۵۹۶ میلیارد تسهیلات برای کشاورزان/ کشاورزی استان در زمین واقعیت

جایی که آمار و ارقام بار دیگر رسانه‌ها را پر کرده، رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی هم از پرداخت ۵۹۶ میلیارد تومان تسهیلات به کشاورزان خبر داده است، خبری که همراه شده با وعده ایجاد و تثبیت بیش از ۱۲۵۶ فرصت شغلی و نوسازی ماشین‌آلات کشاورزی. اما وقتی اعداد را در پس زمینه واقعی کشاورزی استان می‌گذاریم، این سؤال به‌وضوح مطرح می‌شود: آیا این پول توانسته چرخ‌دنده‌های تولید را روان‌تر کند یا صرفاً به یک آرایش عددی برای گزارشی رسمی است؟

پشت آمار
طبق خبر رسمی، پرداخت ۵۹۶ میلیارد تومان تسهیلات در سال جاری به بهره‌برداران استان انجام شده که بنا به گفته مسئولان منجر به ایجاد و تثبیت بیش از ۱۲۵۶ فرصت شغلی شده است؛ گفته ای که در نگاه نخست قابل قبول به نظر می‌رسد اما از چند منظر باید نقد و تحلیل شود.این ارقام را باید در نسبت با واقعیات ساختاری بخش کشاورزی سنجید: کشاورزی در خراسان جنوبی از دیرباز نقش کلیدی در اشتغال و اقتصاد دارد؛ به‌گونه‌ای که در سال‌های گذشته حدود ۲۸ درصد اشتغال و حدود ۳۰ درصد سهم اقتصاد استان را این بخش تشکیل داده است. نسبتی که عمق وابستگی جمعیت روستایی و خانوارها به کشاورزی را بازتاب می‌دهد.
اما این سهم بالا در اقتصاد استانی، لزوماً به معنای بهره‌وری یا سودآوری پایدار نیست، زیرا بخش کشاورزی کشور با بحران شدید منابع آبی روبه‌روست؛ بحرانی که کارشناسان آن را ناشی از سالها خشکسالی متوالی، تغییرات اقلیمی و مدیریت ناکارآمد منابع آب می‌دانند و هشدار می‌دهند سیستم‌های آبیاری سنتی و مصرف بالا، کشاورزی را در آستانه فروپاشی اکولوژیک قرار داده است.

کلیدِ رشد؟
یکی از پرسش‌های اصلی این است که این ۵۹۶ میلیارد تومان چگونه توزیع شده و چه بخش‌هایی از کشاورزان از آن بهره‌مند شده‌اند؟ تجربه‌های مشابه در استان نشان داده است که پروژه‌های تسهیلاتی اغلب شامل پروژه‌های زیرساختی، نوسازی ماشین‌آلات و فعالیت‌های متقاضی وثیقه‌دار می‌شوند، نه لزوماً حمایت گسترده از کشاورزان خرد و تولیدکنندگان کوچک در روستاها.قبلاً نیز در هفته جهاد کشاورزی ۱۰۴پروژه با اعتبار ۲۹۵ میلیارد تومان افتتاح شد که سهم تسهیلات بانکی در آن بخش رقم مشخصی بود و هدف ایجاد فرصت‌های اقتصادی نام‌گذاری شد، اما این پروژه‌ها تنها بخش کوچکی از کل اقتصاد کشاورزی را تشکیل می‌دهند.همچنین آمارهای محلی گویای آن است که پروژه‌های جهاد کشاورزی، اگرچه از نظر تعداد قابل توجه بوده‌اند، اما در سطح عملیاتی و اجرای میدانی هنوز ضعف‌هایی دارند. برای مثال، در یک گزارش آمده است که اجرای سامانه‌های آبیاری نوین در سطح هزاران هکتار صورت گرفته و راندمان آبیاری تا حدود ۴۹ درصد افزایش یافته، اما این مسیر هنوز فاصله زیادی تا بهره‌وری واقعی و پایدار دارد.

