت: « وعدههایی که درباره افزایش حقوق کارگران زغالسنگ داده شد، تاکنون محقق نشده و این مسئله موجب دلسردی و کاهش انگیزه در میان کارگران شده است. در حالی که بخش مهمی از اقتصاد و انرژی کشور به معادن زغالسنگ وابسته است، منافع افزایش قیمتها تنها نصیب سرمایهداران شده و سهمی به سفره کارگران نرسیده است.»
مهارت مقابله با ترس و ایجاد شجاعت در زندگی

تهران- ایرنا- افراد مختلف با انواع ترسها روبهرو هستند؛ از ترسهای مشخص مانند ترس از بلندی یا تاریکی گرفته تا ترسهای ذهنی و انتزاعی مانند ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران یا ترس از آینده. این ترسها اگر کنترل نشوند، میتوانند باعث اضطراب مزمن، تعلل، یا حتی افسردگی شوند.
گروه ایرنا زندگی – ترس یکی از بنیادیترین هیجانات انسانی است که از نخستین لحظات زندگی همراه ماست. این احساس در واقع یک مکانیسم حفاظتی طبیعی است که انسان را در برابر خطرات آگاه میکند و باعث میشود برای مقابله با تهدیدهای احتمالی آماده شود. اما زمانی که ترس از حد طبیعی فراتر رود، به مانعی جدی برای پیشرفت، تصمیمگیری و کیفیت زندگی تبدیل میشود.
ترس یکی از طبیعیترین احساسات انسانی است اما وقتی بر تصمیمها و زندگی روزمره سایه بیندازد، میتواند مانعی جدی برای رشد و پیشرفت شود.
شناخت ریشههای ترس؛ نخستین گام برای غلبه
غالب افراد از ترسهای خود آگاه نیستند و تنها علائم آن را تجربه میکنند، مانند تعریق، تپش قلب یا بیتصمیمی. گام اول برای غلبه بر ترس، شناسایی دقیق آن است. ترسها معمولاً ریشه در تجربیات گذشته، باورهای نادرست یا اطلاعات ناقص دارند. برای مثال، کسی که در کودکی تجربه تلخی از یک حیوان داشته است، ممکن است سالها بعد نیز از آن حیوان بترسد. نوشتن ترسها، تحلیل زمان و مکان وقوع آنها، و بررسی عوامل تشدیدکننده، میتواند درک بهتری از منشأ ترس ایجاد کند.
شناخت ترس باعث میشود فرد احساس قدرت بیشتری در کنترل آن داشته باشد، چرا که چیزی که قابل شناسایی است، قابل مدیریت هم هست.
پذیرش ترس؛ نه انکار و نه فرار
انکار ترس یا فرار از آن تنها باعث تقویت و طولانیتر شدن آن میشود. پذیرش ترس به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه نشاندهنده بلوغ روانی و خودآگاهی فرد است. وقتی فرد میپذیرد که در حال حاضر ترسیده است، انرژی ذهنی او صرف مقابله مؤثر با مشکل میشود، نه مقاومت بیثمر. برای مثال، شخصی که از سخنرانی عمومی میترسد، میتواند ابتدا بپذیرد که احساس اضطراب دارد، سپس با برنامهریزی و تمرین، تدریجاً این اضطراب را مدیریت کند. پذیرش ترس، زمینهای برای خودمهربانی و کاهش سرزنشهای ذهنی ایجاد میکند.
مواجهه تدریجی؛ شکستن دیوار ترس
یکی از مؤثرترین روشها برای غلبه بر ترس، مواجهه تدریجی و کنترلشده با عامل ترس است. اجتناب کوتاهمدت آرامش ایجاد میکند اما در بلندمدت ترس را تقویت میکند. مواجهه تدریجی یعنی فرد گامبهگام خود را در موقعیت ترسناک قرار دهد.
مواجهه تدریجی و کنترلشده با عامل ترس یکی از مؤثرترین روشها برای غلبه بر ترس استبه عنوان مثال، کسی که از ارتفاع میترسد، میتواند ابتدا روی صندلی بلند بایستد، سپس به تراس برود و نهایتاً در کوه یا برج تمرین کند. هر موفقیت کوچک باعث افزایش اعتمادبهنفس و کاهش شدت ترس میشود. روانشناسان این روش را «حساسیتزدایی تدریجی» مینامند و تحقیقات نشان داده که یکی از مؤثرترین راههای کاهش اضطراب و فوبیا است.
اصلاح افکار منفی و باورهای نادرست
بخش زیادی از ترسها ناشی از افکار غیرمنطقی است. ذهن انسان معمولاً بدترین سناریوها را تصور میکند و آنها را واقعی میپندارد. برای مثال، شخصی که در امتحان استرس دارد، ممکن است فکر کند «حتماً شکست میخورم»، در حالی که واقعیت ممکن است متفاوت باشد. شناسایی این افکار، به چالش کشیدن آنها و جایگزینی افکار منطقیتر، میتواند شدت ترس را کاهش دهد. تمرین عملی شامل نوشتن افکار منفی، پرسیدن این سؤال که «چه شواهدی برای این ترس وجود دارد؟» و سپس جایگزینی با افکار واقعی و مثبت است.
تقویت اعتمادبهنفس؛ سلاحی مؤثر در برابر ترس
اعتمادبهنفس کلید مقابله با ترس است. افراد با اعتمادبهنفس بالا، در مواجهه با چالشها مقاومتر عمل میکنند. تقویت اعتمادبهنفس از طریق مرور موفقیتهای گذشته، شناسایی نقاط قوت و تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی امکانپذیر است. حتی موفقیتهای کوچک در زندگی روزمره، مانند ارائه یک نظر در جمع، ورزش منظم یا مدیریت یک پروژه کوچک، حس توانمندی را تقویت میکند. این اعتمادبهنفس، فرد را برای مقابله با ترسهای بزرگتر آماده میکند.
نقش جسم در مدیریت ترس
ترس واکنشهای جسمی نیز ایجاد میکند، تپش قلب، تعریق، تنش عضلانی و تنفس سریع از جمله آنهاست. تکنیکهای آرامسازی جسم، مانند تنفس عمیق، یوگا، مدیتیشن و ورزش منظم، میتواند شدت این واکنشها را کاهش دهد.
تحقیقات نشان داده که تمرینهای ذهنآگاهی نه تنها اضطراب را کاهش میدهند، بلکه توانایی تمرکز و تصمیمگیری را نیز افزایش میدهند. برای مثال، نفس عمیق کشیدن پیش از ورود به محیط ترسناک، باعث کاهش فشار عصبی و افزایش آرامش میشود.
اهمیت حمایت اجتماعی و کمک حرفهای
حمایت خانواده، دوستان و همکاران نقش مهمی در غلبه بر ترس دارد. صحبت درباره ترسها باعث کاهش احساس تنهایی و ایجاد دیدگاههای تازه میشود. گاهی شنیدن تجربههای مشابه دیگران یا دریافت بازخورد سازنده میتواند فرد را دلگرم کند. در مواردی که ترس شدید یا مزمن شده و عملکرد فرد را مختل میکند، کمک گرفتن از روانشناس ضروری است. درمانهای علمی، مانند رفتاردرمانی شناختی، ابزارهای مؤثری برای مدیریت ترس ارائه میدهند و روند بهبود را سریعتر و پایدارتر میکنند.
تمرینهای عملی روزانه برای مدیریت ترس
برای غلبه بر ترس، تمرینهای روزانه بسیار مؤثر هستند. این تمرینها شامل نوشتن ترسها و بررسی دلایل آنها، تمرین مواجهه تدریجی با موقعیتهای ترسناک، تمرین تنفس و آرامسازی جسم، و ثبت موفقیتها و پیشرفتها در یک دفترچه است. علاوه بر این، تکرار جملههای تأکیدی مثبت، مانند «من توانایی مقابله با این شرایط را دارم» میتواند باورهای ذهنی مثبت را تقویت کند. این تمرینها به مرور زمان، واکنش ذهن و بدن نسبت به ترس را تغییر داده و فرد را مقاومتر میکنند.
نگرش مثبت نسبت به ترس، آن را به ابزاری برای تقویت شجاعت، خودباوری و خلاقیت تبدیل میکند.