راه‌حلِ واقعی یا نمادِ تصویرسازی؟
یکی از بخش‌های مورد تأکید مدیریت کشاورزی استان، توسعه گلخانه‌ها است. بهره‌برداری از سه واحد گلخانه‌ای با زیر بنای ۸۵۰۰ متر مربع، به‌عنوان نمادی از تحول معرفی شده است؛ اما در مقیاس کل استان، چنین سطحی از زیرساخت گلخانه‌ای بسیار ناچیز است.در حالی که تلاش‌هایی در سطح کشور برای توسعه گلخانه‌ها وجود دارد و در خراسان جنوبی نیز بیش از ۸۰۰ خانوار از کشت‌های گلخانه‌ای بهره‌مند شده‌اند و تولیدات متنوعی از سبزی و صیفی‌جات تا گل و نشاء را عرضه می‌کنند، مقیاس گلخانه‌ای استان همچنان محدود است و نیاز به گسترش چشمگیر دارد تا تأثیر واقعی روی زنجیره ارزش، بازار و درآمد داشته باشد.خبر دیگری از دو سال قبل نشان می‌دهند که برنامه‌های توسعه کشت گلخانه‌ای در استان‌های مختلف، از جمله خراسان جنوبی، در حدود ۲۰۰ تا ۹۰۰ هکتار توسعه را در دستور کار دارند اما این هدف‌گذاری در مقایسه با وسعت کل خاک کشاورزی استان هنوز بسیار کوچک است.
تهدید جدی که کم‌سروصدا ماند
وحشتناک‌ترین بخش گزارش روشن نمی‌شود مگر وقتی بحرانی‌ترین مسئله کشاورزی را در پسِ تیترها جست‌وجو کنیم: بحران آب.کشاورزی در ایران بیش از ۸۸ درصد از منابع آب را مصرف می‌کند، اما سهم اقتصادی آن در تولید ناخالص داخلی نسبی کمتر است؛ این یعنی بخش بزرگی از منابع آب صرف کشاورزی می‌شود در حالی که بازده اقتصادی پایین دارد.اقداماتی مثل توسعه سیستم‌های آبیاری نوین یا گلخانه‌ها اشاره می‌شود اما وقتی مسئولان به بحران آب اشاره می‌کنند، معمولاً از زبان کلی و شعارگونه است: «مصرف آب کمتر در گلخانه‌ها» در حالی که بحران آب در استان‌های خشک مانند خراسان جنوبی، نیازمند تغییرات ساختاری در الگوی رایج کشت و آبیاری و برنامه‌ریزی بلندمدت است تا بتوان تأثیر واقعی را دید.

حقیقت پشتِ کلمات و آمار
صِرف اعلام اعدادِ درشت نمی‌تواند رشد واقعی بخش کشاورزی را تضمین کند؛ خصوصاً وقتی ساختار توزیع تسهیلات شفاف نیست و ممکن است از دست کشاورزان خرد دور بماند، گلخانه‌ها در مقیاس کوچک عمل می‌کنند و هنوز تأثیر عمیق و پایدار ندارند، بحران آب، پاشنه آشیل واقعی کشاورزی است که با شعار مدیریت منابع آبی حل نمی‌شود و آمارها اگرچه امیدوارکننده به نظر می‌رسند، اما بر مبنای پروژه‌های کوچک و مقطعی‌اند و نه تحولی بنیادی.در نهایت، گزارشی که فقط به تیترهای رسمی بسنده کند، واقعیت‌های میدانی را نخواهد دید. آنچه برای توسعه واقعی کشاورزی خراسان جنوبی لازم است، شفافیت در نحوه تخصیص منابع، توجه به معیشت کشاورزان خرد، اصلاح الگوی کشت و سیاستی جدی در مدیریت آب است نه فقط آمارسازی برای گزارش رسمی.