تغییر نگرش؛ تبدیل ترس به فرصت رشد
ترس میتواند به جای مانع، به یک راهنمای رشد تبدیل شود. اگر ترس بهعنوان نشانهای برای توجه و یادگیری دیده شود، فرد میتواند از آن برای شناخت بهتر خود و عبور از محدودیتها استفاده کند. بسیاری از پیشرفتهای بزرگ فردی و حرفهای درست در جایی اتفاق میافتند که انسان با ترسهایش روبهرو شده است. نگرش مثبت نسبت به ترس، آن را به ابزاری برای تقویت شجاعت، خودباوری و خلاقیت تبدیل میکند.
غلبه بر ترس؛ مسیر تدریجی به سوی شجاعت و رشد شخصی
غلبه بر ترس یک فرآیند تدریجی و نیازمند صبر، تمرین و خودآگاهی است. شناخت ترس، پذیرش آن، مواجهه تدریجی، اصلاح افکار منفی، تقویت اعتمادبهنفس، آرامسازی جسم، بهرهگیری از حمایت اجتماعی و تغییر نگرش همگی ابزارهایی هستند که فرد را در این مسیر یاری میکنند.
ترس نباید از زندگی حذف شود، بلکه باید مدیریت شود. فردی که میآموزد با ترس حرکت کند، زندگی شجاعانهتر، آگاهانهتر و رضایتبخشتری خواهد داشت، زندگیای که در آن ترس نه مانع، بلکه عامل رشد است.
ایجاد لحظات شاد برای پدربزرگها و مادربزرگها

تهران -ایرنا – در دنیای پرشتاب امروز، فراموش کردهایم که گاهی یک گفتوگوی ساده یا یک فعالیت مشترک میتواند به معنای واقعی کلمه زندگی را در دل پدربزرگ و مادربزرگها زنده کند. بیایید با هم ببینیم چگونه میتوانیم با محبت و خلاقیت، لبخند را بر لبان آنها بنشانیم.
به گزارش ایرنا زندگی- پدربزرگها و مادربزرگها، نه تنها حافظه تاریخی خانوادهها هستند، بلکه منبعی از عشق و حکمت نیز به شمار میآیند. در دنیای پرشتاب امروزی، اغلب فراموش میکنیم که این عزیزان به تجربههای زندگی خود و داستانهای غنیشان نیاز دارند تا احساس ارزشمندی کنند. ارتباط نزدیک با آنها نه تنها به ما کمک میکند تا از تجربیات آنها بهرهمند شویم، بلکه به آنها این احساس را میدهد که هنوز هم در زندگی ما نقشی مهم دارند.
با گذشت زمان، بسیاری از ما به جای ارتباط عاطفی، به تعاملات سطحی و مادی روی میآوریم. اما واقعیت این است که پدربزرگها و مادربزرگها به توجه و محبت بیشتری نیاز دارند. آنها در پیوند با نسل جدید، نه تنها عشق و حمایت را جستجو میکنند، بلکه میخواهند بدانند که داستانها و تجربیاتشان هنوز هم اهمیت دارد و به یاد آورده میشود. این ارتباط عمیق میتواند به تقویت روحیه آنها و ایجاد حس تعلق خاطر کمک کند.
در این گزارش، ما به بررسی روشهای مختلفی خواهیم پرداخت که میتوانند به تقویت ارتباط با این عزیزان کمک کنند. از گفتوگوهای ساده و خاطرهگویی گرفته تا فعالیتهای خلاقانه و استفاده از فناوری برای برقراری ارتباط، هر یک از این ابزارها میتواند نقش مؤثری در ایجاد لحظات خوشایند و ماندگار ایفا کند. بیایید با هم به دنیای زیبای ارتباط با نسل طلایی سفر کنیم و راههایی را برای لبخند زدن به چهرههای عزیزمان پیدا کنیم.
در نهایت، هدف ما این است که نشان دهیم چگونه با استفاده از ابزارهای ساده و خلاقانه، میتوانیم پیوندهای خانوادگی را تقویت کنیم و لحظات شادی را برای پدربزرگها و مادربزرگها فراهم آوریم. با نگاهی نو به ارتباطات عاطفی، میتوانیم دنیای آنها را روشنتر و شادتر کنیم و در عین حال خودمان نیز از تجربیات ارزشمندشان بهرهمند شویم.
گفت وگو و حضور؛ نبض تپندهی خانه
اهمیت شنیدن فعال: نسل پیشین، گنجینهای از تجربیات و قصههاست. شادی واقعی آنها در این است که کسی باشد تا با دقت به قصههای روزمره یا حکایتهای قدیمیشان گوش دهد، بدون عجله و بدون قضاوت. یک تماس تلفنی پنجدقیقهای روزانه، که در آن فقط شنونده باشید، میتواند دیوار تنهایی را فرو بریزد.
ایجاد «جلسات خاطرهگویی»: به جای تماشای تلویزیون، یک ساعت در هفته را به جمع شدن دور هم و باز کردن آلبومهای عکس قدیمی اختصاص دهید. این کار نه تنها به تقویت حافظه آنها کمک میکند، بلکه حس تعلق خاطر و ارزشمند بودن را در آنها احیا میسازد.
پیادهرویهای کوچک و ارتباط با محله: گاهی اوقات، بهترین دارو برای روح خسته، کمی هوای تازه است. آنها را همراهی کنید تا در پارک محله قدم بزنند یا به مغازهی قدیمیشان سر بزنند. این خروج کوتاه از محیط بسته خانه، استقلال و سرزندگی را به آنها بازمیگرداند.
هنر شادی؛ بازی، خنده و خلاقیت
سرگرمیهای دستی و مشارکتی: سالمندان عاشق کارهایی هستند که نیاز به دقت و حس لامسه داشته باشد. پیشنهاد میدهیم با هم سبزی پاک کنید، پای ثابت آشپزیهای سنتی شوید، یا با استفاده از ابزارهای ساده، کاردستیهای کوچک بسازید. این فعالیتهای مشترک، حس همکاری و مفید بودن را در آنها زنده میکند.
بازیهای فکری و دورهمیهای خندهدار: بازیهای سادهای مثل شطرنج، تخته نرد، یا حتی ساختن پازلهای بزرگ خانوادگی، ذهن آنها را فعال نگه میدارد. مهمتر از برنده شدن، لحظاتی است که با خندههای ناشی از یک اشتباه کوچک یا یک حرکت هوشمندانه پر میشود.
احیای سنتهای کوچک: خواندن اشعار قدیمی مورد علاقهشان، نواختن یک قطعه موسیقی آرام با ساز سنتی، یا حتی نوشتن نامههای دستنویس با زبان قدیمی، ارتباط عمیقتری با گذشتهشان برقرار میکند و آنها را از انزوای دنیای مدرن خارج میسازد.
فناوری برای پیوند نسلها؛ پلی به سوی دنیای جدید
آموزش هدفمند و صبورانه: فناوری نباید یک دیوار بین نسلها باشد، بلکه باید پلی برای عبور باشد. با صبوری، نکات کلیدی استفاده از تلفن هوشمند را به آنها بیاموزید؛ مثلاً ارسال عکس نوهها یا تماشای فیلمهای مورد علاقهشان. حس تسلط بر یک ابزار جدید، اعتماد به نفس زیادی به آنها میدهد.
پلتفرمهای ارتباطی ساده:یادگیری تماس تصویری (ویدئو چت) مهمترین دستاورد در این زمینه است. دیدن چهرهی عزیزان دور از دسترس، بسیار قویتر از شنیدن صدای آنهاست و احساس دوری را به شدت کاهش میدهد.
سرگرمیهای دیجیتال متناسب: به جای پیچیدگی، اپلیکیشنهای ساده مانند بازیهای حفظیات (حافظه)، مجموعههای عکس قدیمی خانوادگی که روی گوشی ذخیره شدهاند، یا حتی برنامههایی برای گوش دادن به رادیوهای قدیمی، میتواند آنها را درگیر کند.
لحظههای ماندگار؛ ساختن خاطرات امروز
سفر کوچک به گذشته: اگر امکان سفر دور وجود ندارد، یک سفر کوتاه به مکانهای خاطرهانگیز دوران جوانی آنها (مثلاً محله قدیمی، یک رودخانه یا مسجد خاص) میتواند سفری پر از شور و شعف باشد. این کار نشان میدهد ما به گذشتهی آنها احترام میگذاریم.
ضیافتهای هفتگی کوچک: هر پنجشنبه شب و یا جمعه ، یک «عصرانه رسمی» با یک میزبان مشخص (یکی از اعضای خانواده) ترتیب دهید. از آنها بخواهید یک خاطره از آن روز هفته تعریف کنند. این ساختار منظم، به زندگی ریتم میبخشد.
خاطراتی که امروز میسازیم، فردای آنها را شیرینتر میکند. شاد کردن پدربزرگ و مادربزرگ، سرمایهگذاری روی ریشههای خانوادگی است؛ لبخندشان تپش قلب نسلهاست و توجه ما، بهترین هدیهی جهان است.
در نهایت، ارتباط با پدربزرگها و مادربزرگها نه تنها یک وظیفه خانوادگی، بلکه فرصتی برای یادگیری و رشد عاطفی است. این عزیزان با تجربیات و داستانهای خود میتوانند به ما درسهای ارزشمندی از زندگی بیاموزند. ایجاد فضایی برای گفتوگو و تبادل نظر با آنها، میتواند به تقویت روابط خانوادگی و ایجاد حس تعلق خاطر کمک کند. این ارتباطات نه تنها به نفع نسل قدیمیتر است، بلکه نسل جوانتر نیز از آن بهرهمند خواهد شد.
علاوه بر این، استفاده از فناوریهای مدرن میتواند به ما در برقراری ارتباط با پدربزرگها و مادربزرگها کمک کند. ابزارهایی مانند ویدئو کنفرانس، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی میتوانند فاصلههای جغرافیایی را کاهش دهند و به ما این امکان را بدهند که با عزیزان خود در هر کجا که هستند، در تماس باشیم. این ارتباطات دیجیتال میتواند به حفظ پیوندهای عاطفی و ایجاد لحظات شاد و ماندگار کمک کند.
در نهایت، اهمیت توجه به پدربزرگها و مادربزرگها نباید نادیده گرفته شود. با ایجاد فرصتهایی برای تعامل و یادگیری از آنها، میتوانیم نه تنها زندگیشان را غنیتر کنیم، بلکه خودمان نیز از این تجربیات بهرهمند شویم. بیایید تلاش کنیم تا این گنجینههای زنده را در زندگیمان حفظ کنیم و به یاد داشته باشیم که عشق و احترام به خانواده همیشه در اولویت قرار دارد.
درباره باز شدن اینترنت
یوسف پزشکیان

تهران- ایرنا- خشونتی که با آن مواجه بودیم محصول یک عملیات حساب شده و گروههای آموزش دیده حرفهای وابسته به بیگانگان بود. در این میان ممکن است نیروهای امنیتی و انتظامی هم خطایی کرده باشند که کسی قصد دفاع از کار نادرست را ندارد و باید به آن رسیدگی شود.
برای دوستانی که درباره #اینترنت سوال دارند:
۱- من هم مثل شما اطلاع ندارم که اینترنت چه زمانی به حالت عادی برخواهد گشت. امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد.
۲- شاید نهادهای امنیتی نگران این هستند که بازگشت اینترنت زمینه را برای برهمزدن دوباره #آرامش در کشور مهیا کنه. نگرانی مهمتر این است که بسته ماندن اینترنت باعث تولید نارضایتی و افزایش شکاف بین مردم و حاکمیت میشود. یعنی کسانی که #ناراضی نبودند و نیستند به فهرست ناراضیها اضافه شوند.
۳- بستن اینترنت مثل پاک کردن صورت مسئله است. اینترنت امروز به ضروریات زندگی تبدیل شده است. همکاران دانشگاهی میخواهند به مقاله دسترسی داشته باشند یا مقالاتی را که به مجلات خارجی ارسال کردهاند پیگیری کنند. تجار میخواهند کسب و کارشان را بچرخانند. جوانترها تفریح و سرگرمیشان در اینترنت است. نهادهای امنیتی باید امنیت را با وجود اینترنت تضمین کنند.
۴- یکی دیگر از نگرانیهای امنیتیها انتشار فیلمها و تصاویری مربوط به «اعتراضات به اغتشاش کشیدهشده» هفته گذشته است.
اولا «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟». خشونتی که با آن مواجه بودیم محصول یک عملیات حساب شده و گروههای آموزش دیده حرفهای وابسته به بیگانگان بود. در این میان ممکن است نیروهای امنیتی و انتظامی هم خطایی کرده باشند که کسی قصد دفاع از کار نادرست را ندارد و باید به آن رسیدگی شود.
ثانیا انتشار فیلمها چیزی است که دیر یا زود باید با آن مواجه شویم. با بستن اینترنت چیزی حل نمیشود، فقط مسئله را به عقب میاندازیم.
۵- امیدوارم مجموعه #شعام و نهادهای امنیتی با درایت و هوشیاری از ناراحتی و نارضایتی مردم جلوگیری کنند و برای فرصتطلبان اجازه سوء استفاده ندهند.
پرداخت مبتنی بر عملکرد، تحولی بنیادین در مدیریت منابع عمومی کشور
مدیرکل دفتر برنامهریزی دیوان محاسبات به تشریح نظام بودجه ریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد در دستگاههای اجرایی و الزامات اجرای موفق آن با توجه به جایگاه نظارتی دیوان محاسبات کشور پرداخت.
باشگاه خبرنگاران جوان – فرجنژاد، مدیرکل دفتر برنامهریزی، نظارت و ارتقای کیفیت دیوان محاسبات کشور در برنامه زنده رهیافت رادیو اقتصاد با اشاره به اینکه در آییننامه بند (الف) ماده (۱۸) قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت، بر استقرار تدریجی نظام بودجه ریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد در دستگاههای اجرایی توسط سازمان برنامه و بودجه کشور تاکید شده و زمان تعیین شده در ماده ۱۲۰ این قانون، برای تدوین آیین نامه اجرایی آن با تاخیر همراه بوده است، گفت: حرکت از بودجهریزی سنتی مبتنی بر اقلام هزینه به سوی بودجهریزی عملیاتی و پرداخت مبتنی بر عملکرد، یک تحول بنیادین در مدیریت منابع عمومی است. این تحول، صرفاً یک تغییر فنی و فرمولمحور نیست بلکه نیازمند تغییر در نگرش و عمل تمامی دستگاههای اجرایی و نهادهای نظارتی است.
مدیرکل دفتر برنامهریزی، نظارت و ارتقای کیفیت دیوان محاسبات کشور بر ضرورت اجتناب ناپذیر ایجاد و بهبود فرهنگ سازمانی، تصویب قوانین پشتیبان الزام آور، تقویت روحیه پاسخگویی عمومی در دستگاههای اجرایی، هماهنگی بین وزارت امور اقتصاد و دارایی، سازمان برنامهوبودجه، سازمان امور اداری و استخدامی و دستگاههای اجرایی و نهادهای نظارتی در ظرفیتسازی و برگزاری دورههای آموزشی مختلف برای مدیران و کارشناسان دستگاههای اجرایی جهت تحقق اهداف بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد و پرداخت مبتنی برعملکرد تاکید کرد.
فرج نژاد همچنین با اشاره به اقدامات صورت گرفته در سالهای اخیر درخصوص روش تعیین معیارها و شاخصهای عملکردی، به ویژه اقدامات دولت چهاردهم، اظهار داشت: استفاده از نظرات اساتید دانشگاهی و باتجربه ملی و بین المللی، صدور احکام اعضای کارگروه نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد از سوی رئیس جمهور، از جمله فعالیتهای عملی در این حوزه است.
مدیرکل دفتر برنامهریزی، نظارت و ارتقای کیفیت دیوان محاسبات در پایان به تشریح برنامههای نظارتی و تعاملی دیوان محاسبات با مدیران دستگاههای اجرایی، به برنامه جامع حسابرسی سال ۱۴۰۵-۱۴۰۴ این نهاد نظارتی با هدف پایش عملکرد قانون برنامه هفتم پیشرفت و آئین نامههای مربوطه پرداخت و گفت: حسابرسی موضوع محور؛ بررسی قیمت تمام شده محصول و خدمات، حسابرسی عملکرد با توجه به استانداردهای حسابرسی و مولفههای صرفه اقتصادی در دستور کار دیوان محاسبات قرار گرفته و بررسی لایحه بودجه پیشنهادی سال۱۴۰۵ به ویژه بررسی بودجه پیشنهادی شرکتهای دولتی منتخب در جلسات شورای فنی دیوان محاسبات با حضور مدیران و اعضای هیات مدیره این شرکتها و با هدف تعامل و نظارت پیشگیرانه در بهمن ماه سال جاری برگزار خواهد شد.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی






